۱۱, مرداد,۱۴۰۵ | ۱۱:۲۰ ب.ظ
8081
17
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۱۱, مرداد,۱۴۰۵ | ۱۱:۲۰ ب.ظ
8081
17
بدون دیدگاه
ما یک خانواده فوتبالی هستیم و به «هفت برادران فوتبال برازجان» معروف بودیم. هر کدام از ما در دورهای از دهه پنجاه تا هفتاد در فوتبال منطقه بازی کردیم و هر کدام هم به سهم خودمان در این فضا اثر داشتیم. در واقع فوتبال از بچگی در خانه ما جریان داشت. وقتی یک خانواده اینطور با ورزش زندگی میکند، طبیعی است که بچهها هم از همان ابتدا با زمین و توپ و تمرین آشنا شوند. این پیشینه برای من فقط یک اسم نبود؛ یک مسئولیت بود. باید طوری بازی میکردم که نام خانوادهام را حفظ کنم.
من فوتبالم را از تیم جم شروع کردم. این تیم در واقع زیرگروه پرسپولیس برازجان بود و برای خیلی از ما سکوی پرتاب به حساب میآمد. آن روزها امکانات زیادی نبود، اما انگیزه زیاد بود. در همان زمینهای ساده و با همان فضای ابتدایی، بچهها رشد میکردند و خودشان را نشان میدادند. بعد از جم، به پرسپولیس برازجان رفتم و از آنجا مسیرم ادامه پیدا کرد.

بعد از پرسپولیس برازجان، به ایرانجوان رفتم، بعد هم شاهین و منتخب بوشهر را تجربه کردم. در دوران سربازی هم در تیم نیروی زمینی بازی کردم. این جابهجاییها برای من تجربههای مهمی بود، چون هر تیم فضای خودش را داشت و از هرکدام چیزهای تازهای یاد میگرفتم. با این حال، همیشه پرسپولیس برازجان برایم جایگاه ویژهای داشت و دوست داشتم فوتبال را همانجا تمام کنم.
بله، در نهایت از دنیای فوتبال در تیم محبوبم، یعنی پرسپولیس برازجان، خداحافظی کردم. برای من این موضوع مهم بود. آدم وقتی سالها با یک تیم زندگی کرده باشد، طبیعی است که دلش بخواهد پایان راهش هم همانجا باشد. این تیم برای من فقط یک باشگاه نبود؛ بخشی از خاطرات، رفاقتها و سالهای جوانی من بود.
پاسخ: دهه شصت واقعاً دورهای پر از شور و حرارت بود. ورزشگاهها و زمینها پر میشدند، چون هم بازیکنان با تعصب بازی میکردند و هم مردم با عشق میآمدند تماشا. ما برای پیراهن تیم میجنگیدیم. هوادار هم برای همان پیراهن حرارت داشت. هیچچیز مصنوعی نبود. اینکه میگویند فوتبال آن روزها حال و هوای دیگری داشت، دقیقاً به همین خاطر است. تعصب واقعی بود، نه نمایشی.

بهترین مسابقه من بازی بین ایرانجوان بوشهر و پرسپولیس تهران در اواخر آذرماه سال۱۳۶۰ بود. آن بازی برای من خیلی ویژه بود، چون هم سطح مسابقه بالا بود و هم حس رقابت در آن بازی خیلی جدی بود. خوشبختانه در آن دیدار بهعنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شدم. این برای هر فوتبالیستی افتخار است، مخصوصاً برای کسی که از برازجان آمده باشد و در چنین مسابقهای دیده شود. در تیم پرسپولیس آن سالها بازیکنانی مثل علی پروین، حمید درخشان، غلامرضا فتح آبادی، محمد مایلی کهن و خیلی دیگر از بازیکنان تیم ملی حضور داشتند. در مجله کیهان ورزشی شماره ۱۴۲۱ به این بازی نگاه ویزه ای داشته و از من به عنوان بهترین بازیکن زمین یاد می کند.

من همیشه از مربیانم با احترام یاد میکنم. در بوشهر، مرحوم اکبر کبگانی، مرحوم حاج مجید چاهیبخش و غلام ابولخیری نقش مهمی در مسیر فوتبالی من داشتند. در برازجان هم هیبتاله ایمنی، بیژن رنجبر و رسول غفاری از کسانی بودند که در رشد من اثر گذاشتند. آنها فقط مربی نبودند؛ راه بلد بودند، تجربه داشتند و میتوانستند از بازیکن، انسان مسئولتری بسازند.
تفاوت خیلی زیاد است. در دهههای پنجاه، شصت و هفتاد اصلاً خبری از قراردادهای امروزی نبود. بازیکنها حتی وسایل ورزشیشان را خودشان تهیه میکردند. ما برای پول بازی نمیکردیم. انگیزه اصلی، عشق به فوتبال و تعصب به تیم بود. امروز خیلی چیزها عوض شده و مادیات جای آن روح قدیمی را گرفته. این را نمیگویم که هرچه امروز هست بد است، اما واقعیت این است که آن خلوص گذشته کمتر شده است.
نه، متأسفانه آنطور که باید توجهی وجود نداشت. هیچ استعدادیابی منظم و جدی برای جنوب و بوشهر نبود. خیلی از استعدادها فقط با تلاش شخصی یا با معرفی اهالی فوتبال دیده میشدند، نه با یک سیستم درست. اگر آن زمان توجه بیشتری میشد، شاید خیلی از بازیکنها زودتر و بهتر رشد میکردند.

مهمترین تفاوت این است که در گذشته تعصب و پشتکار حرف اول را میزد، اما امروز مادیات و قراردادهای آنچنانی پررنگ شدهاند. بازیکنهای قدیم با جانشان بازی میکردند، چون دلبسته بودند. امروز البته حرفهایگری لازم است، اما اگر عشق و تعصب نباشد، فوتبال فقط یک شغل میشود، نه یک هویت.
لزوماً نه. ما در برازجان قبلاً فقط یک زمین خاکی آزاد داشتیم، اما همان زمین ساده، بازیکنهای زیادی را تحویل فوتبال داد. امروز چندین چمن مصنوعی وجود دارد، ولی بهنظر من همین امکانات همیشه به معنای خروجی بهتر نیست. مهم این است که از آنها چطور استفاده شود. اگر برنامه و مربی درست نباشد، بهترین زمین هم بازیکن خوب نمیسازد.
دلایل مختلفی دارد. یکی اینکه به ورزش محلات توجه کافی نشده. دوم اینکه استعدادیابی درست انجام نشده. سوم هم اینکه از مربیان و مدیران باتجربه استفاده کافی نشده است. فوتبال فقط با زمین و لباس جلو نمیرود. باید آدمهای کاربلد، دلسوز و با تجربه در کار باشند. وقتی اینها نباشند، پیشرفت هم کند میشود.

به جوانها میگویم هم از اطلاعات روز استفاده کنند و هم تجربه پیشکسوتان را جدی بگیرند. امروز دسترسی به دانش فوتبال خیلی بیشتر شده و این خوب است. اما تجربه نسلهای قبلی هم ارزش دارد. کسی که میخواهد موفق شود، باید هم یاد بگیرد و هم گوش بدهد. ترکیب این دو، میتواند یک بازیکن یا مربی را جلو ببرد.
فوتبال امروز امکانات بیشتری دارد، اما باید مراقب بود که روح فوتبال از بین نرود. اگر تعصب، تلاش و عشق جای خود را به حسابوکتاب صرف بدهد، فوتبال لطمه میخورد. فوتبال فقط نتیجه نیست؛ فرهنگ است، خاطره است و برای ما نسل قدیم، بخشی از زندگی بود.
بازگشت کامل به آن فضا سخت است. آن دوران شرایط خاص خودش را داشت؛ هم از نظر اجتماعی و هم از نظر نوع نگاه مردم به فوتبال. اما میشود از آن دوره درس گرفت. باید ریشههای افت را شناخت و کار را به مدیران لایق، عاشق و دلسوز سپرد؛ کسانی که بودجه داشته باشند، برنامه داشته باشند و واقعاً دلشان برای فوتبال بسوزد. اگر این اتفاق بیفتد، میشود دوباره به روزهای خوب نزدیک شد.
من فقط میگویم فوتبال برازجان و بوشهر ظرفیت زیادی دارد. اگر درست مدیریت شود، هنوز هم میتواند بازیکنان خوب و تأثیرگذار زیادی به فوتبال کشور معرفی کند. امیدوارم نسل جدید با بهرهگیری از تجربه پیشکسوتان و امکانات امروز، راهی را ادامه بدهد که ما با سختی و عشق شروع کردیم.


