لطفا کمی منتظر بمانید ...

×
Generic selectors
Exact matches only
جستجو در عنوان
جستجو در محتوا
Post Type Selectors

سر تیتر خبرها

صفحه اصلی › › ناخدا عباس؛ معمارِ نواندیش در اقیانوسِ حماسه و سوگ

۱۷, دی,۱۴۰۴ | ۹:۰۹ ق.ظ

7340

23

بدون دیدگاه

گفتگوی اختصاصی با محمود موجی پیرامون میراث مکتوب و منظوم ناخدا عباس دریانورد

ناخدا عباس؛ معمارِ نواندیش در اقیانوسِ حماسه و سوگ

محمدرضا برازجانی _ روزنامه نگار

پایگاه محیط زیستی و فرهنگی اجنماعی «سپهــر جنــوب»

صدای امواج خلیج‌فارس با ضرب‌آهنگِ سینه‌زنی بوشهری پیوندی ناگسستنی دارد؛ پیوندی که بخش بزرگی از هویتِ امروزین خود را مدیونِ نامی بزرگ است: «ناخدا عباس دریانورد». برای درکِ عمیق‌ترِ این شخصیتِ چندبعدی، به سراغ استاد محمود موجی رفتیم؛ کسی که خود نبضِ کلمات را در نوحه‌سراییِ معاصر بوشهر در دست دارد و سال‌ها در قامت یک پژوهشگر، در پیِ کشفِ زوایایِ تاریکِ این میراثِ شفاهی بوده است. در یک عصرِ بوشهری، با او از مردی سخن گفتیم که به قولِ استاد، «ناخدای اقیانوسِ عشق» بود.

آقای موجی، بسیار سپاسگزاریم که وقت خود را در اختیار این ویژه‌نامه قرار دادید. بگذارید از ریشه‌ها شروع کنیم. شما به عنوان پژوهشگرِ این حوزه، ناخدا عباس را در کجای تاریخِ ایستاده می‌بینید؟ او بیشتر یک «مصلح اجتماعی» بود که می‌خواست ساختارها را تغییر دهد، یا یک «هنرمند نوآور» که به دنبال زیبایی‌شناسیِ جدید بود؟

به نام خدای حسین‌آفرین. پیش از پاسخ به این سوال، باید نکته‌ مهم و متأسفانه‌ای را عرض کنم؛ ما در حوزه‌ی عزاداری سنتی بوشهر و تاریخچه‌ی شکل‌گیری و تحولات آن در گذر زمان، فاقد تاریخ مکتوبِ منسجم هستیم. بارِ اصلی تاریخ‌نگاری ما بر دوش «تاریخ شفاهی» بوده که آن هم در زمانه‌ آن بزرگوار و حتی تا سه چهار دهه قبل، به‌طور قابل اعتمادی جمع‌آوری نشده است. لذا نمی‌توان با قطعیتِ صددرصدی گفت که اتمسفرِ دقیقِ قبل و بعد از ایشان چگونه بوده است.

اما آنچه ناخدا عباس را متمایز و بدل به یک «قله» می‌کند، قدرت و لطافتِ بی‌بدیلِ اشعار و ملودی‌های اوست. آثاری که ساخته‌ ذهن و روح اوست، چنان توانمندیِ عجیبی داشته‌اند که توانسته‌اند از حصارِ زمان عبور کنند و چندین نسل را تا به امروز اقناع نمایند. این نشان‌دهنده‌ تبحرِ بالای او در جایگاهی است که در آن ایستاده بود.

در پاسخ به سوال شما، من فکر می‌کنم او «هر دو» بود. در مقام یک «هنرمند نوآور»، او با حفظِ چارچوب‌های تعریف‌شده‌ دینی، قواعدِ تثبیت‌شده‌ سنتیِ زمانه‌ خود را هم در فرم و هم در محتوا به هم ریخت. او به معنای واقعی کلمه «فلک را سقف بشکافته و طرحی نو درانداخت»؛ طرحی که هنوز هم پایه‌ حرکتِ رهروانِ این مسیر است. از سوی دیگر، در تعریف «مصلح اجتماعی»، همین بس که شجاعت، حریت و آزاداندیشی در ذره‌ذره‌ وجود او موج می‌زد. او با درکی عمیق از نیازهای زمانه و قدرت بالای مخاطب‌شناسی، خلأهای ساختاری را پر کرد و عزاداری را به سطحی ارتقا داد که پاسخگویِ جان‌های تشنه‌ آن روزگار باشد.

 

 

 

سرودن برای «عامه مردم» به گونه‌ای که هم خواص بپسندند و هم توده را اقناع کند، لبه‌ تیغ است. تحلیل شما از سبک ادبی و سیر تطور سروده‌های ناخدا چیست؟

حقیقتاً سرودن برای مخاطب عام، بنحوی که اکثریتِ مطلقِ مخاطبین را به سطح اقناع برساند، کاری است بس دشوار که تشریحِ فنیِ آن از حوصله‌ی این مقال خارج است. اما با تأمل در آثارِ به‌جامانده از ایشان، نکته‌ تلخی مشاهده می‌شود؛ این‌که آثار او در نقلِ سینه‌به‌سینه متحمل لطماتی شده است. با این حال، در یک نمای کلی، حرکتِ منطقیِ تغییراتِ آرام اما مداوم در سروده‌های او مشهود است. او به خوبی می‌دانست که زبانِ شعرِ عزاداری نباید در پیله‌ تکلف بماند؛ او مخاطب‌شناسِ قهاری بود که نبضِ احساسِ مردم را در دست داشت.

بوشهر یعنی دریا و ناخدا عباس یعنی «مردِ دریا». مشقات دریانوردی و زیستن در میانِ امواج، چقدر در استعاره‌ها و کلامِ نوحه‌های او رسوخ کرده است؟

کلاً هنر متأثر از طبیعت پیرامون هنرمند است. شاید در لایه‌ رویی و ظاهری اشعار، اصطلاحات فنی دریانوردی خیلی نمودِ مستقیمی نداشته باشد، اما از این منظر که زندگی بخش عمده‌ای از مخاطبانِ او با دریا گره خورده بود، انعکاس این پیوند در «شکل و کلامِ» عزاداری بوشهر کاملاً مشهود است. ریتمِ نوحه‌های او، همان نظمِ موج‌هاست؛ گاهی آرام و دردانگیز، و گاهی طوفانی و حماسی. این پیوندِ ناگسستنی با دریاست که به سوگِ بوشهری، هویتی اقلیمی و منحصر‌به‌فرد بخشیده است.

استاد، شما خود از نوحه‌سرایانِ نام‌آشنا هستید. اگر بخواهید «امضای شخصی» ناخدا عباس را در تاریخ موسیقی مذهبی ما تعریف کنید، آن را در چه می‌بینید؟

شما لطف دارید؛ بنده نوحه‌سرا هستم، اما برجسته خیر. به اعتقاد من، نوحه‌های زنده‎یاد ناخدا عباس سه ویژگیِ بنیادین دارند که امضای او محسوب می‌شوند: اول، روان، سلیس و همه‌فهم بودن؛ دوم، استحکامِ ادبی در عینِ سادگی؛ و سوم، انطباقِ کامل با چارچوب‌های عزاداری سنتی بوشهر. این سه ضلع، در کنار ملودی‌هایی که با روحِ این سنت سازگارند، چنان لطافت و دلنشینی‌ای ایجاد کرده‌اند که راهی جز نفوذ در قلوب مستمعین ندارند. این همان رازی است که باعث می‌شود نوحه او بعد از یک قرن، هنوز بوی تازگی بدهد.

 

 

در سوالات قبلی به «هویت محلات چهارگانه» بوشهر اشاره کرده بودیم. نظر شما درباره‌ تفکیکِ این هویت‌ها و نقش ناخدا در انسجام آن‌ها چیست؟

صادقانه بگویم، من متوجه مقصود شما از تفکیک «هویت» چهار محل نمی‌شوم. هویت از چه زاویه‌ای؟ اگر منظور شما سرعتِ سینه‌زنی یا نوعِ حرکت، به‌ویژه در بُرهای اول است، باید عرض کنم که تا دو سه دهه‌ پیش، نوع سینه‌زنی در این چهار محل (دهدشتی، شنبدی، کوتی و بهبهانی) تقریباً یک‌شکل بود. بله، تفاوت‌های جزئی در شیوه‌ برخی محلات وجود داشت، اما با ورود وسایل ارتباط‌جمعی جدید، همه‌چیز به سمتِ همسانی حرکت کرد. امروز حتی می‌بینیم که در بسیاری از شهرهای خوزستان هم دقیقاً به همان شکلی سینه می‌زنند که در قلب بوشهر رایج است.

ناخدا عباس یک دریانوردِ بین‌المللی بود؛ بمبئی، هند، بصره. این سفرهای دورودراز چقدر در ورودِ ملودی‌های غیربومی و «بومی‌سازیِ» آن‌ها توسط او نقش داشت؟

این یکی از جذاب‌ترین بخش‌های زندگی هنری اوست. سیر و سفر و آشنایی با انواع عزاداری در سایر کشورهایی که جمعیت شیعی دارند، نقش بسیار مهمی در ایده‌پردازی و بهره‌گیریِ ملودیکِ او داشته است. ناخدا عباس از این فرصتِ جهانی بودن، نهایتِ بهره را برد. نمونه‌ بارز آن، نوحه‌ «فارسی-هندیِ» معروفِ اوست: «شیعه زن بر سر و سینه در این بزم عزا…». یا نوحه‌ «شیعه زن به سر…» که در موسیقی ما به «راکِ هندی» معروف است. این‌ها دستاوردهای سفرهای دریایی اوست. جالب اینجاست که این تأثیرگذاری، جاده‌ای یک‌طرفه نبوده؛ شواهد نشان می‌دهد که سبکِ بوشهر نیز به واسطه‌ او بر عزاداریِ مناطقی که به آن‌ها سفر می‌کرد، اثر گذاشته است.

آقای موجی، بوشهر امروز به «حسینیه مقاومت» شهرت یافته است. سیرِ تحولِ نوحه‌سرایی از زمان ناخدا عباس تا دهه‌ ۶۰ و امروز را چگونه تحلیل می‌کنید؟ آیا ما چیزی را در این مسیر گم کرده‌ایم؟

تحولات اجتماعی و تغییر سبک زندگی، مستقیماً بر هنر اثر می‌گذارند. آنچه مسلم است، شهامتِ تغییر و «به‌روزرسانی» در محتوا بود که در دهه‌ ۶۰ توسط بزرگانِ این عرصه اتفاق افتاد. این تغییرات نقش مهمی در پایداری و اقناعِ مخاطبِ آن زمان (دوران جنگ و حماسه) داشت. این یک وظیفه‌ خطیر است که بر دوش تولیدکنندگان محتواست.

درباره این‌که آیا چیزی گم کرده‌ایم یا غنی‌تر شده‌ایم، باید بگویم هر تولیدی، بخشی هم «پِرتی» دارد؛ این خاصیتِ تولید در عرصه‌ هنر است. اما در مجموع، به‌روزرسانیِ آگاهانه‌ای که در دهه‌ ۶۰ انجام شد، باعث ماندگاری این سبک شد. ما باید مراقب باشیم که در تلاطمِ تغییرات، اصالت‌های ساختاری را که ناخدا بنا نهاده، فدایِ ذائقه‌های زودگذر نکنیم.

 

 

چرا ناخدا عباس با این همه عظمت، در سطح ملی همچنان غریب است؟

متأسفانه استان بوشهر در معرفی مفاخر خود در همه‌ حوزه‌ها بسیار ضعیف عمل کرده است. ناخدا عباس هم قربانیِ همین مظلومیت و کم‌کاریِ ماست. ما در عرصه‌ی سور و سوگ، تئاتر و سینما، و عرصه‌های سیاسی و اجتماعی، بزرگانی داریم که حتی در خودِ استان غریب هستند، چه رسد به سطح ملی. البته چند سالی است که فعالیت‌هایی شروع شده؛ برگزاری همین همایش‌ها، نامگذاری روز وفات ایشان به نام «روز ستایشگری بوشهر» و… حرکاتی رو به جلوست. اما امیدوارم با ساخت فیلم، نماهنگ و چاپ کتاب‌های پژوهشی، ابعاد والای شخصیتی ایشان فراتر از مرزهای جغرافیاییِ جنوب شناسانده شود.

کدام بخش از زندگی او هنوز برای ما ناشناخته است؟

انتهای پاسخ قبلی اشاره‌ای کردم؛ این مفاخر نیاز به معرفی در همه‌ زمینه‌ها دارند. ما هنوز درباره‌ نحوه تعاملِ شخصی او با اطرافیان، زندگی شغلی‌اش در کشتی پرسپولیس و حتی برخی جنبه‌های رفتاری‌اش در مسجد و بُرِ سینه‌زنی، اطلاعاتِ دقیقی نداریم. ناخدا عباس هنوز لایه‌های کشف‌نشده‌ زیادی دارد که نیاز به کارِ علمی دارد.

و سوال آخر؛ اگر بخواهید ناخدا عباس دریانورد را در یک عبارت توصیف کنید، چه می‌گویید؟

من او را «ناخدای اقیانوس عشق» می‌نامم. چرا که تمامِ آن توانایی‌های فنی، ادبی و هنری که درباره‌اش حرف زدیم، نیاز به یک موتور محرکه‌ قوی دارد؛ و آن موتور محرکه، چیزی جز «عشق به اهل‌بیت (ع)» به‌ویژه سید و سالار شهیدان نبود. او رزقِ نوکری‌اش را از خزانه‌ی غیب گرفته بود و همین عشق بود که او را در تاریخِ ما جاودانه کرد.

انتهای پیام/