۴, خرداد,۱۴۰۵ | ۹:۵۳ ق.ظ
7757
49
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۴, خرداد,۱۴۰۵ | ۹:۵۳ ق.ظ
7757
49
بدون دیدگاه
فشار روحی که خانوادهها در این شرایط جنگی و تعطیلی مدارس تحمل میکردند، باعث میشد که حوصله و صبوری کمتری نسبت به قبل راجع به آموزش و یادگیری دانشآموز داشته باشند و بار سنگینتری را نسبت به قبل تحمل میکردند. از آنجایی که فاصله مکانی زیادی با دانشآموزان نداشتم و تعطیلی مدارس، این تصمیم را از سر ناچاری و عشق به تعلیم و تربیت گرفتم. ایثار همهجا باید پررنگ باشد، حتی در کار و محل زندگی.
دقیقاً از زمان دعای تحویل سال که برایشان آرزوی سلامتی کردم و بینهایت دلتنگ خندهها و صدای شیرینشان بودم، از خداوند خواستم هم قوت قلبم باشد و هم چراغ راهم تا در این راه موفق شوم. با مدیر مدرسه مشورت کردم و با رضایت والدین، کلاسم بعد از پایان تعطیلات نوروز به صورت حضوری در منزل آغاز شد.

چالشهایی مانند قضاوت نابجا. نگرانی از هرگونه مشکلی که برای دانشآموز حین رفت و آمد و سر کلاس پیش بیاید. فقط خدا میداند که حس من به آنها چیست. فشرده شدن تدریس طی دو ساعت و نیم خیلی طاقتفرسا بود؛ برای من که مشکل آسم دارم و بعدازظهرها خیلی در مضیقه هستم.
مانند مدرسه به نظم کلاس، حضور و غیاب و نظم دانشآموز اهمیت میدهم.
برنامه درسی مانند قبل است، اما به دلیل فشرده شدن کلاس، نگارش و روخوانی قرآن را در منزل به صورت کلیپ و عکس کار میکنم. البته تدریس نگارش سر کلاس انجام میدهم، اما نوشتارش زمانبر است.
در بعضی از دانشآموزان روحیه قوی و جهادی و ایثار و جنگ بهوجود آمده، اما برخلاف آنها بعضی دیگر استرس و ترس را میتوان حتی در کلامشان مشاهده کرد.
بله، حتی گاهی اوقات کوچکترین صدایی باعث ترس و استرس شدید آنها میشود.
تدریس همراه با خلاقیت و نقاشیهای متنوع که به عنوان تکلیف و کارهایی راجع به درس برای روزهای آینده همراه داشته باشند، مشق روزانه و تکالیف آخر هفته. ارائه دلنوشتههای زیبا و خواندن آنها. شبهها در اجتماعات که طنین صدایشان باعث شادی من بود. تجدید خاطرات مدرسه و تشکیل جو شاد برای رهایی از استرس.
افت تحصیلی نه، اما عدم تمرکز و استرس را شدیداً احساس کردم.
والدین عزیز پا به پای من تلاش میکنند و به بچهها رسیدگی میکنند. به رفت و آمد دانشآموزان و حضور و غیاب آنها و ارائه به موقع تکالیف سر ساعت اهمیت میدهند.

ابعاد حرفهای و تجربه این تدریس چیزی فراتر از توضیح است که من به شما ارائه بدهم. احساس رضایت و زیباترین حس معلمی و پیوند عمیق که بین من و دانشآموزانم به وجود آمده که در مدرسه انقدر به این زیبایی و سادگی نبود. کلاس خانگی در عین سادگی، آرامبخش و زیباست.
بله، حتماً و صددرصد. معلمی در این شرایط یک رسالت است، نه شغل.
انشاءالله که بازخورد خوبی برای یادگیری دانشآموزانم داشته باشد. بنده راجع به بازخورد نظری ندارم.
بازدید فرماندار و مدیر آموزشوپرورش مایه دلگرمی، شادی و افتخار من و دانشآموزانم شد.
حمایت اصلی از طرف مدیر محترم بابت وسایل مورد نیاز کلاس و عنایت مدیر محترم آموزشوپرورش بود که کمال تشکر را از هر دو بزرگوار دارم.
بهترین درس این بود که به این نتیجه برسم کار و تلاش باید واقعی باشد، نه برای رفع تکلیف.
به یاری خدا که به زودی شاهد پیروزی حق علیه باطل و شادی هموطنان باشم. اما در غیر این صورت، اگر جنگ ادامه دار شد، بنده تا حد توانم به همین صورت آموزش حضوری در خدمت دانشآموزان عزیز میباشم.
نیاز دانشآموزان یادگیری همراه با ایجاد فضای آرامبخش و تقویت روحیه میباشد و نیاز به سختگیریهای بیمورد نمیبینم.
همکاران عزیز، معلمی شغل نیست، رسالت است. بیایید تا از توان فکری و خلاقیت خودمان برای ایجاد بستری زیبا و محرک یادگیری استفاده کنیم. البته و صد البته که شرایط سخت است، اما در دل سختی، موفقیت شیرین میشود.