۲۳, اردیبهشت,۱۴۰۵ | ۶:۴۰ ب.ظ
7654
65
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۲۳, اردیبهشت,۱۴۰۵ | ۶:۴۰ ب.ظ
7654
65
بدون دیدگاه

هر رخدادی در طبیعت و ساختار محیط زیست برونداد و ارمغان یک سلسله علل و زنجیره ای از عوامل است و تک ساحتی نیست و نمی توان پدیده ای همچون خشکیدگی تالاب ها، کانون های ریزگردی، شوره زار شدن دشتهای حاصلخیز، از بین رفتن مراتع و نابودی جنگل ها، بحرانی شدن و نابودی آبخوانها، انقراض گونه های زیستی و… را دستاورد یک عامل و نسخه نجات بخشی آن را تک ساحتی و وابسته به یک گزاره دانست.
آنچه پس از بارش های خوب و گسترده در کشور لقلقه زبان مسئولان، کارشناسان، کنشگران محیط زیستی و حتی نهادهای علمی و دانشگاهی شده، «احیای تالاب ها و دریاچهها» است که بیانی غیرعلمی و آدرس غلط است و نکاتی را یادآور می شوم.

۱️⃣ تالاب و دریاچه، حوضچه و استخر نیست که آبگیری شود بلکه زیست بومی زنده و پویا با مجموعه زیستمندی متنوع و پیچیده است و حیات و بقای آن وابسته به حقابه پایدار و پیوسته است و گرنه پرشدگی و آبگیری موسمی و برهه ای فقط سطح آبگیر تالابی را تکمیل کرده و نه چرخه زیستی تالابی و دریاچه ای را.
۲️⃣ «حقابه» مهمترین گزاره و شاخص حیات و پویایی تالاب و دریاچه است که بدلیل رعایت نشدن این حق مسلم طبیعی و با دست اندازی ها و دستکاری های سلیقه ای همچون سدسازی و سازه های آبخیزداری و… در راستای منافع و زیاده خواهی های بشر سبب سلب حق حیات این زیست بوم های ارزشمند و ریه های طبیعی زمین شده ایم و محیط زیست را قربانی سهم شرب انسانی و کشاورزی و صنعت و… کرده ایم.
۳️⃣ دهه هاست که گفتمانی غلط رایج و غالب شده که خروج آب و سیلاب از حوزه آبخیز و جاری شدن آن بر پهنه و سینه های دشت ها و رسیدن به دریا را هدر رفت آب می دانند و همین گرای غلط و گزاره طبیعت ستیزانه، بنیان ساختارهای محیط زیستی را بر هم زده و به بحران رسانده و ای کاش امروز که سیلاب ها سبب پرشدگی تالاب ها و دریاچه هایی شده که هزاران هزار میلیارد تومان اعتبار را در آن هدر دادند و نتوانستند به اندازه سیلاب، کارآمد و اثربخش باشند، عبرت گرفته و بیاموزیم و به کار بندیم که احیای طبیعت جز با عوامل طبیعی امکان پذیر نیست و نیازمند یاری بشر نمی باشد.

۴️⃣ حقابه تالاب ها و دریاچه ها که مهمترین عامل حیات زیستی آنهاست آن حجم از جریان های آبی طبیعی پایدار و پیوسته ای است که تاب آوری و پایداری زیستی تالابی و دریاچه ای و تنوع زیستی آن را حفظ می کند و پیوندی ژرف با پایداری رژیم رودخانه ای دارد و احیای تالاب ها ممکن نیست مگر با احیا و بازیابی شرایط اکوسیستم رودخانه ها و دره های فصلی و جریان یافتن پایدار و پیوسته این شریان های آبی طبیعی دائمی و موسمی (رودخانه ها و سیلابها) و پایان دادن به گفتمانی که با سدسازی، سازههای آبخیزداری، شبکه های مدیریت و پخش سیلاب، رسیدن آب به دشتها و تالابها و دریا را هدر رفت آب می داند.
۵️⃣ ۲ نکته بنیادی در مبحث حقابه محیط زیستی میزان تخصیص و جایگاه حقابه در جدول توزیع آب است. رودخانه ها و دره های فصلی باید همسان با نظام مهندسی طبیعت و از سراب تا پایاب(خواه دشت باشد خواه تالاب و دریاچه یا دریا) جریان داشته باشد و بیشترین و البته مهمترین و نخستین سهم، از آنِ محیط زیست باشد که در روزگار کنونی با بهانه های گوناگون همچون توسعه صنایع، تأمین آب شرب انسانی، کشاورزی و امنیت غذایی و… هم حجم و میزان حقابه و هم از اولویت نخست به آخرین سهم و گزینه، جابجا شده که اساسی ترین و نخستین عامل خشکیدگی و نابودی حیات تالاب ها و دریاچه هاست.
درصد حقابه محیط زیستی بر پایه نیازهای زیستی اکوسیستم های وابسته به هر جریان آبی تعیین می شود که در سالهای خشکسالی، کم بارشی، متوسط و پر بارشی حجم آورد جریانات آبی، نوسان و کم و بیش دارد اما درصد حقابه اختصاصی محیط زیست تغییری ندارد. برای نمونه اگر ۲۰ درصد یک جریان آبی سهم محیط زیست باشد و در سال پربارشی حجم و میزان آورد رودخانه یک میلیارد متر مکعب باشد و در سالهای کم بارشی یا خشکسالی این حجم به چند میلیون متر مکعب کاهش یابد در هر دو شرایط باید سهم حقابه محیط زیستی همان ۲۰ درصد ثابت بماند نه اینکه با کم شدن میزان آورد رودخانه درصد سهم محیط زیست را کم و حذف کنیم.
۶️⃣ از دیگر عوامل خشکیدگی تالاب ها و دریاچه ها چاههای غیرمجاز و مجاز بی رویه پیرامون تالاب و دریاچه است. در گذشته حتی خشکسالی های طولانی هم تالاب ها را نمی خشکاند چون محدوده زیرسطحی تالابی، اشباع و پرآب بود و همان میزان اندک آبی که از رودخانه به تالاب می رسید در پایداری آن نقش ارزنده داشت اما با گسترش کشاورزی و افزایش بی رویه سطح زیر کشت و سونامی چاهها در پیرامون تالاب ها، سفره زیر زمینی و سطح ایستابی آبخوانها فرو رفت و چاهها و موتور پمپ ها، تالاب ها را از زیربستر مکیدند و خشکاندند بنابراین بخش قابل توجهی از آب های رسیده به تالاب در لایه های زیرین نفوذ می کند و دوباره از چاهها خارج می شوند و مصداق عینی «آب در آردبیز ریختن و در هاون کوبیدن است» و مادامی که چنین وضعی باشد پرشدگی و آبگیری تالاب ها و دریاچه ها، موسمی و گذراست و بیشترین سود و سهمش به چاههای پیرامونی می رسد نه به حیات زیستی تالابی!!

۷️⃣ خشکیدگی درازمدت تالاب ها سبب از بین رفتن حیات و تنوع زیستی تالابی شده و جز بخش اندکی از تالاب که همواره آب دارد دیگر بخش ها را نباید جزو تالاب محسوب کرد. به دیگر بیان، بخش حداکثری تالابی که سالها خشکیده و صرفاً پس از بارش ها و ورود سیلاب ها آبگیری شده را نمی توان تالاب نامید چون آبگیری برای بازه کوتاه و گذرا نمی تواند حیات آن بخش تالاب را احیا کند و احیای تالاب ها یک پروسه چندوجهی بلند مدت است به گونه ای که همه عوامل زاینده خشکیدگی تالاب ها را زدوده یا به حداقل رسانده و درد را از ریشه درمان کند چرا که پایداری حیات و تنوع زیستی تالاب وابسته به پایداری و پیوستگی جریان آبی است.
۸️⃣ «ایسنا/ بوشهر؛ عبدالرحمن مرادزاده شامگاه شنبه ۱۲ اردیبهشت در نشست با اصحاب رسانه در میدان امام خمینی شهر بوشهر اظهار کرد: امسال تالاب حله برای نخستین بار در دو دهه اخیر بهطور کامل آبگیری شده است. به گفته وی، حجم کنونی آب در این تالاب در پی بارندگیهای اخیر طی ۲۰ سال گذشته بیسابقه بوده و وضعیت آن بسیار مطلوب ارزیابی میشود.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر با اشاره به بهبود شرایط تالابهای استان پس از بارشهای پایان سال خاطرنشان کرد: تالاب حله تنها تالاب آب شیرین طبیعی منطقه است که پیشتر با مشکل تأمین حقابه و آبگیری مواجه بود. اصلاح بند تقسیم آب در روستای بصری و انجام عملیات لایروبی مسیر تالاب در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ از جمله اقداماتی بود که به آبگیری کامل این تالاب انجامید.»
چند نکته این گزارش، بسیار مهم است. نخست اینکه تالاب حله (منطقه حفاظت شده حله ۴۴۸۰۷ هکتار است که ۲۰ هزار هکتار آن تالابی است) بمدت ۲۰ سال آبگیری کامل نشده و هر سال بخش بیشتری از آن دچار خشکیدگی می شده تا جایی که حسب بازدیدهای میدانی در خوش بینانه ترین حالت در سال گذشته ۱۰ درصد از مساحت تالاب باقی مانده بود که وضعیتی نگران کننده است و این آبگیری پس از دو دهه نباید فریبنده و آدرس غلط گردد و اگر اداره کل محیط زیست توانست با تعیین و مطالبه و نظارت بر تحقق حقابه تالاب حله شرایط موجود را حفظ کنند کاری اصولی و درست است.
دوم، سیلاب ها مادامی که در مسیر خود با سد و سازه و مانعی برخورد نکند بهترین لایروبی طبیعی انجام می دهد و جایی که نیازمند لایروبی است یعنی در بالادست دچار دستکاری های بشرساخت است که اگر این دستکاری ها نباشد هیچ نیازی به بند تقسیم آب و عملیات لایروبی نخواهد داشت کما اینکه پیش از دستکاری ها نیازی به مدیریت توسط انسان نداشته است و به جای صرف هزینه های سنگین و بردن لودر و بیل مکانیکی و … به زیستگاه تالابی برای لایروبی که کاری غلط و نابودگر زیست بوم است، صرفاً بر تعیین و مطالبه تحقق حقابه پایدار و پیوسته تالاب حله تمرکز شود.
سوم، تالاب حله تالاب آب شیرین است که با انجام زهکشی های گسترده در شوره زارهای بالادست و هدایت شورآب های زهکش ها به تالاب، شوری تالاب را رقم خواهد زد.
چهارم، آنچه امسال سبب آبگیری کامل تالاب شده بارانهای خوب و سیلاب های سهمگین و چندباره بوده و آن را نمی توان به حساب لایروبی و اصلاح بند تقسیم آب دانست که اگر اینگونه بود سال گذشته هم باید آبگیری کامل می شد و به جای کارهای پروژه ای به الگوی احیای طبیعی بسنده شود.
پنجم، آبگیری تالاب بدلیل بارش های خوب را نباید به پای اقداماتی همچون لایروبی و… نوشت و توجیهی ساخت برای مجوز پروژه های جدید لایروبی تالاب. حضور ماشین آلات سنگین در قلب تالاب و بر هم زدن ساختار طبیعی آن نه تنها سود و کمکی به طبیعت ندارد که ساختار اکوسیستمی تالاب را تخریب می کند و به جای آدرس غلط دادن برای تداوم کارهای پروژه ای غیرطبیعی، بر تعیین و تحقق حقابه محیط زیست تالاب تمرکز شود .

۹️⃣ حقابه پایدار و پیوسته محیط زیستی تالاب حله که وابسته به ۲ رودخانه دالکی و شاهپور است باید دقیق و بر پایه نیاز زیستی تالاب حله تعیین و میزان دقیق اختصاصی در ورودی تالاب اندازه گیری و نظارت شود نه اینکه متولی آب در خروجی سد رییسعلی آن را محاسبه کند و در طول مسیر با پمپاژ های قانونی و غیر قانونی برای کشاورزی و باغداری برداشت شود (در طول مسیر رودخانه دالکی نیز برداشت آب و آب دزدی به همین وضعیت است) و سهم تالاب قطره چکانی باشد. کوتاهی و بی تدبیری متولی محیط زیست در این موضوع غیر قابل پذیرش و مصداق ترک فعل است.
🔟 به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، اردیبهشت ماه سال جاری رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در شورای اداری استان قزوین با بیان اینکه «در نص صریح قانون پس از تامین شرب، مهمترین اولویت تأمین حقابه محیط زیستی است»، گفت: «عدم اختصاص حقابه محیط زیست به تالابها باعث شده تا بسیاری از تالاب های کشور به کانون ریزگردها تبدیل شود و این در حالیست که اسناد بالادستی و قوانین متعدد بر لزوم رعایت حقابههای محیط زیستی تاکید کرده است. او گفت: در نصصریح قانون به حقابه محیط زیستی بعد از حقابههای شرب تاکید ویژه شده این در حالیست که در عمل ما بعد از تخصیص به تمامی آببرها، به حقابه محیط زیست توجه میکنیم که با شرایط تغییر اقلیم، نیاز طبیعت جبران نمیشود.» که در این راستا ذکر چند نکته ضروری است:
نخست، حقابه محیط زیستی باید نخستین حق برخورداری از جریان آبی باشد که وقتی با سهم شرب انسانی جایگزین می شود یعنی قربانی کردن عدالت زیستی و حق طبیعت و سایر زیستمندان و حاکم کردن نگاه انسان محوری به محیط زیست که بر متولیان محیط زیست و منابع طبیعی وظیفه است برای رفع این بی عدالتی آشکار بکوشند و حقابه محیط زیستی به جایگاه نخست برگردد.
دوم، همان گونه که ریاست سازمان محیط زیست اقرار دارد حسب اسناد بالادستی و قوانین متعدد، رعایت حقابه محیط زیستی تکلیف قانونی است و عدم رعایت آن، قانون گریزی و قانون ستیزی و وظیفه سازمان محیط زیست است که حق ستانی کند چرا که قانون برای اجراست نه نوشتن روی کاغذ! و اگر متولی دادخواهی نکند پس تکلیف بر عهده کیست؟
سوم، ایشان اقرار دارد که در عمل بعد از تخصیص به تمامی حقابه بران، سهم محیط زیست داده می شود، گواه عدم مطالبه گری متولی محیط زیست و از کوتاهی اوست که دیوار حقابه بران جدید بلندتر از حق آبه داران طبیعی و تاریخی است. سازمان محیط زیست حسب ماده ۲ «قانون حفاظت، احیاء و مدیریت تالاب های کشور»: «ماده۲ـ سازمان مکلف است نیاز آبی زیست محیطی تالاب ها را تعیین و وزارت نیرو مکلف است ضمن تدوین و اجرای برنامه مدون نسبت به تخصیص و تأمین آن اقدام نماید.» و بنا بر نص صریح قانون، سازمان باید حقابه را تعیین و دادخواه حقابه باشد نه صرفاً گلایه و مویه کند!.
پنجم، دلیل کانون ریزگردی شدن تالاب های کشور را «عدم اختصاص حقابه محیط زیست به تالاب ها» عنوان می کند که کاملاً درست است و جالب اینجاست که هم درد را بدرستی می شناسند و هم برای درمان، تجویز داروی اشتباه و نسخه غلط می پیچند. شما که لالایی می خوانید چرا خود خواب نمی روید و برای مبارزه و مهار کانون های ریزگردی، سالانه صدها و هزاران میلیارد صرف مالچ پاشی های نفتی و… در زیستگاه های طبیعی و لایروبی در تالاب ها می کنید؟ رطب می خورید و منع رطب می کنید؟؟!! یاللعجب!!!

خشکیدگی تالاب ها و دریاچه ها علل و عوامل بشرساخت متعددی دارد و مادامی که عوامل پدیدآورنده همچنان برقرار باشند هیچ امیدی نمی توان به احیای آنها داشت وانگهی تالاب و دریاچه، استخر و حوض آب نیست که با پر شدن و آبگیری سطح آن مدعی احیا باشیم بلکه زیست بومی متنوع و پیچیده است که با زدودن عوامل خشکیدگی و پایداری و پیوستگی حقابه در بلندمدت می توان انتظار بازگشت زیستمندان تالاب و احیا و آغاز زندگی دوباره آن داشت. تالاب ها که کانون های ارزشمند زیستی اند را با تصمیمات نادرست و رویکردهای انسان محورانهِ صرف، کانون های ریزگردی کرده و همچنان بر تصمیمات نادرست، رفتارهای اشتباه و رویکردهای ضدمحیط زیستی در پی احیای طبیعت و ارکان و ساختار محیط زیستیم. از مهمترین کارهایی که وظیفه ذاتی و قانونی متولی محیط زیست می باشد بازتعریف حقابه محیط زیستی و تعیین دقیق این حقابه بر اساس نیاز آبی اکوسیستم وابسته به هر جریان آبی و پیگیری قاطعانه و با جدیت برای تحقق کامل و دقیق میزان حقابه اختصاصی تعیینی و همچنین تلاش سرسختانه برای اصلاح جدول حقابه داران طبیعی و حقابه بران جدید شریان های آبی طبیعی(رودخانه ای و سیلابی) به گونه ای که نخستین و ثابت ترین سهم این جدول سهم حقابه محیط زیستی باشد و با ناقضان قانون برخورد قاطعانه، صریح و سریع قانونی و بازدارنده کنند. فراموش نکنیم که احیای طبیعت و محیط زیست ممکن نیست مگر با احیا و بازیابی اکوسیستم های رودخانه ای و شریان های آبی طبیعی و این ممکن نیست مگر با احیای سازمان حفاظت محیط زیست از نهادی آمرانه به متولی ای عاملانه که براستی حافظ محیط زیست باشد و نه صرفاً مدافع منافع انسانی!!.




