لطفا کمی منتظر بمانید ...

×
Generic selectors
Exact matches only
جستجو در عنوان
جستجو در محتوا
Post Type Selectors

سر تیتر خبرها

صفحه اصلی › › از عرشه تا عرش؛ روایتی از مدرنیته و سنت در زندگی ناخدا عباس

۱۵, دی,۱۴۰۴ | ۱۰:۰۶ ب.ظ

7327

58

بدون دیدگاه

چگونه یک دریانورد، دستور زبان سوگواری جنوب را تغییر داد؟

از عرشه تا عرش؛ روایتی از مدرنیته و سنت در زندگی ناخدا عباس

سید محی‌الدین حسینی‌مقدم _ سردبیر

پایگاه محیط زیستی و فرهنگی اجتماعی «سپهــر جنــوب»

برای درک عمق شخصیت ناخدا عباس، باید بوشهر اواخر عصر قاجار را بازشناخت؛ دروازه‌ای گشوده به جهان که ساکنانش را نه در انزوا که در دیالکتیک با دنیای مدرن پرورش می‌داد. ناخدا عباس، فرزند خلف همین اتمسفر بود. تسلط شگفت‌انگیز او به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و هندی و اشرافش بر دانش نقشه‌خوانی، او را فراتر از یک ملوان سنتی، به نمادی از «انسان مدرن جنوبی» بدل کرد؛ انسانی که ابزارهای جهان نو را به خدمت می‌گرفت، بی‌آنکه در هاضمه‌ی فرهنگی غرب مستحیل شود.

تاریخ اجتماعی ایران، به‌ویژه در جغرافیای خطه جنوب، مشحون از نام‌هایی است که در تنگنای تعاریف کلاسیک شغلی و صنفی نمی‌گنجند. شخصیت‌هایی که زیست‌شان منشوری از صنعت، هنر، ایمان و تعهد اجتماعی است. در این میان، «ناخدا عباس دریانورد» (۱۲۵۷-۱۳۳۲ شمسی) پدیده‌ای است که بررسی کارنامه او، واکاوی چگونگی پیوند میان «عقلانیت مدرن» و «شور سنتی» در بستر فرهنگ ایرانی است. او مردی بود که توانست میان سکانداری کشتی و میانداری هیئت، میان نظم ریاضی‌گونه‌ی ناوبری و شور عاطفی عاشورا، پلی ماندگار بنا کند.

برای درک عمق شخصیت ناخدا عباس، باید بوشهر اواخر عصر قاجار را بازشناخت؛ دروازه‌ای گشوده به جهان که ساکنانش را نه در انزوا که در دیالکتیک با دنیای مدرن پرورش می‌داد. ناخدا عباس، فرزند خلف همین اتمسفر بود. تسلط شگفت‌انگیز او به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و هندی و اشرافش بر دانش نقشه‌خوانی، او را فراتر از یک ملوان سنتی، به نمادی از «انسان مدرن جنوبی» بدل کرد؛ انسانی که ابزارهای جهان نو را به خدمت می‌گرفت، بی‌آنکه در هاضمه‌ی فرهنگی غرب مستحیل شود.

اما آنچه او را خاص کرده، «اخلاق حرفه‌ای» و «هوشمندی آیینی» اوست. با توجه به اینکه آن زمان اقتصاد خلیج فارس زیر سایه سنگین کمپانی‌های استعماری نفس می‌کشید، امتناع او از همکاری با بیگانگان، علیرغم پیشنهادات مالی اغواکننده، کنشی فراتر از یک تصمیم شخصی بود. این رفتار، تجلی نوعی «مقاومت مدنی» و وطن‌دوستی عملی بود که تخصص را، سرمایه‌ای ملی می‌دانست.

با این‌همه، شاهکار ناخدا عباس را باید در مهندسی مجدد آیین‌های عزاداری جست‌وجو کرد. تا پیش از او، نوحه‌خوانی عمدتاً بر مدار حزن می‌چرخید؛ اما ناخدا با تکیه بر ذوق موسیقایی و احتمالاً الهام از «موسیقی کار» در دریا، ریتم و ضرب‌آهنگ را به کالبد نوحه تزریق کرد. او نظم حاکم بر کشیدن طناب‌های بادبان و هماهنگی پاروزنان را به حلقه‌های سینه‌زنی آورد. نوحه‌های جاودانی چون «لیلا بگفتا» یا «شیعه باز است و غم»، دارای فراز و فرودهایی هستند که دقیقاً با فیزیولوژی تنفس و توان جسمی عزاداران تنظیم شده‌اند. او عزاداری را از یک آیین سوگوارانه، به یک «اجرای حماسی و فرمال» ارتقا داد که در آن، فرم و محتوا در اوج توازن‌اند.

مهاجرت او به خوزستان و ترویج این سبک در اهواز و خرمشهر، نشان داد که ناخدا عباس حامل فرهنگی پویاست که مرزهای جغرافیایی را درمی‌نوردد. او این فضا را، با رنگ اصالت خود آمیخت و نسلی از نوحه‌خوانان (همچون جهانبخش کردی‌زاده) را متأثر ساخت که ادامه‌دهندگان این مسیر شدند.

امروز که به میراث ناخدا عباس می‌نگریم، او را یک «حکیم برآمده از تجربه» می‌یابیم؛ کسی که حکمت را بر عرشه کشتی و در دل امواج آموخت و آن را به زبان مردم ترجمه کرد. سنگ‌نوشته‌ی مزار او در جوار علی‌بن‌مهزیار اهوازی که می‌گوید: «من از خدمت این آب و خاک / نیاسوده‌ام جز به وقت هلاک»، مانیفست زیستن اوست.

یادش گرامی و نامش بر تارک فرهنگ جنوب جاودان باد.

انتهای پیام/