نماد سایت پایگاه فرهنگی اجتماعی سپهر جنوب

ارزش‌های تربیتی قربانی درآمدزایی  

در حالی که فضای عمومی کشور با یادبود حماسه‌های دفاع مقدس و سوگ قربانیان جنایات جنگی در مدارس و سالن‌های ورزشی، غرق در بازاندیشی در ارزش‌های ملی و مذهبی است، بازنشر ویدئوهای موزون و پرزرق‌وبرق از مدارس غیرانتفاعی در شبکه‌های اجتماعی، شکاف عمیقی میان واقعیت‌های اجتماعی و رفتارهای آموزشی ایجاد کرده است. تضاد میان جنجال‌های ویدئوهای موزون مدارس غیرانتفاعی با فضای سوگ ملی،  ضرورت بازنگری در نظارت بر نهاد آموزش در تقارن حماسه دفاع مقدس و فصل شکوفایی مدارس با حال و هوای این روزهای جنگی کشور را دوچندان می کند.

در روزهایی که ملت ایران با یادکرد سالروز دفاع مقدس و تجلیل از رشادت‌های مدافعان وطن در جنگ هشت ساله، خود را در فضای معنوی و حماسی بازمی‌یابد، مشاهده برخی محتواهای منتشر شده از مدارس غیرانتفاعی، نوعی تکان مغزی فرهنگی است. ویدئوهایی که در آن دانش‌آموزان با موسیقی‌های پرزرق‌وبرق و حرکات موزون، تلاش می‌کنند تصویری از شادابی و مدرن بودن خود ارائه دهند، در تقابل مستقیم با جو روانی حاکم بر کشور قرار گرفته‌اند.

ما اکنون در وضعیتی هستیم که می‌توان آن را شبه جنگ نامید؛ وضعیتی که در آن، زخمی که از جنایات جنگی در مدارس میناب و سالن ورزشی لامرد بر پیکره جامعه نشسته، هنوز التیام نیافته است. شهادت دانش‌آموزانی که در میان بازی و آموزش بودند، حقیقتی تلخ است که هر نوع نمایش بی‌پایه و بی‌هدف را در فضای آموزشی، بی‌احترامی به خون این عزیزان تلقی می‌کند. چگونه می‌توان در میان صدای سوگ برای قربانیان بی‌گناه، به نمایش‌های رقص‌گونه و موسیقی‌محور در نهادهای آموزشی پرداخت؟

رسالت اصلی معلم و مربی، فراتر از انتقال دانش یا جذب دانش‌آموز است. وظیفه ذاتی مربیان، تربیت نسل آینده ساز و باارزش است؛ نسلی که بتواند در برابر طوفان‌های فرهنگی ایستادگی کند. آنچه امروز در برخی مدارس غیرانتفاعی مشاهده می‌شود، به نظر می‌رسد فراتر از یک اشتباه آموزشی، راهی برای جذب مخاطب و افزایش درآمدزایی است. گویی در دایره محاسبات صاحبان و موسسان این آموزشگاه‌ها، ترازوی هزینه و فایده بر ترازوی ارزش‌ها و اصول تربیتی سنگینی می‌کند. این رویکرد، نه تنها از وظایف مربیگری فاصله گرفته، بلکه گویی گامی آگاهانه یا ناآگاهانه به سوی اجرای چراغ خاموش سند ۲۰۳۰ است که در آن، آموزش از مفهوم معنوی و هویت‌ساز خود تهی شده و به یک کالای تجاری صرف تبدیل می‌شود.

نکته نگران‌کننده در این میان، نه تنها رفتار موسسان، بلکه انفعال عجیب و بی‌نظر برخی نهادهای متولی است. سکوت و عدم مداخله مدیران و مسئولان در ادارات کل آموزش و پرورش و حتی وزارتخانه، به‌ویژه در بخش حراست، سوالات جدی را برمی‌انگیزد. وقتی محتوایی که با هویت ملی و ارزش‌های تربیتی ما در تضاد است، به راحتی در فضای مجازی بازنشر می‌شود و به عنوان نمادی از پیشرفت آموزشی جلوه می‌کند، باید پرسید وظیفه نظارتی این ادارات چیست؟

آموزش غیرانتفاعی نباید به بهانه‌ی سودآوری، از مرزهای اخلاقی و فرهنگی عبور کند. مدارس باید کانون‌های پرورش شخصیت و وفاداری به ارزش‌های جامعه باشند، نه صحنه‌هایی برای تولید محتوای ترند شده در شبکه‌های اجتماعی. اگر امروز اجازه دهیم نمایش‌های سطحی، جایگزین سنگینی و وقارِ آموزش شوند، در آینده با نسلی روبرو خواهیم بود که نه با حماسه آشناست و نه با ارزش‌های ریشه‌دار؛ نسلی که تنها به دنبال جذابیت‌های گذرا و مصرفی است.

زمان آن رسیده است که وزارتخانه و نهادهای نظارتی، با نگاهی دقیق‌تر و سخت‌گیرانه‌تر، بر محتوای آموزشی و رفتاری این مراکز نظارت کنند تا مسیر آموزش، از مسیر اصلی خود که همان تربیت انسان‌های آگاه و متعهد است، منحرف نگردد.

خروج از نسخه موبایل