مبانی آبادی، آب است و آب را طبیعت هدیه می کند و طبیعت را اقلیم و کانی های سنگ می سازند تا پوشش گیاهی و جانوری و انسان دارای بستر حیات شوند.
تخریب آبادی یا ناشی از مدافعین نا آشنا است و یا از فقر و تندستی و یا ناشی از منافع طلبی تمام نشدنی انسان است پشتوانه منافع طلبان ایدئولوگ های سرمایه داری جهانی هستند تا با قهقرای طبیعت سازنده آبادی، سلطه بر کشور فراهم شود.
تاریخ ۳۰۰۰ ساله اخیر می گوید دولتمردان غربی بیشترین فجایع را در طبیعت جهان آفریده اند.
ما به جد نیاز به روشنگری و اطلاع رسانی درست و گوشزد به آن دسته از مدافعان طبیعت که بدون شناخت طبیعت، خود را کنشگر معرفی می کنند، داریم.
مروری بر عملکرد ها:
✓ نخست؛ سازمان ملل متحد که خود تحت هدایت سرمایه داری جهانی مخرب طبیعت و ضد انسانهای کره خاکی است. از جمله با اعزام کارشناسان خود (فائو) در دهه ۴۰ شمسی روش قهقرای کهن ترین جنگل جهان یعنی هیرکانی را به مدرسین و دانش آموختگان علوم جنگل ایران آموخت.
✓ دوم؛ آزادی عمل به صاحبان مدارج بویژه دکترای علوم جنگل و محیط زیست تا بدون نیاز به دانش تجربی تحقیقی بر اساس تعبیر و تفسیر شخصی به آموزش طبیعت بپردازند.
✓ سوم؛ آزادی عمل به مدعیان مدافع جنگل و طبیعت محیط زیست تحت عنوان کنشگر طبیعت بدون آنکه طبیعت مورد نقد را بشناسند!
واقعیت این است که در مراجع علوم طبیعت، طبیعت شناس تربیت نشد بنابراین غالب دانش آموختگان دانشگاههای علوم طبیعت، دروغهای بزرگ را به سهولت پذیرا می شوند.
در واقع غافل از ترفند استعماری پذیرای هر آنچه هر کس گفت، می شویم بدون آنکه از صحت و سقم دانش پژوهشی آن فرد در عرصه طبیعت مطلع باشیم و خواسته یا ناخواسته بازنشر دهنده دیدگاههای غیر اصولی و طبیعت ستیزانه شده ایم.
بعنوان مثال؛ بنام کنشگر می گوید طی سالهای اخیر صدها تن خاک کشور از بین رفت، اما نمی گوید از کدام محل و چگونه به این رقم رسیده است.
یا می گوید تالاب… از بین رفت، اما از چگونگی و راهکار نجات تالاب در عرصه و روش احیای آن هیچ نمی گوید، چون در عرصه طبیعت، عمر پروهشی نداشته است!
دهه هاست این افراد بنام کنشگر از طبیعتی می گویند که هیچ پژوهشی از راز شکل گیری طبیعت و بنیان شکل گیری اکوسیستم هایش و نقش آن در چرخه حیات نگفته اند، که در انحراف دوستداران طبیعت بسیار موفق بوده اند!
طبیعت شناس، اکوسیستم شناس است که طی دهه های اخیر ندیدم مدرسی، محققی، کارشناسی، کنشگری و… اکوسیستم جنگل، مرتع، تالاب و… را بشناسد و از نقش هریک بگوید!
بنابراین نیاز اول طبیعت:
مطالبه راهکار نجات طبیعت با چارچوب مدون و مصوب طراحی حفاظت و حمایت از جنگلها، مراتع و حیات وحش به تفکیک هر حوزه آبخیز است!
روایتگری وضعیت موجود با ارائه آمارها و شواهد یعنی گفتن از درد اما نخستین و مهمترین گام درمان درد، شناخت عمیق و دقیق درد است چه اگر درد را بدرستی تشخیص دهیم و ریشه های پیدایش درد را بشناسیم، ساده ترین کار، درمان است و گرنه هر چه کنیم صرفاً موقتی، زودگذر و تسکینی است و نه شفابخش!