دو هفته قاصد از پی قاصد میفرستند و آتشبس را التماس میکنند و در لحظههای آخرِ رسیدن به زمان عمل به تهدیدی که میدانند از عهدهی آن بر نمیآیند، با تن دادن به چهارچوب ۱۰ بندی پیشنهادی ایران برای مذاکره، موافقت ایران برای دو هفته آتشبس را به دست میآورند که صرف پذیرش شروط ایران، شکست بزرگ دیگری برای آنهاست.
با این وصف، به جای نشستن واقع بینانه به پای میز مذاکره و دانستن حد خود، آمرانه و زیاده خواهانه به دنبال چیزهایی روی میز مذاکره هستند که در پی به دست آوردنشان در میدان جنگ شکست خوردند و به دست و پا افتادند.
آنها به ظاهر هنوز در وهم هژمونی ابرقدرتی خود هستند و از دستی که برتری ندارد و بازندهی میدان است، دستوری به پای میز مذاکره میآیند.
چه ابلهانه است وقتی در دو دور مذاکره در قدرت و دو بار جنگ در میانهی هر دور مذاکره و دو بار عملیات ویژه در این دو جنگ برای خارج کردن اورانیوم غنی شده از دست ایران شکست خوردهاند، اینک که بازندهی میداناند، طمع رسیدن به مقصود نامراد خود در پای مذاکره با برندهی میدان دارند! تنگهای که در میدان باختهاند جای خود دارد. ترامپ به الاغی در گِل مانده میماند که هر بار از گِل بیرون نیاورده، با جفتک پرانی دوباره، باز در گِل گیر میکند.
رییس جمهور روان پریش آمریکا پس از ناکامی در باز کردن تنگه هرمز، تهدید به محاصرهی دریایی میکند؛ این در حالی است که در ابتدای بستن تنگه توسط ایران، او برای کاهش فشار بینالمللی در نتیجهی فشار بر اقتصاد جهان، تحریم را از فروش نفت ایران برداشت. این تهدید ترامپ یادآور سکانسی از کمدین مشهور انگلیسی «نورمن ویزدوم» است که برای ترساندن طرف مقابل خود میگفت : «دستها بالا و الا بی حرکت»!
محاصرهی دریایی و عدم اجازه به عبور کشتیهایی که از ایران اجازهی عبور از تنگه هرمز را گرفتهاند، به معنای انسداد کامل تنگه و نه حرکتی علیه ایران، که علیه شرکا و دوستان آمریکاست. آیا آمریکا مانع عبور نفت خریداری شدهی ژاپن، کره جنوبی، هند و پاکستان میشود؟ آیا آمریکا میتواند مانع عبور نفت خریداری شدهی چین شود؟
شروط ۱۰ بندی ایران دامی بود برای ترامپ و او دانسته و ناگزیر، به دنبال گریز از پاسخ کوبنده و بسیار سخت ایران به تهدید توخالیاش (فرستادن ایران به عصر حجر) به این دام افتاد و گمان میبرد با تهدید و قلدری در شبکههای X و تروث سوشال میتواند به آن چه در میدان به دست نیاورده یا باخته، در میز مذاکره برسد.

