۷, مهر,۱۴۰۵ | ۵:۵۷ ب.ظ
8283
12
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۷, مهر,۱۴۰۵ | ۵:۵۷ ب.ظ
8283
12
بدون دیدگاه

کوهستان را نمیتوان تنها با چشم، تجربه و توان جسمانی شناخت؛ زیرا پشت هر شیب، تیغه، دهلیز، خطالرأس، آبراهه و دیواره، شبکهای از روابط هندسی، فیزیکی، آماری و احتمالاتی نهفته است.
کوهستان در نگاه علمی، سامانهای پویاست که در آن ارتفاع، شیب، جهت، فاصله، زمان، دما، بارش، فشار، اصطکاک، جنس سنگ، ساختار زمین، آب، برف و باد، پیوسته بر یکدیگر اثر میگذارند. از همینجا «مجهولات کوهستان» پدیدار میشوند؛
مجهولاتی که نه نشانهٔ ناتوانی علم بلکه آغاز پرسش علمیاند.
«هندسه و مثلثات» زبان اندازهگیری کوهستاناند؛ فاصله، اختلاف ارتفاع، زاویهٔ شیب، جهت حرکت و موقعیت عوارض، همگی قابلیت تبدیل شدن به دادههای عددی دارند.
در روزگار جدید، «مدلهای رقومی ارتفاع» سطح زمین را به دادهای قابل تحلیل تبدیل کردهاند و از همین دادهها میتوان شیب، جهت و بسیاری از ویژگیهای توپوگرافی را استخراج کرد. در مقیاسهای بزرگتر نیز جبر برداری، دستگاههای مختصات و محاسبات ژئودتیک، امکان خوانش دقیقتر ساختار فضایی کوهستان را فراهم میکنند.
اما کوهستان فقط هندسه نیست؛ «فیزیک» در تمام پیکرهٔ آن جاری است.
پایداری یک دامنه به وزن، مقاومت، اصطکاک، آب، فشار منفذی، ساختار زمین و هندسهٔ دامنه وابسته است. بنابراین، آنچه از نگاه عادی یک شیب ساده به نظر میرسد، در نگاه علمی میتواند دستگاهی از نیروهای متقابل و متغیر باشد. در اینجا جبر و حساب، نیروها و تغییرات را صورتبندی میکنند و مدلسازی عددی، امکان بررسی سناریوهای گوناگون را فراهم میسازد.
در برف و بهمن، پیچیدگی بیشتر میشود؛ زیرا با سامانهای ثابت روبهرو نیستیم. دما، بارش، باد، ساختار لایههای برف، شیب و تغییرات زمانی میتوانند وضعیت پایداری را دگرگون کنند.
بنابراین «احتمال» در شناخت خطر جایگاهی بنیادی دارد. علم در اینجا وعدهٔ قطعیت نمیدهد؛ بلکه با دادههای موجود، احتمال وقوع رخداد و پیامدهای آن را برآورد و با ورود دادههای تازه، ارزیابی خود را اصلاح میکند.
«آمار» گذشته را میخواند، «احتمال» آیندهٔ ممکن را بررسی میکند، «هندسه» شکل و موقعیت را میسنجد، «جبر» روابط میان متغیرها را صورتبندی میکند و «حساب» تغییرات را دنبال میکند. در کنار اینها، مدلسازی و شبیهسازی به پژوهشگر اجازه میدهند رفتار یک سامانهٔ پیچیده را در شرایط مختلف بررسی کند.
بنابراین ریاضیات در کوهستان یک تزئین نظری نیست؛ یکی از زبانهای دقیق فهم آن است.
از این منظر، کوهنوردیِ آگاهانه تنها دانستن مسیر و توان صعود نیست؛ توانایی خواندن دادهها، شناخت محدودیتهای مدل، تشخیص عدمقطعیت و تصمیمگیری بر اساس شواهد نیز بخشی از آن است. کسی که شیب را میسنجد، هندسه را به کار گرفته است؛ کسی که نیروها را تحلیل میکند، وارد قلمرو فیزیک شده است؛ کسی که تغییرات هوا و برف را در قالب احتمال میسنجد، با آمار و مدلسازی سروکار دارد؛ و کسی که از میان چند مسیر، بر اساس مجموعهای از متغیرها تصمیم میگیرد، عملاً در حال حل یک مسئلهٔ چندمتغیره است.
پس «مجهول» در کوهستان دشمن شناخت نیست؛ خودِ دروازهٔ شناخت است.
هر مجهول، پرسشی تازه میسازد؛ هر پرسش، داده میطلبد؛ هر داده، تحلیل میخواهد و هر تحلیل، میتواند فهم ما را از کوهستان یک گام جلوتر ببرد.
کوهستان را اگر فقط با «صعود» ببینیم، بخشی از آن را دیدهایم؛ اگر با «دانش» ببینیم، ساختار آن را میخوانیم. کوهستان تودهای خاموش از سنگ نیست؛ سامانهای زنده و پویاست که در آن «هندسه، نیرو، زمان، داده، احتمال و تغییر» به هم پیوند خوردهاند.
و شاید بلوغ علمی کوهنوردی از همین پرسش آغاز شود:
«نه اینکه چگونه از کوه بالا برویم؛ بلکه کوهستان چگونه کار میکند؟»
#پاورقی-کوهستان