۱۳, خرداد,۱۴۰۵ | ۷:۱۱ ب.ظ
7830
39
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
پرداختن به موبایل و کار با تبلت و رایانه و مشغول شدن نسل جوان به ماهواره و شبکههای اجتماعی و فضاهای مجازی و بازیهای نصب شده در گوشیهای تلفن همراه از دیگر دلایل عدم توجه این نسل بویژه عدم رغبت فرزندان و دانشآموزان و دانشجویان به مطالعه کتب غیر درسیاشان است. رسانههای فراوان مکتوب و برخط، دیداری و شنیداری و… ازجمله روزنامهها و خبرگزاریها نیز چون اغلب از سوی افرادی بیگانه با کتاب و کتاب خوانی اداره میگردند چندان تمایلی به پرداختن و تولید محتواهای مرتبط با کتاب و کتابخوانی ندارند.
در پاسخ به این پرسش که چرا فرزندان ما دیگر کتاب نمیخوانند و به کتاب روی خوش نشان نمیدهند حرف و سخن بسیار باید گفت و دلایل فراوانی دارد. زمانی که در جامعه و در محیط تحصیل و کار و اشتغال و در بین اعضای خانواده کتاب در اولویت خوانش و تورق و برگ زدن و نگاه سطحی و ساده نیست و یا تا زمانی که عکر و ذهن پدر مادرها و افراد نزدیک به فرزندان ما مسائلی غیر از کتاب همچون معیشت و تأمین خورد و خوراک روزانه باشد جایی برای بررسی و یااندیشه خرید کتاب و مطالعه آن نمیماند. فرزندان ما در هر کاری به رفتار وگفتار و عملکرد بزرگترها و خصوصاً پدر و مادر وفامیلهای اطراف و هم سن و سالهای خود نگاه کرده و الگوبرداری میکنند. الگوهای امروز فرزندان ما الگوهای کتابخوانی نیستند. بیشتر چهرهها و سلبریتیهای جامعه از کتاب گریزانند ورساناهای ملی ما و از جمله صدا و سیما کتاب و کتابخوانی را تبلیغ نمیکنند. فکر و ذهن بزرگان و مدیران جامعه در راستای توجه به کتاب و کتابخوانی نیست و شاکله ذهنی و روانی آحاد و اقشار جامعه ایرانی به سمت و سوی کتاب و کتابخوانی نبوده و نرفته و مسائلی غیر از کتاب در اولویت فکری و اعتقادی و باورهای مردم و مدیران اجرایی میباشد به همین جهت فرزندان ما نیز با برداشت خود از جامعه پیرامونی و اطرافیان و الگوهای اجتماعی و روابط خانوادگی و… بیخیال امر کتاب و کتابخوانی و مطالعه کتب غیر درسی میشوند. از اینها که بگدریم قبول کنیم ما نیاز سنجی در حوزه مطالعه اقشار و گروههای سنی را به درستی انجام ندادهایم به این معنا و مفهوم که نتوانستهایم نیاز واقعی هر گروه سنی جامعه را به کتابهای مورد نیاز و مفید مطالعهاشان در آورده و مورد بررسی قرار دهیم و در آن راستا یا در ان زمینهها تولید فکر و انتشار کتاب داشته باشیم. در ایران بویژه در کتابخانههای عمومی و کتابفروشیها و در همه دانشکاهها و مدارس و بعضا ارگانها و مؤسسات دولتی و غیر دولتی و حوزههای علمیه و بنیادهای فرهنگی و لا اقل در خانههای ما کتاب به وفور یافت میشود اما آیا همه کتابها و نشریات و نوشتههای مکتوب قابل خواندن و مورد علاقه فرزندان و جوانان ما هستند و به دیگر معنا آیا هر کتابی را میتوان خواند و همه کتابها مفید فایدهاند؟ قطعاً و حتماً که پاسخ منفی است. در کشور ما کتاب به صورت نه چندان سنجیده و حساب شده گرد اوری و تألیف و منتشر میگردد و ناشران هم اغلب به صورت عمومی و غیر تخصصی کتاب را از نویسندگان و نویسنده نماها گترهای و فلهای منتشر میکنند و در نهایت کتابها به بازار چاپ و نشر و کتاب فروشیها میرسد و با بهای گزاف کتابهایی فاقد اطلاعات و محتواهای لازم و بصورت غیراستاندارد عرضه میگردد. پس نتیجه میگیریم برای اینکه فرزندان ما و خصوصاً دانشآموزان و دانشجویان ما اگر بخواهند کتابخوان شوند و بر علم و معلومات عمومی خود بیفزایند نیازمند طی کردن مراحل سخت و دشوار و پیچیدهای هستند که مهمترین آن قرار گرفتنشان در چرخه مطالعه و موقعیت خواندن و نوشتن است. جامعه امروز ایران با خواندن و تحقیق و پژوهش بیگانه است و راه را از چاه و چاه را از راه نمیشناسد. نخبگان اجتماعی و اهل فرهنگ و مطالعه نیز به کار خود مشغول و ان رسالتی که بر عهده آنان نهاده شده را به درستی و کمال و تمام انجام نمیدهند. علاوه بر آن منابع مفید و عیر تکراری در حوزهها و موصوعات مختلف کتاب و کتابخوانی چندان به وفور یافت نمیشود. فقر شدید منابع مطالعاتی و دور بودن میزان مبلغ درج شده بر روی کتابها با میزان درآمد عمومی جامعه همخوانی ندارد و به عبارتی کتابها گران است. کتابهایی که هم گرانند و هم مفید فایده نیستند و اغلب دور از دسترس علاقهمندانشان هستند. وگرنه روح حاکم بر جامعه ایرانی تا بوده و هست بر کتاب و کتابخوانی و مطالعه و بررسی آثار بوده اما باتوجه به دلایل گفته شده و عواملی دیگر همچون عدم ارایه مشوقهای لازم از سوی مسئولان امور ومتولیان اجرایی برای ترغیب کتاب و کتابخوانی و ترویج فرهنگ مطالعه در جامعه و پرداختن اهل منبر و خطابه و مؤثران جامعه به مسائلی غیر از کتاب و وجود دستهای عمدی و غیرعمدی یا پنهان و آشکار دور کردن نسلهای امروز و فردای ایران از کتاب و کتابخوانی و دانستن و آگاهی موجب شده تا فرزندان ما قید کتاب رازده و به اموری دیگر به جز مطالعه و کتابخوانی علاقه نشان داده و دهند. وزارتخانههای آموزش و پرورش و ارشاد و علوم سه وزارتخانه بیبرنامه و فاقد طرح و محتواهای لازم و ترغیبکننده عموم به خرید کتاب و مطالعه کتب غیردرسی دانشآموزی و دانشجوییاند. رسانه ملی یعنی رادیو و تلوزیون هم تا تبلیغات تجاری و خوراکی باشد سمت تبلیغات کالاها و محصولات فرهنگی مثل کتاب نمیرود و تولید محتوا و برنامهسازی نمیکند.
پرداختن به موبایل و کار با تبلت و رایانه و مشغول شدن نسل جوان به ماهواره و شبکههای اجتماعی و فضاهای مجازی و بازیهای نصب شده در گوشیهای تلفن همراه از دیگر دلایل عدم توجه این نسل بویژه عدم رغبت فرزندان و دانشآموزان و دانشجویان به مطالعه کتب غیر درسیاشان است. رسانههای فراوان مکتوب و برخط، دیداری و شنیداری و… ازجمله روزنامهها و خبرگزاریها نیز چون اغلب از سوی افرادی بیگانه با کتاب و کتاب خوانی اداره میگردند چندان تمایلی به پرداختن و تولید محتواهای مرتبط با کتاب و کتابخوانی ندارند. بنابراین این گونه شد و میشود که فرزندان ما و از جمله دانشآموزان و دانشجویان و جوانانمان به دلایل و عوامل گفته شده در بالا به مطالعه کتب غیردرسی که سطح آگاهیهای عمومی، اطلاعات و دانش به روزشان را بالا میبرد علاقهای نشان نداده و مطالعه کتاب درسیاشان نیز برایشان چندان ذوق و اهمیتی در بر ندارد.