لطفا کمی منتظر بمانید ...

×
Generic selectors
Exact matches only
جستجو در عنوان
جستجو در محتوا
Post Type Selectors

سر تیتر خبرها

صفحه اصلی › › افسری که در رکابِ کلمات بازنشسته نشد

۱۸, بهمن,۱۴۰۴ | ۴:۰۰ ب.ظ

7313

32

بدون دیدگاه

گزارش تحلیلی «نخل و دریا» از زندگی و میراث مکتوب مرحوم عبدالحسین کیانی‌زاده به مناسبت رونمایی از کلیله و دمنه منظوم

افسری که در رکابِ کلمات بازنشسته نشد

زهرا سیف آذرنژاد _ روزنامه نگار

پایگاه محیط زیستی و فرهنگس اجتماعی «نخــل و دریــا»

گاهی مرگ، نه پایانِ یک انسان، که آغازِ درخششِ بی‌پایانِ یک اندیشه است. در میانه‌ی غبارِ ایام، از قلبِ نجیبِ دشتستان و کوچه‌هایِ خاطره‌انگیزِ برازجان، نامِ مردی جان می‌گیرد که تمامِ عمر میانِ انضباطِ سختِ نظامی و لطافتِ سیالِ شعر، پل زد تا امروز، «کلیله و دمنه منظوم» او، چونان منشوری از حکمت و اخلاق، پیشِ رویِ ما قرار بگیرد. مرحوم عبدالحسین کیانی‌زاده، افسرِ ارشدِ شهربانی که در خرداد ۱۴۰۳ ردایِ خاک پوشید، ۵ هزار بیت از خود به جای گذاشت تا ثابت کند مأموریتِ نخبگان، نبرد با آتشِ جهل است، حتی اگر دست‌ها تهی و راه، طاق‌فرسا باشد. در این گزارش، به بهانه رونمایی از اثرِ سترگ و ماندگارِ این ادیبِ فقید، به بازخوانیِ زندگیِ پرفراز و فرودِ زنبوری می‌پردازیم که تکلیف را بر مصلحت ترجیح داد و کلمات را به خدمتِ بیداریِ هازمان درآورد؛ مردی که ثابت کرد درجاتِ نظامی شاید با بازنشستگی تمام شوند، اما درجه‌ی شاعری، نشانی است که تا ابد بر سینه‌ی تاریخ می‌ماند.

طنینِ نغمه‌ای پس از سکوت

خرداد ماه ۱۴۰۳، برای جامعه ادبی دشتستان و استان بوشهر، تنها فصلِ گرمایِ زودرس نبود؛ فصلِ وداع با مردی بود که انضباطِ نظامی را به لطافتِ شاعرانه پیوند زده بود. مرحوم عبدالحسین کیانی‌زاده، در سن ۷۳ سالگی چشم از جهان فروبست، اما امروز که اهالی فرهنگ برای رونمایی از اثر سترگ او یعنی «کلیله و دمنه منظوم» گرد هم می‌آیند، مشخص می‌شود که مرگ برای چنین مردانی، تنها آغازِ یک حضورِ مکتوب است. او که عمری را در کسوت افسر ارشد شهربانی به انتظامِ امور خلق گذرانده بود، در خلوت بازنشستگی، چهل سال ممارست ادبی خود را به اوج رساند تا میراثی فراتر از درجات نظامی به یادگار بگذارد.

 

 

از مکتب‌خانه چاه‌خانی تا دانشگاه افسری

سرگذشت عبدالحسین کیانی‌زاده، روایتی از یک نسلِ تشنه دانش است. او که متولد ۲۰ اسفند ۱۳۳۰ در روستای چاه‌خانی بود، تحصیل را از سن ۵ سالگی در مکتب‌خانه آغاز کرد؛ جایی که نطفه عشق او به کلام وحی و ادبیات پارسی بسته شد. هجرت به برازجان در سال ۱۳۴۰ و سپری کردن دوران دبیرستان، او را با دنیای وسیع‌ترِ کتاب‌های تاریخ و اجتماع آشنا کرد.

نقطه عطف زندگی او، ورود به دانشکده افسری در سال ۱۳۴۹ و عضویت در کادر رسمی شهربانی بود. اما لباس نظامی هرگز نتوانست روحِ حساس و جست‌وجوگر او را در بند کند. او در تمام سال‌های خدمت، از امتحانات ورودی تخصصی گرفته تا مدارج بالای شغلی، همواره کتاب را به عنوان پناهگاه اول و آخر خود حفظ کرد. ازدواج در ۲۷ سالگی و تربیت فرزندانی که امروز میراث‌دارِ قلم او هستند، نشان از آن دارد که او در میدان زندگی نیز به اندازه میدانِ رزم و ادبیات، موفق و منضبط بوده است.

 

 

کلیله و دمنه منظوم؛ قمار بر سرِ یک مأموریتِ دشوار

شاهکارِ زندگی ادبی کیانی‌زاده، بی‌شک به نظم درآوردنِ کتاب مستطاب «کلیله و دمنه» است. این اثر که شامل بیش از ۵ هزار بیت در ۱۵ باب است، حاصل سال‌ها ممارست و تقلا با کلماتی است که ابوالمعالی نصرالله منشی در قرن ششم هجری با نثری دشوار و فنی به نگارش درآورده بود.

کیانی‌زاده در مقدمه خودنوشت بر این کتاب، با تواضعی مثال‌زدنی از تردیدهایش می‌گوید. او نقل می‌کند که وقتی تصمیم خود را با صاحب‌نظران در میان گذاشت، عده‌ای آن را «مخمصه» و «طاق‌فرسا» دانستند، اما او که «عزمش جزم بود»، به این میدان قدم گذاشت.

اما چرا کلیله و دمنه؟ او معتقد بود سلیقه مردم ایران به «سخن موزون» و «نظم» گرایش بیشتری دارد. کیانی‌زاده با نگاهی جامعه‌شناختی به اقبالِ همیشگی ایرانیان به شاهنامه، استدلال می‌کرد که حتی اقشار کم‌سواد جامعه نیز از طریقِ شعر، مفاهیم عمیقِ اخلاقی و حکمی را بهتر درک می‌کنند. او کلیله و دمنه را «گنج مهجور» می‌نامید و معتقد بود حیف است که ۹۰ درصدِ جامعه، حتی دانشگاهیان، از این سرچشمه معرفت بی‌نصیب بمانند.

امانت‌داری در عینِ نواندیشی

یکی از ویژگی‌های فنی اثر کیانی‌زاده، وفاداری به اصل متن در عین ساده‌سازی است. او در مقدمه‌اش با نقد صریحِ برگردان‌های پیشین (مانند منظومه قانعی طوسی)، معتقد است که نباید امانت‌داری را فدای ترجمه آزاد کرد. او با دقتی وسواس‌گونه، لغات چندوجهی و مفاهیم مجازی را در جایگاه مناسب خود به کار گرفته و تنها از واژگانِ بسیار مهجور که در زبان امروزی کاربردی ندارند، چشم‌پوشی کرده است. این رویکرد باعث شده تا «کلیله و دمنه منظوم» او، هم برای خواصِ اهل ادب جذاب باشد و هم برای قشر متوسط جامعه که به دنبال پند و اندرزهای حکیمانه در قالبِ بیت‌های روان هستند.

فلسفه زنبور؛ قیام بر مأموریتِ آگاهی‌بخشی

شاید زیباترین بخش از تفکرات مرحوم کیانی‌زاده، تمثیلِ «زنبور و آتش‌سوزیِ جنگل» باشد که در اواخر دوران حیاتش آن را به نظم کشید. او خود را آن زنبوری می‌دانست که با قطره‌ای آب در دهان به سوی آتش مهیب جنگل می‌رود. وقتی از زنبور می‌پرسند این قطره آب چه اثری در این جهنم دارد، پاسخ می‌دهد: «بلی دانم، لیک همت بر بقاست / هر موظف را، وظایف بر اداست».

این دقیقاً نگاهِ کیانی‌زاده به مقوله هنر و نویسندگی بود. او شعر را نه برای تملق و نه برای شهرت، بلکه به عنوان یک «مأموریت اجتماعی» می‌دید. او باور داشت که نخستین پایه پیشرفتِ فرد و جامعه در گرو «آگاهی و بینش درست» است و نخبگان به عنوان مصلحان جامعه مسئولند که صادقانه در آگاه کردن هازمان (جامعه) همت گمارند.

 

 

اخلاقِ فردی؛ آینه یک ادیبِ منضبط

عبدالحسین مصدقی‌فرد در یادداشتی که بر زندگی این شاعر نوشته، او را چهره‌ای معرفی می‌کند که قانون‌مندی و ضابطه‌مندی را با شجاعت و جوانمردی درآمیخته بود. کیانی‌زاده پس از بازنشستگی در سال ۱۳۷۹، نه تنها خانه‌نشین نشد، بلکه ۲۴ سالِ پایانی عمر خود را به اعتکافی ادبی بدل کرد. او در عین تواضع و فروتنی، ارتباطات گسترده‌ای با اقشار مختلف داشت و همین صمیمیت باعث شده بود که به عنوان یک چهره فرهیخته و مردمی در شهر برازجان شناخته شود.

پایانِ راه و آغازِ یک امتداد

سرانجام در خرداد ۱۴۰۳، قلبی که سال‌ها برای اعتلا فرهنگ و ادب پارسی تپیده بود، از حرکت ایستاد. اما تلاشِ مجدانه فرزند ارشد ایشان، جناب آقای کیانوش کیانی‌زاده در گردآوری و چاپ این آثار، نویدبخش آن است که نام او از تذکره‌های ادبی جنوب حذف نخواهد شد.

رونمایی از «کلیله و دمنه منظوم» تنها یک مراسم رسمی نیست؛ بلکه پیروزیِ اراده مردی است که معتقد بود: «بایستی آثاری از خود به جا بگذارم که حامل بار معرفتی باشد». امروز، آثار او در قالب غزل، قصیده، مثنوی و رباعی، گنجینه‌ای است که در انتظارِ کشف و مطالعه توسط دانشوران و علاقه‌مندان است.

روحش شاد و یادش گرامی که ثابت کرد وظیفه انسان، انجام تکلیف است، حتی اگر قطره آبی در برابر آتشِ جهل باشد.

انتهای پیام/