لطفا کمی منتظر بمانید ...

×
Generic selectors
Exact matches only
جستجو در عنوان
جستجو در محتوا
Post Type Selectors

سر تیتر خبرها

صفحه اصلی › › کوهستان ایران دیگر شاداب نیست؛ کوهستان در سوگ است

۲۴, شهریور,۱۴۰۵ | ۱۱:۱۴ ب.ظ

8194

1

بدون دیدگاه

یادداشت در شناخت مبانی و مفاهیم کوهستان به عنوان مهمترین اکوسیستم

کوهستان ایران دیگر شاداب نیست؛ کوهستان در سوگ است

مهندس مهرشاد زارعیان ــ کوهنورد و کوه نویس

پایگاه محیط زیستی و فرهنگی اجتماعی «سپهــر جنــوب»

کوهستان بیش از شعار به سند صیانت، مدیریت یکپارچه، نظارت علمی، بودجه پایدار و مسئولیت‌پذیری نیاز دارد. جامعه کوه‌نوردی نیز نمی‌تواند تماشاگر باشد؛ کوه‌نورد واقعی کسی نیست که فقط قله را لمس کند، بلکه کسی است که پس از عبور از کوهستان، چیزی از آن کم نکرده باشد. کوهستان ایران هنوز زنده است؛ اما صدایش ضعیف شده است. پیش از آنکه آخرین چشمه خاموش، آخرین بلوط خشک و آخرین صدای حیات‌وحش در هیاهوی انسان گم شود، باید کاری کرد.

کوهستان ایران دیگر شاداب نیست؛ دردمند و عزادار است. کشته‌ها و مفقودان، حادثه‌های تلخ و مناقشه‌های فرساینده، زخمی بر پیکر جامعه کوه‌نوردی گذاشته‌اند؛ اما درد کوهستان بسیار فراتر از این‌هاست.

جنگل می‌سوزد، رودها کم‌جان می‌شوند، چشمه‌ها می‌خشکند، پوشش گیاهی عقب می‌نشیند و حیات‌وحش میان تخریب زیستگاه و خشکسالی سرگردان است. جاده‌ها به دل کوهستان می‌روند، کوه‌خواری ادامه دارد و زنجیره غذایی و تعادل اکوسیستم، حلقه‌به‌حلقه گسسته می‌شود.

البرز و زاگرس، هیرکانی و بلوط زاگرس، برای بقا می‌سوزند و می‌سازند. ابرهای باران‌زا کمتر، اقلیم بی‌ثبات‌تر و آب کمیاب‌تر شده است؛ اما بحران فقط اقلیمی نیست. توسعه ناپایدار، بهره‌برداری بی‌ضابطه، ضعف نظارت و مدیریت جزیره‌ای، فشار بر طبیعت را چند برابر کرده است.

کوهستان از مردم بومی خود نیز خالی‌تر شده است. الگوی کوچ عشایر تغییر کرده، برخی زیست‌بوم‌های سنتی رها شده و با کم‌رنگ‌شدن حضور انسانِ آشنا با طبیعت، بخشی از دانش بومی و فرهنگ کوهستان نیز در حال فراموشی است.

از سوی دیگر، صدای موتور، آفرود، پرواز و بلندگوهای پرتابل، جای سکوت کوهستان را گرفته‌اند. طبیعتی که باید پناهگاه جان باشد، گاه به میدان مصرف و سرگرمی تبدیل شده است.

اینها حادثه‌های پراکنده نیستند؛ نشانه‌های یک بحران واحدند: بحران صیانت و حکمرانی کوهستان. کوهستان را نمی‌توان میان دستگاه‌ها و متولیان متعدد تقسیم کرد و در پایان، مسئولیت را میان همه و هیچ‌کس پخش کرد.

پرسش امروز روشن است: متولی کوهستان ایران کیست و در برابر این زوال چه کسی پاسخ‌گوست؟ اگر جنگل می‌سوزد، چشمه خشک می‌شود، حیات‌وحش عقب می‌نشیند و کوه زیر چرخ توسعه بی‌ضابطه خرد می‌شود، باید نهادی وجود داشته باشد که مسئولیت نهایی را بپذیرد.

کوهستان بیش از شعار به سند صیانت، مدیریت یکپارچه، نظارت علمی، بودجه پایدار و مسئولیت‌پذیری نیاز دارد. جامعه کوه‌نوردی نیز نمی‌تواند تماشاگر باشد؛ کوه‌نورد واقعی کسی نیست که فقط قله را لمس کند، بلکه کسی است که پس از عبور از کوهستان، چیزی از آن کم نکرده باشد.

کوهستان ایران هنوز زنده است؛ اما صدایش ضعیف شده است. پیش از آنکه آخرین چشمه خاموش، آخرین بلوط خشک و آخرین صدای حیات‌وحش در هیاهوی انسان گم شود، باید کاری کرد.

زیرا مسئله فقط نجات کوهستان نیست؛ مسئله، نجات بخشی از آینده ایران است.

پاورقی-کوهستان

انتهای پیام/