۱۶, دی,۱۴۰۴ | ۱۱:۳۵ ب.ظ
7336
44
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۱۶, دی,۱۴۰۴ | ۱۱:۳۵ ب.ظ
7336
44
بدون دیدگاه
ارزش و اهمیت سواد رسانهای در همه حال، بهویژه در مواقع بحرانی جامعه، بسیار مهم و بالاست؛ زیرا این رسانه است که هم میتواند مردم را بهدرستی هدایت و راهنمایی کند تا در شرایط خطر و تهدید امنیت جانی، تصمیمهای آگاهانه بگیرند و فریب تبلیغات مسموم برخی بنگاههای خبرپراکنی خارج از کشور را نخورند، و هم میتواند در صورت سوءاستفاده، ابزاری برای تحریک جامعه به آشوب و ایجاد سردرگمی باشد. رسانهها با ارائه اطلاعات نادرست یا روایتهای ناقص و غیرواقعی، گاه با شگردها و ترفندهای رسانهای، افکار عمومی را دچار ابهام میکنند تا تشخیص حق از ناحق در شرایط خاص کشور دشوار شود.
یکی از صاحبان بزرگ امپراتوریهای رسانهای جهان که صدها رسانه از شبکههای تلویزیونی تا روزنامهها را در اختیار دارد، در جایی گفته بود: «اگر من اعلام کنم که رئیسجمهور آمریکا مرده است، برای او و اطرافیانش زمان زیادی لازم است تا ثابت کنند زنده است.» این جمله بهخوبی نشاندهنده میزان تأثیر و قدرت رسانه در شرایط خاص و بحرانی است.
بدون تعارف باید گفت که بخش قابلتوجهی از جامعه ما در حوزه سواد رسانهای با ضعف مواجه است و دانش و آگاهی لازم را در این زمینه ندارد. زمانی که نظام رسمی و غیررسمی آموزش، از آموزشوپرورش تا دانشگاهها، در توجه جدی به سواد رسانهای دچار غفلت باشند و برنامه روشنی برای آموزش مفاهیم کلیدی آن نداشته باشند، نتیجه آن تربیت نسلی خواهد بود که ناخواسته با کمبود مهارتهای رسانهای رشد میکند.
در طول زندگی، هر فرد باید بتواند دستکم به چند پرسش اساسی مرتبط با سواد رسانهای پاسخ دهد؛ از جمله اینکه تفاوت یک رخداد واقعی با بازنمایی رسانهای آن چیست؟ رسانهها چگونه اطلاعات را بهصورت نامحسوس انتخاب، برجستهسازی یا دستکاری میکنند؟ چه اشتباهات رایجی در روایتهای رسانهای وجود دارد؟ کدام بخش از یک داستان عمداً کتمان یا حذف میشود؟ همچنین باید بتوان توضیح داد که چگونه رسانهها با تکنیکهایی مانند زاویه دوربین، نورپردازی، موسیقی و شیوه تدوین، تصویر ما از یک شخصیت یا رویداد را تغییر میدهند و عواطف مخاطب را از نفرت به علاقه یا برعکس سوق میدهند.
از سوی دیگر، این پرسش نیز اهمیت دارد که چرا افراد برداشتهای کاملاً متفاوتی از یک پیام رسانهای دارند و هنگام انتشار یا بازنشر مطالبی که خود تولید نکردهایم، چه نکاتی را باید برای رعایت اخلاق حرفهای و مالکیت معنوی مدنظر قرار دهیم. اگر پاسخ ما به بسیاری از این پرسشها منفی است، باید در سطح سواد رسانهای خود تردید کنیم و در این زمینه بیشتر مطالعه و تمرین داشته باشیم.
سواد رسانهای بهطور ساده، توانایی دسترسی به اطلاعات از منابع مختلف، درک و تحلیل انتقادی پیامهای دریافتی و خلق پیامهای مؤثر برای ارتباط مسئولانه با مخاطب است. بسیاری از رسانههای غیرهمسو با منافع ملی، صرفاً ناقل اخبار نیستند، بلکه با جهتدهی خبری، واقعیت را بازسازی میکنند و تنها بخشی از آن را بازنمایی مینمایند. این رسانهها عمدتاً در چارچوب منافع سیاسی و قدرتمحور خود عمل میکنند و نه در مسیر کشف حقیقت.
محتوای بخش قابلتوجهی از رسانههای جریانساز جهانی، در خدمت منافع سیاسی و اقتصادی گروهها و جریانهای خاص است و با تولید روایتهای هدفمند، میکوشند ذهن و ذائقه ملتها را تحت تأثیر قرار دهند. هدف نهایی چنین رویکردی، تغییر نگرش عمومی و هدایت افکار عمومی در راستای سیاستهای سلطهجویانه و مداخلهگرایانه است. ازاینرو، جامعه ما باید با هوشیاری، دانش و آگاهی، بهصورت هوشمندانه با این شیوههای رسانهای مواجه شود.
سواد رسانهای نوعی مهارت ادراکی و تحلیلی است که به مخاطب امکان میدهد با نگاهی انتقادی و موشکافانه، از میان انبوه روایتها و پیامهای متعارض، به درکی نزدیکتر به حقیقت برسد. در اصل، سواد رسانهای یعنی توان تشخیص یک حقیقت از میان هزاران تحریف و روایت جهتدار.
تقویت این مهارت نیازمند مطالعه، تمرین و حضور آگاهانه در فضای پیچیده رسانهای است. بهویژه در شرایط بحران، درگیریها و تنشهای اجتماعی، تأثیرگذاری رسانههای خارجی بر امور داخلی افزایش مییابد و ابزارهایی مانند کتمان واقعیتها، بزرگنمایی، فضاسازی روانی و تحریک افکار عمومی بیش از پیش مورد استفاده قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، رسانههای ملی و داخلی باید با صداقت، شفافیت و مسئولیتپذیری، واقعیتهای جامعه و تحولات پیرامونی را به اطلاع مردم برسانند و همزمان قدرت تحلیل و آگاهی رسانهای مخاطبان را تقویت کنند تا جامعه با بصیرت و آرامش، در برابر جریانهای خبری فریبنده واکنش نشان دهد.