لطفا کمی منتظر بمانید ...

×
Generic selectors
Exact matches only
جستجو در عنوان
جستجو در محتوا
Post Type Selectors

سر تیتر خبرها

صفحه اصلی › › پارادایم عزت؛ تلاقی ایمان و رئالیته در دیپلماسی معاصر

۱۲, تیر,۱۴۰۵ | ۵:۲۳ ب.ظ

8027

14

بدون دیدگاه

یادداشت

پارادایم عزت؛ تلاقی ایمان و رئالیته در دیپلماسی معاصر

سید محی‌الدین حسینی‌مقدم _ سر دبیر

پایگاه محیط زیستی و فرهنگی اجتماعی «سپهــر جنــوب»

ما باید میان انعطاف تاکتیکی و تسلیم استراتژیک تفکیک دقیقی قائل شویم. دیپلماسی هوشمندانه، آن است که بتواند در عین باز نگه داشتن درهای گفتگو، روحیه عاشورایی را در قامت یک بازدارندگی فعال به نمایش بگذارد. اقتداری که از دل خون و ایثار بیرون آمده، نمی‌ترسد که در میز مذاکره، منافع ملی را فدای خوش‌رنگی موقتی تفاهم‌نامه‌ها کند. حقیقت این است که در معادلات قدرت، تنها کسانی شنیده می‌شوند که قدرت نه گفتن را در خون خود داشته باشند؛ و این نه مقتدرانه، ریشه در همان فریاد تکان‌دهنده کربلا دارد که سد راه هرگونه استبداد و استکبار شد.

در گستره تاریخ، برخی نام‌ها به «پدیدار» تبدیل می‌شوند. نام حسین(ع) در حافظه جمعی جهان اسلام، روایتی از تراژدی قرن اول  و مدلی رفتاری و در واقع یک پارادایم سیاسی است که هر زمان و مکان، بازتعریف می‌شود. امروز، وقتی در تلاطم‌های ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم، از تفاهم‌نامه‌های پیچیده با قدرت‌های جهانی تا تقابل‌های سخت در منطقه سخن می‌گوییم، باید پرسید: جایگاه «قیام کربلا» در میز مذاکرات امروز کجاست؟

پاسخ در مفهوم دیپلماسی مبتنی بر عزت نهفته است. قیام عاشورا، در حقیقت، درس اول در شناخت ماهیت باطل است؛ درسی که به ما می‌آموزد باطل هرگز با التماس یا پذیرش شرایط تحمیلی، عقب‌نشینی نمی‌کند، بلکه تنها در برابر اراده‌ای استوار و ایستادگی بی‌قید و شرط به زانو در می‌آید. این همان منطق حق‌طلبی است که امروز در دیپلماسی جمهوری اسلامی، به عنوان اقتدار در مذاکره تجلی یافته است.

ما باید میان انعطاف تاکتیکی و تسلیم استراتژیک تفکیک دقیقی قائل شویم. دیپلماسی هوشمندانه، آن است که بتواند در عین باز نگه داشتن درهای گفتگو، روحیه عاشورایی را در قامت یک بازدارندگی فعال به نمایش بگذارد. اقتداری که از دل خون و ایثار بیرون آمده، نمی‌ترسد که در میز مذاکره، منافع ملی را فدای خوش‌رنگی موقتی تفاهم‌نامه‌ها کند. حقیقت این است که در معادلات قدرت، تنها کسانی شنیده می‌شوند که قدرت نه گفتن را در خون خود داشته باشند؛ و این نه مقتدرانه، ریشه در همان فریاد تکان‌دهنده کربلا دارد که سد راه هرگونه استبداد و استکبار شد.

امروز، در شرایطی که ایران با فقدان شهید قائد امت و تهاجمات سیستماتیک دشمنان مواجه است، ایستادگی علیه ظلم نه‌تنها شعار نیست که یک ضرورت بقایی است.

در این نقطه حساس، یادآور جمله‌ای استراتژیک از شهید سردار سلیمانی که با بصیرتی ژرف، هویت ما را در یک عبارت خلاصه کرد: «ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم». این جمله، یک «اعلان هویت» است؛ اعلام اینکه ما از تبار کسانی هستیم که شکست را در برابر باطل نمی‌شناسند و مرگ را در راه حقیقت، پیروزی می‌پندارند. تلاقیِ اندوه فقدان و شور عاشورا، باید به یک انرژی استراتژیک تبدیل شود. ما در دوران گذاری هستیم که در آن، توازن قدرت در منطقه در حال بازپیکربندی است. در این فضای پیچیده، تنها راه عبور، تکیه بر «هویت ملی-مذهبی» در کنار تحلیل‌های دقیق فنی است.

دیپلماسی ما نباید صرفاً در چارچوب سود و زیان مادی تعریف شود، چرا که باید در راستای حفظ کرامت انسانی باشد. هر تفاهم‌نامه‌ای که در آن عزت و اقتدار ایران عزیز قربانی شود، بدون شک شکست در برابر منطقِ باطل است. اما دیپلماسی‌ای که از دل ایمان به حقانیت مسیر و تکیه بر میراث شهیدان برآمده باشد، می‌تواند حتی سخت‌ترین گره‌های سیاسی را با تکیه بر اقتدار متکی بر حق بگشاید.

در نتیجه باید گفت که عاشورا برای ما یک نقشه راه و راهنما است. راهنمایی که به ما می‌آموزد در اوج فشارها، چگونه آرام باشیم و در اوج قدرت، چگونه متواضع بمانیم و در برابر هرگونه ظلمی، چگونه بندهای اسارت را پاره کنیم.

ما امروز با تکیه بر این میراث، به جهان اعلام می‌کنیم: ایران امروز، میراث‌دار همان اراده‌ای است که در کربلا شکل گرفت؛ اراده‌ای که نمی‌لرزد، نمی‌شکند و در مسیر دستیابی به عدالت و حق، هیچ کوتاهی نخواهد کرد. این است معنای واقعی اقتدار در عصر جدید؛ اقتداری که از دل عشق به حقیقت و ایثار در راه خدا زاده شده است.

انتهای پیام/