۱۵, دی,۱۴۰۴ | ۹:۰۳ ق.ظ
7313
94
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۱۵, دی,۱۴۰۴ | ۹:۰۳ ق.ظ
7313
94
بدون دیدگاه

پوشاک سنتی استان بوشهر، نه تنها ابزاری برای حفاظت در برابر اقلیم گرم و شرجی جنوب، بلکه زبانی نمادین و سرشار از نشانههای فرهنگی است. این دیار که به دلیل موقعیت استراتژیک در کنار خلیجفارس، همواره کانون آمد و شد اقوام و فرهنگهای گوناگون بوده، موزهای زنده از تنپوشهایی است که هر گره و دوخت آنها، داستانی از منزلت اجتماعی، باورهای مذهبی و تاریخ پرفراز و نشیب منطقه را روایت میکند. از شکوه لباسهای لری در شمال استان تا ظرافت درائههای عربی در جنوب، پوشش بوشهری آمیزهای است از وقار، حیا و زیباییشناسی. در این مقاله، با رویکردی پژوهشی به بررسی تأثیر جغرافیا، تاریخ و قومیت بر تحول پوشاک در شهرستانهای بوشهر میپردازیم تا دریابیم چگونه «تنپوش» به شناسنامه هویتی این مرز و بوم بدل شده است.
پوشاک هر منطقه، محصولی از تعامل انسان با محیط و تاریخ است. بررسی سیر تحول پوشاک در استان بوشهر بدون در نظر گرفتن تقسیمات کشوری و تغییرات اداری امکانپذیر نیست. از سال ۱۳۱۶ که این منطقه در قلمرو استان فارس تعریف میشد، تا سال ۱۳۳۹ که فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیجفارس شکل گرفت و در نهایت استقلال سیاسی بوشهر و دشتستان در سال ۱۳۵۲، همواره مرزهای اداری بر تبادلات فرهنگی اثر گذاشتهاند. این تغییرات باعث شد تا پوشاک بوشهر، از یک سو با مرکزیت ایران و استان فارس و از سوی دیگر با کشورهای حوزه خلیجفارس و دریای عمان در پیوندی همیشگی باشد.
موزاییک اقوام مستقر در این استان شامل لُرها، ترکان قشقایی، اعراب و ترکان آذری، باعث ایجاد تنوعی شگرف در پوشش شده است. اقوام لر که حدود سهچهارم جمعیت استان را شامل میشوند، از دوران ساسانی در این منطقه ریشه دارند و ترکان قشقایی نیز از دوران هخامنشیان جزء جداییناپذیر این خاک بودهاند. این همزیستی باعث شده تا برای مثال در شهرستان دیلم، تلفیقی از پیراهنهای گشاد عربی و شلوارهای فراخ لری را مشاهده کنیم که نشان از عمق اثرگذاری متقابل اقوام بر یکدیگر دارد.

در نگاه تخصصی طراحی لباس، تنپوشها صرفاً قطعاتی پارچهای نیستند. آنها نشاندهنده پایگاه و منزلت اجتماعی، وضعیت اقتصادی، مذهبی، شغلی و حتی حال و احوال روحی پوشندگان هستند. نوع جنس، انتخاب رنگ و طرز دوخت لباس در بوشهر با مجموعهای از ارزشهای فرهنگی مانند وقار، متانت، فروتنی و باورهای دینی درآمیخته است.
وضعیت جغرافیایی استان که به دو ناحیه کوهستانی و جلگهای تقسیم میشود، دو حوزه فرهنگی متمایز را در پوشش پدید آورده است. در مناطق کوهستانی، پارچهها ضخیمتر و رنگها غالباً الهامگرفته از طبیعت سخت کوهستان است، در حالی که در مناطق جلگهای و ساحلی، پارچههای نازک، خنک و رنگهای روشن برای مقابله با گرما اولویت مییابند. عناصر اصلی پوشاک بانوان بوشهری را میتوان در سه رده کلی مطالعه کرد:
۱. سرجامه: پوشاکی برای پوشاندن مو و سر (نماد حیا و وقار).
۲. تنجامه: پوشاکی برای نیمتنه بالا (نماد جایگاه اجتماعی).
۳. پاجامه: پوشاکی برای نیمتنه پایین (نماد راحتی و کاربرد در معیشت).
شهرستان جم به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی، یکی از اصیلترین نمونههای پوشاک سنتی را حفظ کرده است.
۱. سرپوشها: مهمترین عنصر، «مکنا» یا مقنا است. این سرپوش از جنس «تور مژگان» تهیه میشود. هنرمندان این منطقه با استفاده از خوسهای رنگی و مفتولهای ظریف نقره، بر روی این تور گرههای تزئینی میزنند که درخشش خاصی به چهره میبخشد. برای ثابت نگه داشتن مکنا بر روی سر، از کلاهی به نام «کولوته» استفاده میشود که علاوه بر کاربرد، بخشی از زینت سر محسوب میگردد.
۲. تنپوشها: پیراهن زنان جم، بلند و دارای چاکهای عمیق در پهلو است که از ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر زیر دست شروع میشود تا آزادی حرکت را فراهم کند. بر روی این پیراهن، گاهی «کوا» یا قبا پوشیده میشود که نشان از اشرافیت و مقام طبقاتی دارد.
۳. پاجامهها: «شلوار بازو» که در واقع نوعی دامن پرچین و حاشیهدار است، به همراه «شلیته» (شلوارهای متعددی که برای ایجاد پف و حجم زیر لباس اصلی میپوشند) ترکیب نهایی را میسازند. زینتبخش این لباس، سنجاق طلایی یا بدلی به نام «چلابه» است که با ظرافت تمام روی لباس فیکس میشود.

در جنوب استان، یعنی عسلویه و کنگان، پوشش به شدت تحت تأثیر فرهنگ دریایی و تبادلات با هرمزگان و کشورهای همسایه است.
پوشش مردان و پسران: «دشداشه» تنپوش اصلی است؛ لباسی یکتکه و بلند که مظهر سادگی و خنکای لازم در اقلیم ساحلی است. مردان از «غتره» (دستار سفید) و «عگال» (بند سیاه نگهدارنده) استفاده میکنند. در برخی موارد «لنگوته» یا دستارهای رنگی و «عرقچین» (کلاه سفید سوراخدار) جایگزین میشود. جلیقههای ساتن جلو باز نیز روی دشداشه پوشیده میشود که جنبه رسمی به لباس میدهد.
پوشش زنان و دختران: «دراعه» پیراهنی است که تمام بدن را میپوشاند و اوج هنر آن در مچ دست و یقه نهفته است، جایی که با «بادلهدوزی» یا «اخوار» (رودوزیهای سنتی با نخهای زرین) تزئین میشود. پیراهن «نفنوف» نیز با پارچههای بسیار نازک و سبک و برشی در کمر، انتخابی محبوب برای روزهای گرم است. زنان این منطقه از روسریهای دایرهای به نام «مخنک» استفاده میکنند که به خوبی سر و گردن را پوشش میدهد.
شهرستان دیلم به دلیل موقعیت ساحلی و همسایگی با خوزستان و کهگیلویه، یکی از منحصربهفردترین پوشاک را داراست.
۱. پیراهن و جومه: زنان دیلمی زیر لباس اصلی، پیراهنی ساده به نام «درا» میپوشند. اما شاهکار اصلی، «جومه عربی» است؛ پیراهنی بلند تا پشت پا با آستینهای بسیار گشاد که گاه تا نزدیکی زانو میرسد. بخش زیرین این آستینها «چولک» نام دارد که تماماً با گلابتوندوزی یا سیم و زریدوزی تزئین میشود.
۲. شلوار خفتی: این شلوار یک پدیده در طراحی لباس است. الهامگرفته از پوشش فراخ لری است اما با ظرافتهای بومی دیلم بازطراحی شده است.
۳. مینار: روسری بلند و مشبکی به طول ۲ تا ۲.۵ متر است که به دور سر پیچیده شده و با «چلابه» (سنجاق تزیینی) ثابت میشود. این مینارها غالباً از تورهای رنگی (مشکی، آبی، سبز) با پولکدوزیهای سه، پنج و هفتتایی تهیه میشوند که حاشیههای آنها با گلابتوندوزی شکوه دوچندانی مییابد.
مطالعه پوشاک استان بوشهر نشان میدهد که طراحی لباس در این منطقه، هرگز امری تصادفی نبوده است. هر رنگ، هر دوخت و هر لایه از لباس، پاسخی به نیازهای اقلیمی و باورهای اجتماعی بوده است. امروزه برای طراحان معاصر، درک این منسوجات و تبارشناسی آنها ضرورت دارد. استفاده از هنرهایی مانند بادلهدوزی یا گلابتوندوزی دیلم در طراحیهای مدرن، نه تنها باعث احیای این هنرهای در حال فراموشی میشود، بلکه به تولیداتی منجر میگردد که ریشه در خاک و هویت ملی دارند. استان بوشهر با این گنجینه عظیم، میتواند قطب طراحی لباسهای «هویتمحور» در ایران باشد؛ لباسی که وقار ایرانی را با جادوی هنر جنوب پیوند میزند.
قنبری صفری، آفتاب. (۱۴۰۰). تبارشناسی طراحی لباس سنتی استان بوشهر (شهرستان دیلم). انتشارات شاخه زرین.

