۲۴, خرداد,۱۴۰۵ | ۴:۲۰ ب.ظ
7884
3
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۲۴, خرداد,۱۴۰۵ | ۴:۲۰ ب.ظ
7884
3
بدون دیدگاه
بهکارگیری مشخصههای بومی و فرهنگی بوشهر را میتوان بخشی از فرایند کار دانست. اینکه هنرمند لباس محلی یک منطقه یا بخشی از معماری بوشهر را در نگارگری استفاده کند، به مهارت و سلیقه او بستگی دارد. اما نگارگری که به عنوان هنر ملی مطرح است، خود وامگیرنده از تاریخ، سلسلههای حکمرانی، آداب و رسوم و معماری دوران مختلف است. حتی در طراحی عناصر طبیعت مانند کوهها، ابرها و مشخصات چهرهها، جزئیات با یکدیگر متفاوت است و همین موضوع بهکارگیری ویژگیهای بومی را دشوار میکند؛ مگر آنکه هنرمند دارای سبک خاص خود باشد و این شاخصهها را با مهارت در آثار خود لحاظ کند.

در تمام رشتههای هنری، از زمان بروز علاقه تا رسیدن به جایگاه استادی، باید مراحل زیادی طی شود. اینکه یک اتفاق ناگهانی بتواند شخصی را از مرحله شاگردی به استادی برساند غیرممکن است؛ این مسیر مستلزم سالها تجربه و تمرین مداوم است. البته ممکن است یک فکر نو یا یک جرقه ذهنی به یکباره تغییراتی در شیوه اجرایی ایجاد کند، اما نمیتواند به تنهایی شخصی را از سطح مبتدی به جایگاه استادی و صاحبسبک بودن برساند.
دریافت چنین مدرکی نشان دهنده پختگی کار هنرمند است و مسئولیت او را در قبال اجرای آثار محکم و فاخر سنگینتر میکند. اما من معتقدم هنرمند در هر مرحله، از شاگردی تا استادی، باید کار خود را با وسواس و نظم انجام دهد. حتی اگر کار دارای اشتباه باشد، این نظم باعث رسیدن اثر به پختگی میشود. کار هنری حتی بدون داشتن درجه رسمی، راه تکامل خود را میپیماید تا زمانی که نه یک مدرک، بلکه خود اثر نشان دهنده مهارت هنرمند باشد.

این تصور که رسیدن به جایگاه استادی پایان راه است، برای هنرمند ویرانکننده است. من همیشه خود را یک شاگرد میدانم؛ لذتی که در یادگیری و شاگرد بودن وجود دارد، در مرحله استادی یافت نمیشود. کسی که تصور کند به آخر خط رسیده، خود را از یک چرخه پویا به وضعیتی ساکن و بیحرکت رسانده است. متأسفانه این نگاه در میان برخی هنرمندان حرفهای نیز دیده میشود.
نگارگری ایرانی هنری ملی با اعتبار جهانی است که همواره ویژگیهای ذاتی خود را حفظ کرده است. با وجود تحولات ظاهری در مکاتب مختلف طی دهههای اخیر، فرم و محتوای سنتی این هنر پابرجا مانده است. تکنولوژی امروز نیز با فراهم کردن رنگ، کاغذ و ابزارهای باکیفیت به کمک این هنر آمده است. در واقع بهترین نمونه این آثار را باید در موزهها جستوجو کرد، چراکه نگارگری هنری مجلل و ممتاز است. با این حال، امروزه تلاش شده با اجراهای نوآورانه، این هنر در قالبهای وسیعتر مانند دیوارهای شهری نیز عرضه شود تا ارتباط نزدیکتری با جامعه برقرار کند.
من هنرجویان را به سه گروه تقسیم میکنم: گروه اول مستعد و با پشتکار، گروه دوم مستعد اما بدون پشتکار، و گروه سوم کسانی که با وجود تلاش زیاد، به دلیل نبود استعداد به نتیجه مطلوب نمیرسند و کار را رها میکنند. دنبال کردن عاشقانه کار، شرط اصلی یادگیری است که متأسفانه امروزه در هنرجویان به ندرت یافت میشود. نگارگری هنری سخت است و به صبر فراوان نیاز دارد؛ در دنیای پرمشغله امروز، کمتر کسی پیدا میشود که با دقت به دنبال یادگیری هنری با این حجم از جزئیات باشد.

موضوعاتی مانند آداب و رسوم، معماری، دریا و ماهیگیری پتانسیل بالایی دارند. اما همانطور که اشاره کردم، نگارگری قواعد خاص خود را دارد. آمیختن موضوعات بومی با نگارگری به شکلی که برای مخاطب جذاب باشد، بسیار دشوار است و مهارت ویژهای میطلبد تا حق مطلب ادا شود.
طرح چنین سؤالاتی نشان دهنده عمق مشکلات هنرمندان است. اگر تمام دستاندرکاران و مسئولان وظیفه خود را بیعیب و نقص انجام میدادند، نیازی به این پرسشها نبود. با وضعیت موجود، ترجیح میدهم جای هیچ مقام و مسئولی نباشم.
زمان مناسب برای کار پراحساس، سکوت شبها است. تمام فضاهای ذکر شده میتواند الهامبخش باشد، اما به عنوان یک بوشهری، حال و هوای محلات قدیم همیشه برای من زیبا و خاطرهانگیز بوده و در رسیدن به ایدههای تازه مؤثر است.

موارد متعددی وجود دارد: تمرکز تمام امکانات در پایتخت، نبود اساتید مجرب، فقدان موزهها، عدم توجه مدارس به تدریس هنرهای سنتی و استقبال کم افراد. به جز هنرهایی که با معماری سنتی بوشهر گره خوردهاند (مانند گرهچینی)، سایر هنرها پیشینه تاریخی محکمی در اینجا ندارند. البته با سرمایهگذاری و تدریس این رشتهها در هنرستانها و دانشگاهها میتوان این خلا را جبران کرد.
داشتن سبک شخصی امتیاز بزرگی است، هرچند کمتر هنرمندی به این مرحله میرسد. اینکه هنرمند نگاهی بازاری داشته باشد یا حرفهای، به دیدگاه او بستگی دارد. برخی موضوعات برای نقاش جنبه دلی دارند و با توجه خاصی ساخته میشوند که در نهایت به خلق یک اثر فاخر منجر میگردد.
همسرم تأثیرگذارترین فرد و بهترین پشتیبان من در این سالها بوده است. حضور چنین شخصیتی برای هر فرد ضروری است؛ کسی که در کنار درک صحیح از دشواریهای این هنر، با حمایت خود موانع را از سر راه بردارد و هنرمند را به ادامه کار دلگرم کند.
توصیه من این است که اگر واقعاً به رشتهای علاقه دارند، آن را با جدیت و پشتکار تمام دنبال کنند. مطالعه کتب مناسب برای شناخت بهتر و بهرهگیری از محضر اساتید مجرب و تجربیات آنها، کلید موفقیت در این مسیر است.
ثبت یک مکتب به عوامل زیادی بستگی دارد؛ از جمله اینکه تعداد زیادی از هنرمندان یک دوره از روشی خاص و یک استاد بزرگ تبعیت کنند تا پژوهشگران بتوانند آن را به عنوان یک مکتب شناسایی کنند. هنرمند باید ابتدا خود صاحب سبک شود و با تربیت شاگردان، به آن جریان ثبات ببخشد؛ مانند کاری که استاد رضا عباسی در مکتب اصفهان یا کمال الدین بهزاد انجام دادند.