۲۴, مرداد,۱۴۰۴ | ۸:۵۵ ب.ظ
5868
683
4 دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۲۴, مرداد,۱۴۰۴ | ۸:۵۵ ب.ظ
5868
683
4 دیدگاه
روزهای گذشته همرسانی یک خبر در سپهر اجتماعی استان بوشهر فراگیر شد و واکنش های فراوانی داشت:
«خداحافظی حمید زارعی از دنیای سیاست»
این خبر اگر برای هر کسی شگفت آور بود برای من خرسند کننده بود و خواستم در این باره بنویسم اما گفتم چند روزی صبر کنم.
حمید زارعی را همگان از موافق و مخالف و همفکر و غیر همفکر، با صفات پسندیده و اخلاق ستوده اش، با فروتنی و ادب و اصالتش، با مردم داری و صدای مردم بودن و برای مردم بودنش، با بی ریایی و درستکاری و پاکی اش، با اندیشه وری و گفتمان محوری اش و…. می شناسند و هر کسی هم مخالف اوست نه به سبب بدکرداری، زشت گفتاری و کژپنداری اوست بلکه صرفاً برآیند سیاست زدگی و تندروی های سیاسی است که شریف ترین انسانها هم اگر در طیف فکری شان نباشد را برنمی تابند.
اندوهگینان و خرسندان این حرکت حمید زارعی چند دسته اند:
شمار زیادی از کنشگران سیاسی و اجتماعی از تصمیم حمید اندوهگین شدند که چرا باید از وجود انسانی شرافتمند و متعهد در فضای سیاسی محروم شوند و این منحصر به جریان اصلاح طلبی نیست که در جریان مقابل نیز انسانهای شریفی هستند که نبود فردی همچون حمید زارعی را برای فضای سیاسی خسارت می دانند.
دسته ای هم در جبهه مخالف حمید زارعی هستند که شاد و مسرورند چون آنان یا کاسبان سیاسی اند یا تندروهای سیاسی.
چرا من از این تصمیم خرسندم؟
حمید زارعی را چند سالیست می شناسم و آشنایی مان نه از باب سیاست که مطالبه گرانه بود، آنجا که تنها مسئولی بود که با وجودی که اداره فرهنگ و ارشاد هیچ سنخیتی با پویش محیط زیستی نجات بیرمی نداشت اما تنها مسئولی بود که همراه مردم در تنگه شیرینه شد و پویش را پویشی فرهنگی محیط زیستی کرد که همچنان زنده و پوینده است. در مورد بسیاری مسایل جامعه از سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و محیط زیستی گفتگوهای مفصلی داشته ایم و اندیشه و مرامش را نیک می شناسم و هرچند پس از این تصمیم تاکنون همکلام نشده ایم اما با شناخت عمیقی که از اندیشه و روحیات حمید دارم، با وجودی که محتوای پیامش دردمندانه است، تصمیمش را خردورزانه، هوشمندانه، زمان شناسانه و مطالبه گرانه می دانم. حمید بیش و پیش از آنکه سیاسی باشد فرهنگی است. از جنس فرهنگ و هنر و ادب است و مطالبه گری اش هم فرهنگی است. حمید سیاست ورز است نه سیاست زده و تصمیم مدبرانه اش را باید از زوایای مختلف تحلیل کرد.
پیامش به ظاهر شاید دردمندانه باشد اما رنج نامه بخشی از سپهر سیاست است که اندیشه محورند. همواره گفته ام سیاسیون دو گونه اند: «اندیشه وران» و «پیشه وران». اندیشه وران به گفتمان سیاسی پایبند و باورمندند و پیشه وران، کاسبان و سوداگران وادی سیاست اند و نگاه بازاری و کالایی به سیاست دارند و در این آوردگاه نابرابر همواره پیشه وران، دولتمند و اندیشه وران، درویشانند! رانت های اقتصادی، دولتمندی و صاحب منصبی سهم پیشه وران و اعتباربخشی، جریان سازی و هزینه و تاوان دادن سهم اندیشه وران است و همین معادله نابرابر سبب به ستوه آمدن و بریدن اندیشه مندان دغدغه مند است و «تصمیمِ حمید» کنشی هوشمندانه برای رهایی سیاست از استثمار پیشه وران و قماربازان سیاست است و هر کسی را دل در گرو سیاست دارد و سیاست ورزی می داند امروز باید کنش هوشمندانه حمید زارعی را بشناسد و برای درمانش بکوشد.
خداحافظی زارعی از سیاست فریاد بلند دادخواهی گروه اندیشه وری است. زارعی قمارباز سیاست نیست که همچون کسانی که روز نخست با لاریجانی بسته بودند و چون رد صلاحیت شد به ستاد قالیباف پیوستند و البته عنایت و مرحمتی هم به ستاد جلیلی داشتند و در مرحله فینال به پزشکیان پیوستند و امروز میانداری و میدان داری می کنند و همسانان و همگنان خویش بر می گزینند.
زارعی از روز نخست وارد میدان شد و ستاد پزشکیان در دشتی را تحویل گرفت و کاری کرد کارستان اما همچون همیشه، مجاهدان شنبه بر یاران جمعه چیره گشتند. بر آنان حرجی نیست و حمید هم از این جماعت رنجشی ندارد چرا که بازار مکاره سیاست خریدار مجاهدان شنبه است و نیک آگاهم که خداحافظی اش کنشگرانه است نه قهرگونه و نهیب و تلنگری بر اندیشه وران سیاسی است که بیدار شوند و پلشتی ها، انحصارها و پدرخواندگی های سیاسی، رانت ها و کاسبی ها، دکان های دونبش سیاسی، منصب فروشی ها، منافع عمومی فدای منافع شخصی و تیمی شدن و… را از دامن سیاست بزدایند.
خداحافظی حمید زارعی از جنس نافرمانی مدنی است، نافرمانی که مخاطبش اندیشه وران سیاسی اصلاح طلب است نه سیاسی نماهایِ کرکره ایِ موسمیِ انتخاباتی. او سکوت نکرده و خاموش نشده بلکه فریادی به بلندای سکوت است.
حمید زارعی جدی ترین گزینه مدیرکلی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بود و وقتی سنگ اندازی ها کردند و پرسیدم شرایط را چه می بینی؟ گفت من برای کار کردن آمده ام، فرهنگ و هنر استان را می شناسم، برنامه دارم و ارائه دادم، جان شیفته خدمت به اهالی فرهنگ و هنرم، اما اینها سبب نمی شود که به هر قیمتی در این جایگاه باشم و برای منصب، سر خم نمی کنم و نکرد و چنین شد.
ستادهای مرکزی و مردمی کجای داستانند؟ حمید زارعی برای شما ستادیون، به اندازه یک بیانیه نمایشی هم بها نداشت؟ آیا پنداشته اید که زارعی یک نفر و تنهاست؟ خیر، او نماد و نمود یک کنش مطالبه گرانه درون جناحیست که امیدوار است با بازنگری در کنشگری سیاسی و پوست اندازی و اصلاح گری سیاسی، مسیر کژراهه و بداخلاقانه موجود دگرگون و در مدار اخلاق مداری و سیاست ورزی افتد.
زارعی در فراز پایانی پیامش می نویسد: «با این حال، تعهدی که به حامیان، اعضای ستاد، همراهان و مردم حامی پزشکیان دارم مرا وادار میکند که به عنوان یک مطالبهگر سیاسی و اجتماعی ادامه دهم و صدای مردم باشم.»
او تعلق، تعهد و پایبندی اش را به مردم می داند نه به سوداگران سیاست. اخلاق مدارانه در کنار مردم و همراهان و اعضای ستادش می ایستد و می گوید تعهدی که به اینها دارم وادارم کرده که در قامت مطالبه گر سیاسی و اجتماعی و صدای مردم باشم.
حمید مرد همیشه بهار مردم داری است و امروز هم برای ماندن کنار مردم و صدای مردم بودن چنین کرد. سیاست ورز است نه بازیچه سیاست و سکوتش هم کنشگرانه است و از سیاست خداحافظی نکرده بلکه بین خود و کاسبان سیاسی مرزبندی کرد. او اصلاح طلب اندیشه ای است و نه برای خودش که شجاعانه برای نجات اندیشه سیاسی اش کنشی اصلاح گرایانه کرد. پیام حمید زارعی محکی است برای عیارسنجی اصلاح طلبان اندیشه ورز که پایبند اندیشه اصلاح طلبی اند نه شیفته و مرید و سینه چاک کاسبان اصلاح طلبی.
این خداحافظی نیست بلکه آغاز فصلی نوین و گذار از کنشگری منفعلانه به کنشگری عملگرا و جریان ساز است و معتقدم که خداحافظی او «تصمیمی حمید(پسندیده)» است و از این منظر بسیار خرسندم که بالاخره پویش اندیشه ورزی سیاسی در استان آغاز گشته است. نامه حمید زارعی، خداحافظی و سکوت و خاموشی نیست، فریاد بلند «هل من ناصر ینصرنی» است که هر که دلش برای اندیشه اصلاح طلبی می تپد برخیزد و طرح دراندازد و کاری بکند.
درود جناب محبی عزیز و بزرگوار ، متاسفانه جامعه را تهی از افراد دلسوز و باسواد و اندیشه ورز می خواهند که چنین شمشیر از رو می کشند تا نیروهای کار آمد را کنار بزنند. پیشه وران سیاسی همچون شبه هنرمندانی هستند به قول مانا یاد غلامحسین ساعدی که وقتی به میدان می آیند عرصه را بر هنرمندان واقعی تنگ می کنند و زمان امور را با چاپلوسی و نون به نرخ روز خوری بدست می گیرند و باعث بانی عقب ماندگی فرهنگی و سیاسی می شوند و جامعه را محروم می کنند از نیروی کارآمدی که دل در گروه پویایی و جامعه خود دارند. بسیارند این کاسبان سیاسی که باعث و بانی عقب ماندگی مملکت هستند و با پرویی دست بردار هم نیستند.
حمید زارعی نمونه واقعی شخصیت سیاسی اخلاقمدار و فرهنگی هنری است که وجودش بسلامت باد و همچنین حضرتعالی سلامت و پایدار باشید جناب محبی عزیز 🙏
درود. حمید زارعی از انسهانهای پاک و توانمند و از جنس فرهنگ و هنر است. مردم دار و آزاده و وارسته . حیف است که از وجود چنین انسانهایی محروم شویم.
سلام
تنگنظریهای مسوولان اجرایی و معنوی استان بوشهر باعث محروم شدن مردم استان از یک فرهیخته بهتمام معنا صادق و اخلاقی و فرهنگی شده است. این مدیران اجرایی و معنوی باید پاسخگوی وجدان خود هم باشند.
درود بر جناب ضرابیان. براستب که استان از خدمات ارنده فرزند شایسته خود محروم شد.