اگر قرار باشد امروز از «پیشگامان کوهستان ایران» سخن بگوییم، نخست باید خودِ مفهوم پیشگامی را از نو تعریف کنیم؛ زیرا پیشگام الزاماً کسی نیست که بلندترین قله را صعود کرده، بیشترین برنامه را اجرا کرده، عنوان بیشتری دارد یا سالهای بیشتری در ساختارها حضور داشته است.
«پیشگام» کسی است که مرز فهم را جابهجا میکند و پس از او، جامعه چیزی بیش از یک صعود، یک عنوان یا یک خاطره در اختیار دارد.
«فدراسیون» میتواند پیشگام باشد، اگر از مدیریت صرفِ ساختار عبور کند و به تولید دانش، سیاستگذاری علمی، صیانت از کوهستان و توسعه پایدار برسد. «هیأتهای استانی و شهرستانی» زمانی پیشگاماند که فقط مجری برنامه و بخشنامه نباشند و به شناخت علمی، فرهنگی و محیطزیستی سرزمین خود تبدیل شوند. ساختار، بهخودیخود پیشگام نیست؛ آنچه به ساختار ارزش تاریخی میدهد، «اثر آن بر آینده» است.
«باشگاهداران» نیز اگر باشگاه را صرفاً محل ثبت برنامه و صدور گواهی نبینند، میتوانند نسل آینده را تربیت کنند. «گروهها» نیز میتوانند تجربههای پراکنده را به فرهنگ عمومی کوهستان تبدیل کنند. اما تجربهای که به دانش تبدیل نشود، پس از مدتی فقط تکرار یک عادت قدیمی است.
«مربیان» و «مدرسان» از مهمترین پیشگاماناند؛ زیرا آنان فقط فن صعود منتقل نمیکنند، بلکه نوع نگاه نسل آینده را میسازند. آموزش گره، طناب، مسیر، امداد و فنون فنی ضروری است؛ اما آموزش «چرا»، «کجا»، «چه زمانی»، «تا کجا» و «با چه پیامدی» است که انسان را از مجری یک برنامه به «کوهنورد آگاه» تبدیل میکند.
«هیمالیانوردان»، «سنگنوردان»، «درهنوردان»، «طبیعتگردان» و دیگر شاخههای تخصصی نیز میتوانند پیشگام باشند؛ اما ارتفاع، دیواره، دره و مسیر، بهتنهایی سند پیشگامی نیستند. یک صعود بلند ممکن است تنها یک رکورد باشد و یک پیمایش کمارتفاع، اگر با پژوهش، مستندسازی و شناخت همراه شود، بتواند برای یک منطقه دانش ماندگار تولید کند.
«صعودهای انتحاری» نیز نباید با پیشگامی اشتباه گرفته شوند. خطرپذیریِ بیمحاسبه، الزاماً شجاعت نیست و عبور از مرز توان انسان، بدون شناخت ظرفیت طبیعت و ارزیابی خطر، الزاماً پیشرفت محسوب نمیشود. پیشگام واقعی کسی است که «منطق خطر» را میشناسد، نه کسی که فقط به خطر نزدیکتر میشود.
در کنار همه اینها، «کوهشناس»، «پژوهشگر»، «نویسنده»، «مستندساز»، «محیطزیستگر»، «راهنمای محلی» و جوامع بومی نیز میتوانند از پیشگامان واقعی باشند؛ حتی اگر نامشان کمتر دیده شود. زیرا تاریخ کوهستان را فقط کسانی نمیسازند که بر قله ایستادهاند؛ کسانی نیز میسازند که دربارهی کوهستان اندیشیده، آن را شناخته، ثبت کرده و برای حفاظت از آن کاری ماندگار انجام دادهاند.
مسئله امروز جامعه کوهستان ایران، کمبود عنوان نیست؛ کمبود «معیار» است. باید از پرسش «چه کسی بیشتر صعود کرده؟» به پرسش «چه کسی بیشتر فهمیده و چه چیزی به فهم ما افزوده است؟» برسیم؛ از «چه کسی مشهورتر است؟» به «چه کسی اثر ماندگارتری گذاشته است؟»
«پیشگامی» صندلی ریاست نیست؛ «مسئولیت تاریخی» است. مدال نیست؛ «اثر» است. عنوان نیست؛ «دانش و میراث» است.
اگر روزی تاریخ کوهستان ایران نوشته شود، فقط فهرست قلهها و رکوردها نخواهد بود؛ باید معلوم شود چه کسانی کوهستان را از «محل صعود» به «موضوع شناخت» تبدیل کردند.
و اینجا همان جایی است که باید کمی صریحتر گفت:
«قله را بسیاری دیدهاند؛ اما فهم کوهستان را چند نفر ساختهاند؟»
پیشگام واقعی کسی نیست که فقط زودتر به قله رسیده است؛ پیشگام کسی است که «راه فهم قله» را برای دیگران هموار کرده و پس از رفتنش، کوهستان را برای جامعه «قابلفهمتر، قابلحفاظتتر و قابلزیستتر» به جا گذاشته است.
#پاورقی_کوهستان

