لطفا کمی منتظر بمانید ...

×
Generic selectors
Exact matches only
جستجو در عنوان
جستجو در محتوا
Post Type Selectors

سر تیتر خبرها

صفحه اصلی › › سونامی گرانی؛ فردا را به امروز نبازیم

۱۸, مهر,۱۴۰۵ | ۷:۲۰ ق.ظ

8321

14

بدون دیدگاه

یادداشت

سونامی گرانی؛ فردا را به امروز نبازیم

طاها یزدان‌پناهی _ خبرنگار

پایگاه محیط زیستی و فرهنگی اجتماعی «سپهــر جنــوب»

این روزها شاید بیش از همیشه به آدم‌هایی نیاز داریم که به جای شمردن فقط آنچه از دست رفته، به آنچه هنوز می‌توان ساخت فکر کنند؛ به جوانانی که با همه دشواری‌ها درس بخوانند، مهارت بیاموزند، کار کنند، تجربه کنند، شکست بخورند و دوباره آغاز کنند. آینده، هرچند سخت، هنوز نوشته نشده است. و شاید مهم‌ترین وظیفه ما در این روزهای دشوار همین باشد: نه واقعیت را انکار کنیم و نه تسلیم واقعیت شویم. باید ایستاد، باید آموخت، باید ساخت و باید امیدوار ماند…

این روزها زندگی برای بسیاری از مردم، شبیه عبور از رودخانه‌ای پرخروش است؛ رودخانه‌ای که آبش گاه گل‌آلود و مسیرش ناهموار است. گرانی، تورم، کاهش قدرت خرید و انباشت مشکلات اقتصادی، سفره بسیاری از خانواده‌ها را کوچک‌تر و تحمل بسیاری از مردم را دشوارتر کرده است. جوانی که باید با رؤیای ساختن آینده قدم بردارد، گاهی پیش از رسیدن به نخستین پله‌های زندگی، با دیوار بلند هزینه‌ها، مسکن، اشتغال و دغدغه فردا روبه‌رو می‌شود.

انکار این واقعیت، نه مشکلی را حل می‌کند و نه امیدی می‌آفریند. مردم خسته‌اند؛ اما خستگی با تسلیم شدن فرق دارد. زندگی همیشه در روزهای آرام و بی‌دغدغه ساخته نمی‌شود. گاهی درست در سخت‌ترین فصل‌هاست که آدمی معنای واقعی ایستادن، صبوری و دوباره برخاستن را می‌آموزد. امید، به معنای ندیدن مشکلات نیست؛ امید یعنی با وجود دیدن همه دشواری‌ها، هنوز باور داشته باشیم که می‌توان کاری کرد.

ما به نسلی نیاز داریم که سختی را ببیند، اما خودش را نبازد؛ واقعیت را بفهمد، اما رؤیا را کنار نگذارد؛ مطالبه‌گر باشد، اما از مسئولیت شخصی خود نیز غافل نشود. جوانان این سرزمین بیش از آنکه به جملات کلیشه‌ای درباره «صبر کنید، همه چیز درست می‌شود» نیاز داشته باشند، به فرصت، اعتماد، آموزش، کار و میدان عمل نیاز دارند. امید زمانی ریشه می‌گیرد که انسان احساس کند تلاشش بی‌ثمر نیست و می‌تواند بخشی از آینده را خودش بسازد.

در روزگاری که قیمت بسیاری از چیزها هر روز تغییر می‌کند، شاید یکی از مهم‌ترین سرمایه‌هایی که هنوز می‌توان حفظ کرد، توان ایستادن و ادامه دادن باشد. دانش، مهارت، اخلاق، ارتباط مؤثر، خلاقیت، انضباط، سلامت، اعتمادبه‌نفس و عشق به کار، ثروت‌هایی هستند که تورم نمی‌تواند ارزششان را از بین ببرد. نباید اجازه بدهیم فشار اقتصادی، سرمایه‌های انسانی ما را نیز از ما بگیرد؛ اینکه جوانی به این نتیجه برسد که دیگر هیچ راهی وجود ندارد، از هر زیان اقتصادی خطرناک‌تر است.

گاهی انسان در مواجهه با مشکلات، آن‌قدر به سنگینی مسیر خیره می‌شود که فراموش می‌کند هنوز قدم‌های خودش را در اختیار دارد.قرار نیست همه‌چیز یک‌شبه تغییر کند. قرار نیست مشکلات کوچک جلوه داده شوند. قرار نیست به مردم گفته شود سختی‌ها را نبینند. حرف این است که در میان همه این دشواری‌ها، خودمان را هم از دست ندهیم.

اگر رودخانه‌ای گل‌آلود است، باید صبر کرد تا راه عبور را پیدا کرد؛ اگر پلی نیست، باید به ساختن پل فکر کرد؛ و اگر راهی بسته است، باید راه دیگری جست‌وجو کرد. انسان با امید زنده است؛ اما امید واقعی، دست روی دست گذاشتن نیست. امید، همان نیرویی است که آدم را از جا بلند می‌کند تا دوباره تلاش کند.

این روزها شاید بیش از همیشه به آدم‌هایی نیاز داریم که به جای شمردن فقط آنچه از دست رفته، به آنچه هنوز می‌توان ساخت فکر کنند؛ به جوانانی که با همه دشواری‌ها درس بخوانند، مهارت بیاموزند، کار کنند، تجربه کنند، شکست بخورند و دوباره آغاز کنند. آینده، هرچند سخت، هنوز نوشته نشده است. و شاید مهم‌ترین وظیفه ما در این روزهای دشوار همین باشد: نه واقعیت را انکار کنیم و نه تسلیم واقعیت شویم.

باید ایستاد، باید آموخت، باید ساخت و باید امیدوار ماند؛ زیرا ملتی که امید ساختن را از دست بدهد، پیش از آنکه چیزی را در میدان زندگی ببازد، آینده‌اش را باخته است.

هنوز می‌توان ساخت؛ حتی اگر روزگار، ساختن را سخت‌تر از همیشه کرده باشد.

انتهای پیام/

https://sepehrjonoub.ir?/p=8321