نماد سایت پایگاه فرهنگی اجتماعی سپهر جنوب

کوه‌نوردی ایران؛ بحران در رفتار یا فروپاشی در ساختار

جامعه کوه‌نوردی ایران دیگر با حادثه غریبه نیست؛ گویی هر هفته نام تازه‌ای بر سنگ مزار کوهستان نوشته می‌شود. هر بار چند روز اندوه، چند پیام تسلیت، چند تصویر سیاه، و سپس… سکوت.

اما پرسش اینجاست؛
آیا کوهستان خطرناک‌تر شده است، یا ما کوه‌نوردی را خطرناک‌تر کرده‌ایم؟

من معتقدم امروز بحران، تنها در رفتار افراد نیست؛ ساختار نیز بیمار شده است.
وقتی ساختار بیمار باشد، رفتار نیز به تدریج منحرف می‌شود.

کوه‌نوردی ایران سال‌ها بر ستون‌هایی استوار بود که نامشان تجربه، اخلاق، آموزش، رفاقت، احترام به پیشکسوت و حرمت کوه بود.
امروز بسیاری از این ستون‌ها ترک برداشته‌اند.
باشگاه‌ها گسترش یافته‌اند، اما آیا کیفیت نیز رشد کرده است؟
مدرس کم داریم؛
مربی فراوان شده است.
مدرک زیاد شده؛
استاد کم شده است.
صعود زیاد شده؛
کوه‌نورد کمتر شده است.
امروز آموزش نیز قسطی شده است؛
هر کس بخشی را می‌آموزد و همان را تمام کوه‌نوردی می‌پندارد.

باشگاه‌هایی تأسیس می‌شوند که گاه بنیان‌گذارانشان هنوز در ابتدای راه تجربه‌اند.
هیأت‌ها در بسیاری موارد ابزار مؤثر برای ارزیابی و نظارت ندارند.
سابقه جای خود را به تبلیغات داده است.
فضای مجازی، اعتبار را از میدان عمل ربوده است.
رقابت جای رفاقت را گرفته است.

هر هفته مسابقه‌ای نانوشته برای ثبت عکس، رکورد، سرعت و نمایش آغاز می‌شود.
صعودهای یک‌روزه به فرهنگ غالب تبدیل شده است؛
فرهنگی که گاهی فرصت شناخت کوه، شناخت هوا، شناخت تیم و حتی شناخت خویشتن را از انسان می‌گیرد.
از همه خطرناک‌تر، افزایش صعودهای شتاب‌زده و تصمیم‌های هیجانی است؛
صعودهایی که گویی بازگشت در آنها اهمیتی ندارد.
راهنمایان کم‌تجربه، تیم‌های پرجمعیت، بی‌توجهی به آموزش، نادیده گرفتن هشدارهای هواشناسی و کم‌رنگ شدن فرهنگ «نه گفتن به صعود» زنجیره‌ای ساخته که پایان آن اغلب با عملیات امداد و گاه با مرگ همراه است.

اشتباه بزرگ دیگر، کم‌رنگ شدن مرز میان کوه‌نوردی و گردشگری است.
گردشگری ارزشمند است؛
اما کوه‌نوردی یک رشته تخصصی است.
وقتی این دو بدون تعریف دقیق در هم آمیخته شوند، توقع، آموزش، مسئولیت و مدیریت خطر نیز در هم می‌ریزد.
اکنون زمان آن رسیده که جامعه کوه‌نوردی ایران، پیش از آنکه برای کشته‌های بعدی عزادار شود، برای اصلاح خود تصمیم بگیرد.
اصلاح از تغییر آیین‌نامه‌ها آغاز می‌شود، اما در همان‌جا پایان نمی‌یابد.

باید جایگاه آموزش بازتعریف شود.
نظام تربیت مربی بازنگری شود.
صلاحیت باشگاه‌ها به‌صورت واقعی ارزیابی گردد.
راهنمای کوهستان، شأن حرفه‌ای پیدا کند.
هیأت‌ها اختیار نظارتی مؤثر داشته باشند.
سابقه و تجربه دوباره اعتبار پیدا کند.
و مهم‌تر از همه، اخلاق دوباره به کوهستان بازگردد.
کوه، دشمن ما نیست.

دشمن، غرور، شتاب، نمایش، بی‌انضباطی و فراموشی تجربه است.
اگر امروز ساختار اصلاح نشود،
فردا تنها تعداد تابلوهای تسلیت بیشتر خواهد شد.
جامعه کوه‌نوردی ایران هنوز فرصت دارد؛
اما این فرصت، همیشگی نیست.

نجات کوه‌نوردی ایران، نه با فتح قله‌های بیشتر، بلکه با ساختن انسان‌های آگاه‌تر آغاز می‌شود.

پاورقی-کوهستان کوه‌نویس_زارعیان

خروج از نسخه موبایل