۱۲, دی,۱۴۰۴ | ۱۱:۱۹ ق.ظ
7308
5
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۱۲, دی,۱۴۰۴ | ۱۱:۱۹ ق.ظ
7308
5
بدون دیدگاه
تاریخ برای اهالی بوشهر، نه یک روایت دور و دراز در کتابهای درسی، بلکه میراثی است که در رگهای نخلستانهای دشتستان و امواج خروشان خلیج فارس جریان دارد . یکی از حساسترین فصول این تاریخ، نبرد ایران و انگلستان در سال ۱۲۷۳ هجری قمری (۱۸۵۷ میلادی) است که به بهانه مسئله «هرات» آغاز شد و بوشهر را به خط مقدم مقابله با استعمار بدل کرد . کتاب «اسناد ژنرال اوترام؛ نبرد ایران و انگلستان در خلیج فارس» به قلم فرمانده قوای بریتانیا و ترجمه دقیق «سید مهدی طباطبایی»، اثری است که از زاویه دید «دشمن»، شکوه ایستادگی نیاکان ما را به تصویر میکشد.
رونمایی از این کتاب در«کتابخانه عمومی خلیج فارس بوشهر» با حضور مترجم اثر از اصفهان و ناشر از تهران و بزرگان تاریخی استان ، خود حامل پیامی عمیق بود: بازگشت اسناد تاریخی به جغرافیایی که موضوع اصلی آنها بودهاند. بوشهر، ریشهر و دشتستان در این کتاب صحنه اصلی تاریخاند و بازخوانی این اسناد، بخشی از بازسازی حافظه تاریخی منطقه محسوب میشود . مترجم اثر با واکاوی نسخههای خطی در کتابخانه ملی بریتانیا، بخشهایی از نامههای اوترام را که در نسخههای قدیمی سانسور شده بود، بازگردانده است تا تصویری بیپرده از اشغالگری را پیش روی مخاطب بگذارد . این اثر در سه بخش اصلی (احکام نظامی، مکاتبات روزانه اوترام و ضمائم روزنامه تایمز لندن) تدوین شده است که لایههای پنهان دیپلماسی و جنگ را از زاویه دید فاتحان افشا میکند.
برای هر بوشهری، نام «ریشهر» با غیرت و ایستادگی گره خورده است. اوترام در گزارشهای نظامی خود با صراحت از مقاومت «دردناک و سخت» مدافعان ایرانی در قلعه ریشهر یاد میکند . در میان سطور این اسناد، نام باقرخان به عنوان «سرکردهای مشهور» ثبت شده است که لرزه بر اندام مهاجمان میانداخت . اما نقطه اوج حماسی این روایت، شهادت احمدخان، فرزند شجاع باقرخان است؛ جوانی که در کنار ۷۲ تن از همراهان و همرزمانش در دفاع از قلعه ریشهر جان خود را فدای خاک وطن کردند . شدت این نبرد به حدی بود که نیروهای دشمن ناچار به استفاده از سرنیزه در جنگ تنبهتن شدند و حتی افسران ارشد بریتانیایی همچون سرهنگ «استاپفورد» و «مالت» در این کارزار جان خود را از دست دادند
اسناد اوترام پرده از آرایش قوای محلی در دشتستان و برازجان برمیدارد. او با دقت یک نظامی، استقرار نیروهای بومی را گزارش میکند؛ از جمله حضور محمدحسینخان برازجانی که با تفنگچیان دشتستانی خود در سنگرهای «پووان» و «نخلستان سُبجه» آماده رویارویی با ارتش مجهز بریتانیا بود . همچنین نام حاجی هاشم دشتستانی در میان سرکردگان محلی دیده میشود که دوشادوش دیگر مدافعان، با کمترین امکانات در برابر اشغالگران ایستادگی کردند . این اسناد نشان میدهند که چگونه دشتستانیها و تنگستانیها، دشمن را مجبور کردند تا حتی پس از نبرد خوشاب، از بیم حملات غافلگیرانه بومیان به سمت بوشهر عقبنشینی کند .
بخش جذابی از این کتاب که برای جنوبیها بسیار ملموس است، توصیف درماندگی ارتش بریتانیا در برابر اقلیم خشن منطقه است. اوترام در نامههایش از بارانهای سیلآسا و گلولای چسبندهای شکایت میکند که حرکت سربازان را مختل کرده و آنها را ناچار میساخت فرسنگها راه را بدون سرپناه طی کنند. او در نهایت اعتراف میکند که گرمای کشنده تابستان جنوب، او را وادار کرد پیش از اتمام کامل عملیات، بخش بزرگی از نیروهای اروپایی را از منطقه خارج کند؛ چرا که طبیعت بوشهر، خود سربازی سرسخت در برابر اشغالگران بود .
این کتاب به ما میآموزد که هویت ما در بوشهر، ریشهر، تنگستان و برازجان بر خون مردانی بنا شده که حتی دشمن فاتح نیز نتوانسته شجاعت و مظلومیتشان را کتمان کند. مطالعه «اسناد ژنرال اوترام» برای اهالی جنوب، فراتر از یک مطالعه تاریخی، نوعی تجدید میثاق با آرمانهای مدافعانی است که اجازه ندادند اقتدار این آب و خاک پایمال شود .
این کتاب مانند صدفِ بستهای است که از دل اقیانوس زمان بیرون کشیده شده؛ صدف را که بگشایی، مروارید سرخفام مقاومت نیاکانمان، از باقرخان تا احمدخان، در میان سطور آن میدرخشد. مطالعه این اثر را به تمامی پژوهشگران و فرزندان خلف خلیج فارس پیشنهاد میکنیم.