آتش زبانه می کشد، برجان درختان بلوط در جای جای زاگرس
تابستان است و گرما با بادهای تندی که بر علف های خشک می وزد تا آتش افروخته را هر لحظه بر تنه بلوط های زاگرس شعله ور تر کند، بلوط هایی که می سوزند تا باریدن باران بر دامنه های زاگرس محتمل تر شود .
می دانید زاگرس حیات جاودان طبیعی و بنیان افتخارات اجتماعی دور و نزدیک جغرافیای سرزمین ما بر بستر تاریخ گذشته، امروز و آینده ماست.
سراسر چین های منظم و دره های باز با دشت های وسیع زاگرس، کانون زندگی بخش مردمان خویش بوده است.
زاگرس بر فراز شمال غرب کشور تا انتهای جنوب شرق در قوس تنگه هرمز طاق ها و ناوهای خود را گسترانید.
رشته عظیم زاگرس را با رودخانه های خروشان و چشمه های جوشان متعدد که پیچ و خم های کوه ها را یکی پس از دیگری می پیمایند در میان رشته کوه های جهان می شناسند.
چین های منظم زاگرس با محور موازی بسان یاردانگ ها در رسوبات دریاچه های گذشته، شرایط را برای سکونت و ارتباط اقوام کوچ رو، روستاها و شهرها فراهم آورد.
زاگرس امروز در آتش میسوزد. اما آتش تنها تن درختان را نمیسوزاند؛ بلکه حافظه تاریخی، ثروت طبیعی و آینده آبی سرزمینی را تهدید میکند که خود را «تمدن کهن» مینامد. زاگرس، فراتر از یک پدیده جغرافیایی، بلکه ستون زیستی و اجتماعی ایران است. شناخت این کوهستان، نخستین گام برای نجات آب است.
زاگرس، گنجی استراتژیک برای تأمین آب کشور است. جنگلهای بلوط زاگرس مانند سدی طبیعی از فرسایش خاک و تبخیر جلوگیری کرده و با تغذیه سفرههای آب زیرزمینی، ثبات زیستی مناطق پاییندست را تضمین می نمایند.
درختان بلوط سکان حیات و پدران و مادران باران هستند، جادوگرانی با موتورهای کوچک اقلیمی که می توانند باران را به این سرزمین باز گردانند.
با سوختن این جنگلها، چرخه حیات مختل میشود. کاهش بارش باران ، کاهش نفوذ آب به زمین، خشکشدن چشمهها، و افزایش گرد و غبار از تبعات آشکاریست که سالهای اخیر تجربه کردهایم.
شاید تنها کوهستانی که در جهان اندک شباهتی به زاگرس داشته باشد کوهستان راکی در امریکای شمالی می باشد با دو سرنوشت متفاوت !!!
راکی، در سایه مدیریت علمی، قوانین حفاظتشده، سرمایهگذاری در گردشگری پایدار و آموزش عمومی، پارک های ملی به یکی از نمادهای زیستبوم موفق در جهان بدل شده است.
در مقابل، زاگرس با آنکه غنیتر است، درگیر تخریب تدریجی، آتشسوزیهای گسترده، قطع درختان، بهرهبرداری ناپایدار و بیتوجهی مردمی شده است
زاگرس امروز در معرض تهدیدی همهجانبه قرار دارد: آتشسوزی، خشکسالی، سیاستگذاری ناقص. و نجات زاگرس، تنها در گرو همگرایی ملی است.
باید در این شرایط بحرانی ، نگاه به زاگرس بهعنوان «منبع حیات» و نه یک «منبع بهرهبرداری» باز تعریف شود.
اگر کشوری تنها زاگرس را داشته باشد، نباید غم نبود آب بر دل مردمانش بنشیند امروز، این کوهستان پژواک ناله آینده ای ناپایدار است .