نماد سایت پایگاه فرهنگی اجتماعی سپهر جنوب

روزنامه نگاری؛ زیستن بر لبه تیغ

هفدهم مردادماه را در سالنامه خورشیدی روز خبرنگار نامیده‌اند و دستگاه‌ها، سازمان‌ها، ادارات و… هر ساله به این بهانه اهالی رسانه را گرد هم آورده و ضمن بیان عملکرد دستگاه مربوط، با هدیه‌ای (هرچند ناچیز) از ایشان قدردانی کرده و می روند تا سالی دیگر و باز همین روند تکراری و ناخوشایند و نمایشی …

💠 خبرنگار و گرفتاری‌های خبرنگاری؛ گمشده روز خبرنگار

هفدهم خردادماه روز خبرنگار است، نه روز رسانه و همین برای مظلومیت و بی بهایی رسانه در ساختار حکمرانی کشور بسنده است. خبرنگار از ارکان اساسی رسانه است و بدون خبرنگار، رسانه بی معناست؛ اما در نشست های روز خبرنگار، تنها چیزی که دیده نمی‌شود، خبرنگار و گرفتاری‌های خبرنگاری است و کاش در روز خبرنگار فقط خبرنگاران حضور می‌یافتند و به چالش‌ها و گرفتاری‌های این قشر مظلوم و رها شده در سپهر رسانه‌ای پرداخته می‌شد و روز دیگری را برای رسانه در سالنامه نامگذاری می‌کردند تا رسانه هویت یابد و از گوشه برون آید و خبرنگار در روز خود نیز در محاق نیافتد.

💠 احیای هویت و مرجعیت بخشی؛ ضرورت امروز رسانه

رسانه همچون دیگر بخش‌ها در حوزه حاکمیتی و سیاست گذاری گرفتار نگاه‌های سلیقه‌ای، جزیره‌ای، سیاسی و موسمی است؛ به گونه ای که با تغییر دولت‌ها، رویکردها به رسانه نیز دچار دگردیسی و رفتارهای متناقض و محدود کننده می‌شود و گاهی چنان عرصه بر رسانه تنگ می‌گردد که رسانه را تنها چیزی که نمی‌توان گفت، رسانه است و نمونه بارز شعری است که:

شیر بی یال و دُم و اِشکَم که دید؟
این چنین شیری خدا خود نافرید

متولی حاکمیتی رسانه تا کنون نتوانسته برای احیای هویت، مرجعیت بخشی و بهبود جایگاه رسانه در حکمرانی تدبیری بیاندیشد و طرحی دراندازد تا رسانه بیش از این ناکارآمدتر، خنثی تر و بی اثرتر نگردد و بال و بازوی حکمرانی گردد.

💠 اهالی رسانه؛ پاسبانان حریم و حرمت رسانه

هرچند متولی رسانه و سیاست گذاری‌های حاکمیتی در حوزه رسانه ایرادات بنیادین دارد، اما کسانی که باید پاسبان حریم و حرمت رسانه باشند، اهالی رسانه هستند و خود آیا به عنوان اصحاب رسانه، به راستی حرمت نگهدار و حریم دارِ ساحت رسانه بوده‌ایم؟ ما رسانه‌ها همواره جوالدوزمان بهر دیگران تیز و زبان‌مان تند، اما سوزن مان بهرِ خود، کُند است! به راستی تا به حال از خود پرسیده‌ایم به عنوان رسانه و اهل قلم، عملکردمان چه بوده است؟ آیا خودپایشی و خودپالایی کرده‌ایم؟ آیا سوزنی هم بر خود زده و به نقد خویش پرداخته‌ایم؟ اگر رسانه در ساختار سیاسی و حکمرانی از جایگاه حقیقی برخوردار نیست، آیا ما اهالی این وادی در فرو کاستن جایگاه و حراج هویت رسانه سهمی نداریم؟ ما که اصلاح و صلاح جامعه در گرو سلاح مان – قلم – است و خداوند به آن سوگند یاد کرده، آیا به راستی قلمداری و قلم بانی کرده و دامن رسانه را از پلشتی‌ها و بداخلاقی ها پاک نگه داشته‌ایم؟
نگارنده بر این باور است که چوب حراج بر جایگاه و رسالت رسانه را اول ما اهالی رسانه زده‌ایم. البته این قاعده کلی نیست، بلکه بخشی از جامعه رسانه را در بر می‌گیرد که در حال افزایش است و همچنین نقش و کژ کارکردی حاکمیتی در این راستا را منکر نمی‌شود، اما چنین نمی‌پندارد که سهم و نقش خود را نبینیم و بی انصافی کنیم.

💠 فیک نیوز و باج نیوز؛ رِحِمِ اجاره‌ای و شبیخون رسانه‌ای

از بلایا و آسیب های گریبانگیر رسانه پدیده نوپای فیک نیوز و باج نیوز است که با رویکرد تخریبی، تلکه‌ای و ابزاری، رسالت و ماهیت رسانه را زیر پا نهاده و با شتاب رو به فزونی‌اند. هرچند برخی رسانه ها ماهیت شان باج خواهی است و رسانه را ابزاری برای کسب پولهای کثیف کرده و با همین نیت شکل گرفته اند اما بی گمان، کانون های ثروت همچون مدیران سیاسی تحمیلی بر صنایع و صاحبان رانت و… برخی از این رسانه نماهای خودفروخته را برساخته‌اند تا ابزاری برای منافع و مطامع‌شان باشند و با سفارشی نویسی و سیاه نمایی بر مدیر یا مدیرانی بتازند و به زیرشان کشند تا گزینه مورد نظر، مدیر و صاحب منصب گردد و در واقع اینها «رحم اجاره‌ای» و مدیران و گردانندگان‌شان، ظاهری و شکلی و جیره خور و عروسک خیمه شب بازی‌اند و از این آوردگاه به اندازه استخوانی برخوردارند و این جماعت نان به نرخ روز خور که به اندک بها و پشیزی تن به چنین خفتی می‌دهند، ننگ رسانه‌اند و کار حرفه‌ای و شرافتمندانه اهالی شریف و راستین رسانه را خدشه دار و جایگاه رسانه را قربانی مطامع و منافع افراد و گروه‌ها و صاحبان رانت و… کرده و سزاوار است متولی رسانه‌ها به عنوان نهاد حاکمیتی و نظارتی، مسئولانه و متعهدانه زیر لوای قانون با چنین پدیده ننگینی برخورد نماید و دامن رسانه را از این ننگ بزداید و از دیگر سوی، اهالی رسانه و نهادهای صنفی همچون خانه مطبوعات و انجمن‌های روزنامه نگاری و… به این ماجرا ورود و از گسترش و فراگیری ویروسی و قارچی این رسانه نماها جلوگیری کنند و بر ماست که تکلیف‌مان را با این شبیخونِ رسانه‌ای روشن کنیم تا بیش از این حرمت و جایگاه رسانه فرو نریزد.

💠 رسانه؛ نهاد آگاهی بخشی و جریان سازی، نه بنگاه اقتصادی

از مهمترین چالش‌های رسانه‌ای، اقتصاد رسانه و تأمین هزینه‌هاست که کمر رسانه را شکسته و سبب وابستگی آنها شده و رویکرد آماری و کَمّی گرایی متولی رسانه سبب افزایش شمار رسانه‌ها و فروکاست کیفیت گردیده است. برای استقلال مالی و اقتصاد رسانه آن هم با این تورم لگام گسیخته و افزایش کمرشکن هزینه‌ها هیچ اقدام حمایتی و اثرگذاری نشده است، جز توزیع آگهی‌ها که آن هم همواره ناعادلانه و مناقشه برانگیز بوده و سبب شده است تا نشریاتی که نمی‌خواهند وابسته باشند، نفس‌های‌شان به شماره افتاده و کم کم به محاق رفته و به خاطره‌ها بپیوندند. همین حمایت نکردن‌ها و رها شدگی اقتصاد رسانه سبب شده تا شماری از رسانه‌ها برای پایداری و ماندگاری ناگزیر به وابستگی مالی به صنایع و سازمان‌ها و ادارات و … شوند تا جایی که برخی رسانه‌ها نقش روابط عمومی را برای آنها ایفا کرده و به دلیل وابستگی مالی صرفاً تریبون و بلندگوی منابع مالی خود باشند و از حقیقت نگاری دور گشته و کارکرد حقیقی و رسالت راستین خود را رها نمایند و در این فضای غبارآلودی که رقم می‌زنند، فضا را بر رسانه‌های غیر وابسته و تولید محتوا محور تنگ کرده و هم حریم و حرمت رسانه را شکسته و هم حق گویی و مطالبه گری را قربانی می‌کنند.
فراموش نکنیم که تأمین منابع مالی با وابستگی به کانون‌های ثروت و رانت هرچند سود مالی دارد، اما عزت و آزادگی و منافع ملی را باید برای آن قربانی کرد. رسانه در آغاز شکل گیری باید برای اقتصاد و منابع مالی خود چاره جویی کرده باشد و بتواند بخش قابل توجه هزینه‌های خود را تأمین و منبع پایدار درآمدی داشته باشد تا بتواند کسری و کمبود منابع را با جذب آگهی و رپورتاژ و تبلیغات و… تکمیل نماید و رسانه به معنای حقیقی باشد و نه به سان بنگاه اقتصادی صرفاً در پی کسب درآمد باشد.

💠 تولید محتوای تخصصی؛ گمشده رسانه

قاطبه رسانه‌ها به دلایل مختلف از جمله تأمین مالی رفته رفته خبرنامه و روزی نامه شده و از خبرنگار تخصصی و هیأت تحریریه تخصصی بی بهره اند و تولید محتوای تخصصی اختصاصی کمتر دیده می‌شود تا جایی که در نشست‌های خبری با دستگاه‌های مختلف، پرسش‌های تکراری و سطحی و غالباً غیر تخصصی مطرح می‌شود و وقت نشست صرفاً به گزارش عملکرد مدیران می‌رسد و رسانه بازگو کننده و روایتگر محض است و توان تشخیص درست یا نادرست گفته‌ها و ادعاهای مدیران را ندارد و اگر مدیری ادعای واهی کند و آدرس غلط دهد، کمتر رسانه‌ای آن را تشخیص می‌دهد و بر ما رسانه‌ها وظیفه است که در تقویت دانش رسانه‌ای و رسانه تخصصی بودن همت گماریم و بخاطر بسپاریم که وزن علمی و تخصصی ما مهمترین سرمایه و اعتبار ماست که حتی در اقتصاد رسانه هم اثر چشمگیر دارد و بی گمان بهای همکاری با رسانه‌های تخصصی بسیار بیشتر و گرانتر از رسانه‌های غیر تخصصی است. وانگهی افزایش تراز علمی و تخصصی رسانه سبب رشد و ارتقای دانش مدیران و روابط عمومی‌ها خواهد شد، چون ناگزیرند از قافله رسانه‌های تخصصی واپس نمانند.

💠 گفتـــارِ واپسیـــن

ما رسانه‌ها هرچند گرفتاری‌های فراوانی داریم و به سختی روزگار می گذرانیم و انتقادات جدی و مطالبات دقیق و عمیقی از متولی رسانه داریم که به دلیل کوتاهی‌ها، کژ انگاری‌ها و روزمرگی نهادهای صنفی‌مان نتوانسته‌ایم به حقوق پایمال گشته‌مان برسیم، اما اینها نباید دستاویز و بهانه‌ای برای ندیدن خطاها و انحرافات حرفه‌ای خودمان باشند و رواست که حداقل به مناسبت روز خبرنگار، آسیب شناسانه خودپایشی کنیم و بی تعارف و تکلف، صادقانه به نقد خود بپردازیم و برای پاسداشت حریم و زدودن دامن رسانه از پلشتی‌ها و بداخلاقی‌ها همت گماریم. اگر ما اهالی رسانه ساحت رسانه را پاس بداریم و ارزان فروشی، کم فروشی، سفارشی نویسی، تخریب و سیاه نمایی، منافع شخصی و گروهی را بر منافع ملی برگزیدن، تأمین منابع مالی به هر قیمت و… در قاموس‌مان نگنجد و بلکه خط قرمزمان باشد، بی گمان کارکرد رسانه‌ای حق نگارانه، اخلاق مدارانه و منافع ملی محورانه خواهیم داشت. تأمین منابع مالی رسانه ایرادی ندارد، اما نه به هر قیمتی، تا جایی که برای جلب رضایت و خوشایند صاحبان منابع مالی حتی از تخریب و تهمت به همکار خود هم دریغ نورزیم و برای جلب نظر ایشان گوی سبقت از همگنان خویش ربوده و به هر قیمتی تن به آن دهیم. رسانه‌ای که صرفاً با هدف مال اندوزی و کسب ثروت باشد، نه تنها ارج و بهایی ندارد که ننگ رسانه است.

به یاد بسپاریم که ما رسانه‌ها یگانه عامل وضع موجود نیستیم، اما رویکرد صرف اقتصادی، رفتار غیرحرفه‌ای و عملکرد غیر تخصصی ما بی شک سهم و نقش قابل توجهی دارد و به امید روزی که متعهدانه قلم بزنیم، منصفانه نقد کنیم و شرافتمندانه پاسبان حریم خویش باشیم؛ چرا که سپهر رسانه و حرفه روزنامه نگاری به سان زیستن بر لبه تیغ است و ضرورت است سخت مراقب خویش باشیم که اگر از اسب بیفتیم از اصل نیفتیم.

خروج از نسخه موبایل