۲۲, بهمن,۱۴۰۴ | ۱۰:۳۶ ق.ظ
7339
25
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۲۲, بهمن,۱۴۰۴ | ۱۰:۳۶ ق.ظ
7339
25
بدون دیدگاه
دو سال برای یک رسانه محلی، فقط عدد نیست؛ دو سال یعنی ایستادن روی خط باریک میان بقا و باور. «نخل و دریا» در این دو سال، بیش از آنکه صرفاً یک هفتهنامه باشد، تلاشی مستمر برای بازتعریف نقش رسانه محلی در زیست فرهنگی و اجتماعی استان بوشهر بوده است؛ رسانهای که از همان شمارههای نخست، انتخاب کرد «مردم» را نه بهعنوان مخاطب منفعل، بلکه بهمثابه سوژه اصلی روایتهای خود ببیند.
«نخل و دریا» از دل جغرافیایی متولد شد که فرهنگ، تاریخ، آیین، رنج و زیست روزمره در آن بههم تنیدهاند. از همینرو، تمرکز بر رویدادهای فرهنگی و اجتماعی، نه یک انتخاب تزئینی، بلکه یک ضرورت حرفهای بود. این هفتهنامه کوشید روایتگر آنچیزی باشد که در رسانههای رسمی کمتر دیده میشود: صداها، تجربهها و کنشهایی که در بطن جامعه جریان دارند اما اغلب در حاشیه میمانند.
یکی از ستونهای اصلی «نخل و دریا» در این دو سال، گفتوگو بوده است؛ گفتوگو نه بهمعنای پرسشوپاسخهای تشریفاتی، بلکه بهعنوان یک ابزار شناخت. گفتوگو با هنرمندان، نویسندگان، پژوهشگران، ورزشکاران، فعالان اجتماعی و نامآوران استان بوشهر، بستری فراهم کرد تا روایتهای شخصی، مسیرهای کمتر شنیدهشده و دغدغههای واقعی به متن رسانه راه پیدا کند. این گفتوگوها تلاش داشتند فراتر از مناسبتها حرکت کنند و به لایههای پنهان تجربه زیسته افراد برسند.
در کنار گفتوگو، پرداختن به رویدادهای فرهنگی استان، بخش مهمی از هویت «نخل و دریا» را شکل داده است. پوشش حرفهای جشنواره تئاتر استانی، تولید ویژهنامههای تخصصی و تحلیلمحور، و توجه به فرآیندها بهجای صرفاً نتایج، نشان داد که رسانه محلی میتواند از سطح خبررسانی عبور کند و وارد میدان تحلیل و نقد شود. ویژهنامههای رویدادمحور، نه فقط ثبت یک اتفاق، بلکه مستندسازی حافظه فرهنگی استان بودند.
رویداد «بوشهر؛ حسینیه مقاومت» نمونهای روشن از این رویکرد است؛ جایی که «نخل و دریا» تلاش کرد آیین، تاریخ، مقاومت و هویت را در کنار هم روایت کند، بدون آنکه به شعارزدگی یا گزارشهای کلیشهای پناه ببرد. همین نگاه در پوشش یادواره شهید گنجی، روز خورموج و سایر مناسبتهای فرهنگی ـ تاریخی نیز دیده میشود؛ رویکردی که بهجای بزرگنمایی سطحی، به ریشهها، روایتها و معناهای اجتماعی این مناسبتها توجه دارد.
«نخل و دریا» در این دو سال، از ورزش نیز غافل نمانده است؛ اما نه صرفاً ورزش بهعنوان نتیجه و جدول و جام. سوژههای ورزشی این هفتهنامه، اغلب پیوندی مستقیم با زیست اجتماعی داشتهاند: روایت ورزشکاران گمنام، زیرساختهای فراموششده، ظرفیتهای بومی و نسبت ورزش با هویت محلی. ورزش، در «نخل و دریا»، بخشی از فرهنگ زیست مردم دیده شده، نه یک سرگرمی جداافتاده.
محیطزیست و فرهنگ نیز از محورهای ثابت این رسانه بودهاند. پرداختن به بحرانهای زیستمحیطی، تغییرات اقلیمی، تنش آبی، تخریب میراث طبیعی و فرهنگی، در کنار یادداشتها و گزارشهای تحلیلی، نشاندهنده تلاشی است برای ایجاد حساسیت عمومی و گفتوگوی اجتماعی. «نخل و دریا» کوشیده است محیطزیست را نه صرفاً موضوعی تخصصی، بلکه مسئلهای عمومی و مرتبط با زندگی روزمره شهروندان بازنمایی کند.
در حوزه اجتماعی و حوادث، این هفتهنامه تلاش کرده میان اطلاعرسانی و مسئولیت اجتماعی تعادل برقرار کند. پرهیز از هیجانزدگی، توجه به زمینهها و پیامدها، و احترام به کرامت انسانی، اصولی بودهاند که در پوشش اخبار حوادث مورد توجه قرار گرفتهاند. حوادث، در «نخل و دریا»، نه صرفاً خبر، بلکه نشانههایی از مسائل عمیقتر اجتماعی تلقی شدهاند.
بخش یادداشتها و تحلیلها، یکی دیگر از سرمایههای این دو سال بوده است. حضور صاحبنظران، کارشناسان و قلمهای متنوع، امکان شکلگیری یک میدان گفتوگوی فکری را فراهم کرده؛ جایی که دیدگاههای مختلف در کنار هم قرار میگیرند و مخاطب را به اندیشیدن دعوت میکنند، نه به مصرف سریع محتوا. این تنوع آرا، بخشی از هویت حرفهای «نخل و دریا» است.
دو سالگی «نخل و دریا» فرصتی است برای مکث و بازنگری؛ فرصتی برای دیدن مسیر طیشده و افقی که پیش روست. این هفتهنامه در این دو سال، تلاش کرده مستقل بماند، به مردم نزدیک بماند و به فرهنگ و اجتماع وفادار. بیتردید کاستیها و چالشها وجود داشته و دارد، اما آنچه «نخل و دریا» را سرپا نگه داشته، باور به نقش رسانه محلی بهعنوان یک کنشگر اجتماعی است، نه صرفاً یک تریبون خبری.
«نخل و دریا» هنوز در آغاز راه است؛ اما اگر این دو سال چیزی را روشن کرده باشد، آن این است که روایت صادقانه، مردممحور و ریشهدار، همچنان میتواند مخاطب خود را پیدا کند. نخل، ریشه در خاک دارد و دریا، افق را پیش چشم میگذارد؛ و شاید «نخل و دریا» تلاشی است برای ایستادن میان این دو: ریشهدار در مردم، رو به آینده.