نخستین و مهمترین نکته، عدم توجه به حساسیتهای زمانی و روحی جامعه است. ما اکنون در شرایطی هستیم که کشور و مردم مبعوث شده، در عزای رهبر شهیدمان و شهدای جنگ میهنی سوم قرار دارند. روزی نیست که خبر تلخ شهادت عده ای از مدافعان مظلوم وطن در نیروهای مسلح و همچنین عده ای از شهروندان بی گناه در خطه جنوب در آتش حملات جنگنده های ارتش تروریستی آمریکا نشنویم.
دل ملت از جان هایی که در جنگ اخیر از دست رفته خون است و بسیاری از خانوادهها سوگوار و عزادار عزیزان خود در این نبرد دفاعی هستند. در چنین شرایطی، برگزاری برنامههایی که با روحیه عزاداری و احترام به ایثارگران در تضاد است، از نظر اخلاقی و اجتماعی، رفتاری ناهنجار و بیملاحظه تلقی میشود.
از سوی دیگر، اگر به تقویم نگاهی بیندازیم، در ماه صفر هستیم؛ ماه و زمانی که علیالاصول باید در فضای غم آلالله و غمگساری با اهل بیت علیهماالسلام و بازنگری در خویشتن سپری شود. اجرای برنامههایی از این دست که با عرف مذهبی و شئونات جامعه همخوانی ندارد، گویی قرار است با بیتفاوتی نسبت به ارزشهای معنوی، مسیر زندگی اجتماعی را از سمت درست خود منحرف کنند.
افزون بر این کسی با شادی و طراوت مردم و به خصوص جوانان مخالف نیست اما آیا در بوشهر سالن اختصاصی و ورزشی کم داریم که به بهانه ورزش، فضای عمومی یک مرکز تجاری که اساسا تناسبی با فعالیت ورزشی ندارد و صرفا کاربری تجاری دارد برای حرکات غیرمتعارف و خارج از قاعده عده ای جوان آن هم به صورت مختلط قرار گیرد.
همزمانی این اتفاق با شرایط ناپایدار فعلی در کشور که البته مشابه چنین برنامه هایی را در پردیسان تهران و یکی دیگر از نقاط ساحلی کشور در این ایام تجرا شد می تواند نشانه هایی از یک جریان منسجم و جهت دار با برنامه ریزی قبلی قلمداد کرد اما مع الاسف، بار دیگر یک پرسش بنیادین و چالشبرانگیز را پیش روی ما قرار میدهد: دستگاههای متولی و نظارتی در برابر این جریانهای ناهنجار در کجای این زنجیره قرار دارند؟ چرا در فضاهای عمومی و مراکز تجاری تحت نظارت، اجازه داده میشود که برخلاف موازین شرعی و عرفی، چنین صحنههایی به نمایش گذاشته شود و در فضای مجازی منتشر گردد؟
بخش دردناکتر ماجرا، احتمال وجود یک نوع «سواستفاده فرصتطلبانه» است. آیا مدیریت «بوشهر مال» با درک این موضوع که کشور از یک سو درگیر شرایط جنگی و بحرانی است و از سوی دیگر، حاکمیت به دلیل حفظ وحدت ملی و عبور مصلحتآمیز از بحران، نسبت به برخی ناهنجاریهای اجتماعی و شرعی موضعی منعطفتر گرفته است، بستری برای خود ایجاد کرده است؟ آیا این مرکز تجاری از این خلأ نظارتی و فضای گذار، برای تبلیغات خود و جلب توجه حداکثری از طریق نمایش رفتارهای غیراخلاقی و ناهنجار استفاده کرده است؟ آیا قرار است این مرکز با الگوبرداری از مدل هایی که در مراکز تجاری آن طرف آبی مرسوم است، نقش خود را به عنوان مرجع جریان های ساختارشکنانه، تعریف نموده و این قسم دهن کجی به ارزش های جامعه را پرچمداری کند و در سایه انتساب این مرکز به نزدیکان یکی از مسئولان، از حاشیه امنیت و مصونیت برخوردار باشد.
اگر چنین باشد، این تنها یک خطای ساده نیست، بلکه نوعی بیدرنگی در رعایت ارزشهای ملی و مذهبی برای رسیدن به سود تجاری است. مراکز تجاری نباید تنها به دنبال جذب مشتری باشند، بلکه باید خود را بخشی از بدنه اخلاقی و اجتماعی جامعه بدانند و در زمانهای سخت، همراه و همسو با روحیه ملی و مذهبی مردم باشند، نه عامل تفرقهافکنی و بیحرمتی به مقدسات و ایثارگران.

