لطفا کمی منتظر بمانید ...

×
Generic selectors
Exact matches only
جستجو در عنوان
جستجو در محتوا
Post Type Selectors

سر تیتر خبرها

صفحه اصلی › › ایران در میدان داده‌ها؛ سیاست، اقتصاد و مسئولیت رسانه

۸, اسفند,۱۴۰۴ | ۲:۴۶ ب.ظ

7518

8

بدون دیدگاه

یادداشت اجتماعی

ایران در میدان داده‌ها؛ سیاست، اقتصاد و مسئولیت رسانه

سید محی الدین حسینی‌مقدم _ کارشناس‌ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه

پایگاه محیط زیستی و فرهنگی اجتماعی «سپهــر جنــوب»

کلام امروز ما، دعوت به بازاندیشی در سیاست‌گذاری داده، تقویت مرجعیت علمی در تصمیمات فناورانه و بازتعریف نقش رسانه در عصر الگوریتم‌هاست. اگر داده سرمایه است، اعتماد عمومی نیز سرمایه‌ای به‌مراتب راهبردی‌تر است. بدون اعتماد، هیچ زیست‌بوم دیجیتالی پایدار نخواهد ماند.

تحولات چند سال اخیر نشان داده است که قدرت در جهان معاصر، بیشتر در لایه‌های نامرئی جریان دارد؛ در «داده»، در «الگوریتم» و در توانایی تحلیل و پیش‌بینی رفتار جمعی. آنچه زمانی ابزار بود، اکنون به زیرساخت اقتدار اقتصادی و حتی سیاسی بدل شده است.

در این میان، کتاب سرمایه‌داری دیجیتال و داده‌ها با تمرکز بر منطق انباشت ارزش در اقتصاد پلتفرمی، توضیح می‌دهد چگونه داده از یک محصول جانبی به «سرمایه» تبدیل شده است؛ سرمایه‌ای که محصول کارخانه نیست، در زیست‌جهان روزمره شهروندان تولید می‌شود. این جابه‌جایی کانون تولید ارزش، پیامدهای عمیقی برای کشورهایی دارد که در حال بازتعریف جایگاه خود در نظم جهانی‌اند.

شرکت‌های فراملی فناوری از گوگل تا متا نشان داده‌اند که چگونه می‌توان با اتکا به تحلیل کلان‌داده، بازار، افکار عمومی و حتی الگوهای مصرف فرهنگی را هدایت کرد. مسئله شاید در ظاهر امر توسعه فناوری باشد، اما مسئله، «حکمرانی داده» و نسبت آن با حاکمیت ملی، عدالت اقتصادی و اعتماد اجتماعی است.

ایران امروز، هم‌زمان با چالش‌های اقتصادی و محدودیت‌های بیرونی، درون یک گذار دیجیتال پرشتاب قرار دارد. اقتصاد پلتفرمی، کسب‌وکارهای دانش‌بنیان و گسترش خدمات برخط، ظرفیت‌هایی واقعی ایجاد کرده‌اند. اما هم‌زمان، شکاف‌های مهارتی، ناهمگونی دسترسی به زیرساخت‌ها و ضعف در تنظیم‌گری داده، می‌تواند به بازتولید نابرابری در شکل جدیدی بینجامد.

در چنین شرایطی، رسانه به‌طور قطع نمی‌تواند بازتاب‌دهنده اخبار فناوری باشد. وظیفه حرفه‌ای رسانه، تبیین لایه‌های پنهان تحولات است؛ تحلیل نسبت فناوری با معیشت مردم، با اشتغال جوانان، با امنیت اقتصادی و با سرمایه اجتماعی. افکار عمومی، میان انبوه روایت‌های هیجانی و گاه متناقض فضای مجازی، نیازمند چارچوب تحلیلی دقیق و مستند است.

سرمایه‌داری دیجیتال، اگر بدون سیاست‌گذاری هوشمندانه پیش رود، ممکن است اقتصاد را به سوی تمرکز بیشتر قدرت و ثروت سوق دهد. اما همین سازوکار، در صورت تدوین قواعد شفاف، حمایت هدفمند از نوآوری داخلی و ارتقای سواد داده‌ای جامعه، می‌تواند به ابزاری برای افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌های ساختاری بدل شود.

مسئله اصلی، انتخاب میان «پذیرش منفعل» و «کنش فعال» است. آینده دیجیتال نه تهدیدی اجتناب‌ناپذیر است و نه فرصتی تضمین‌شده؛ بلکه میدان رقابتی است که نیازمند دانش تخصصی، اجماع نخبگانی و تصمیم‌سازی مبتنی بر شواهد است.

کلام امروز ما، دعوت به بازاندیشی در سیاست‌گذاری داده، تقویت مرجعیت علمی در تصمیمات فناورانه و بازتعریف نقش رسانه در عصر الگوریتم‌هاست. اگر داده سرمایه است، اعتماد عمومی نیز سرمایه‌ای به‌مراتب راهبردی‌تر است. بدون اعتماد، هیچ زیست‌بوم دیجیتالی پایدار نخواهد ماند.

ایران برای عبور از این مقطع، نیازمند عقلانیت نهادی، شفافیت در حکمرانی و گفت‌وگوی مستمر میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی و جامعه است. این تعامل و گفت‌وگو و هم‌افزایی، اگر بر مدار واقع‌گرایی و منافع ملی شکل گیرد، می‌تواند مسیر توسعه‌ای متوازن را هموار سازد.

آنچه گفتیم در واقع تلاشی است برای صورت‌بندی مسئله‌ای که آینده اقتصاد و فرهنگ ما را رقم خواهد زد. در میدان داده‌ها، آنکه قواعد را بهتر بفهمد و دقیق‌تر تنظیم کند، سهم بیشتری از آینده خواهد داشت.

انتهای پیام/