۲۲, بهمن,۱۴۰۴ | ۷:۰۰ ب.ظ
7346
56
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۲۲, بهمن,۱۴۰۴ | ۷:۰۰ ب.ظ
7346
56
بدون دیدگاه

در سالهای اخیر، کاشت و جنگلکاری حرا (Mangrove Afforestation) بهعنوان اقدامی کمهزینه، نمادین و همراستا با گفتمان جهانی تغییر اقلیم، توسط NGOها، گروههای مردمی و گاه نهادهای محلی در سواحل ایران و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس گسترش یافته است (Mangrove Action Project, 2017). این اقدامات معمولاً با نیت حفاظت محیطزیست، جذب کربن، کاهش فرسایش ساحلی و ارتقای تابآوری اقلیمی انجام میشوند.
با این حال، پرسش بنیادین این است که آیا کاشت حرا در سواحلی که هیچ سابقه تاریخی و اکولوژیک از حضور این گونه نداشتهاند، الزاماً اقدامی مفید و بدون ریسک است یا با نوعی مداخله شتابزده و ناآگاهانه مواجهایم که میتواند به آسیبهای پنهان و انباشته منجر شود (Worthington & Spalding, 2019; Lee et al., 2019).
۱. تمایز مفهومی: احیای اکوسیستم در برابر ایجاد اکوسیستم جدید
ادبیات علمی محیطزیست بهطور روشن میان دو رویکرد تمایز قائل است:
احیای مانگرو (Restoration): بازگرداندن جنگل حرا به زیستگاههایی که در گذشته طبیعی بودهاند اما بر اثر مداخلات انسانی تخریب شدهاند (Worthington & Spalding, 2019).
جنگلکاری یا ایجاد مانگرو (Afforestation): کاشت حرا در مناطقی که در حافظه تاریخی، دادههای اکولوژیک و شواهد ژئومورفولوژیک، سابقهای از مانگرو نداشتهاند (Mangrove Action Project, 2017).
مطالعات بینالمللی نشان میدهند که پروژههای احیایی، هرچند بهندرت به سطح عملکرد اکوسیستمهای طبیعی میرسند، اما در مجموع منافع خالص اکولوژیک و اجتماعی ایجاد میکنند. در مقابل، ایجاد اکوسیستم مانگرو در زیستگاههای غیر بومزاد، موضوعی چالشبرانگیز، پرعدمقطعیت و همراه با ریسکهای ساختاری است (Lee et al., 2019).
۲. ریسکهای اکولوژیک مستند
۲-۱. برهمزدن تعادل اکوسیستمهای بومی
کاشت مانگرو در سواحلی که پیشتر دارای زیستگاههایی نظیر باتلاقهای نمکی، پهنههای گِلی باز یا چمنزارهای دریایی بودهاند، میتواند منجر به تضعیف یا حذف این اکوسیستمها شود (Lovelock et al., 2015; Howard et al., 2017). این زیستگاهها خود خدمات اکوسیستمی مستقلی دارند و از منظر کارکردی، الزاماً قابل جایگزینی با مانگرو نیستند.
۲-۲. تغییرات هیدرولوژیک و رسوبی
ریشههای مانگرو جریان آب، الگوی رسوبگذاری و تبادل اکسیژن را بهطور معناداری تغییر میدهد. در سواحلی که برای چنین ساختاری تکامل نیافتهاند، این تغییرات میتواند به کاهش کیفیت آب، ایجاد شرایط بیهوازی و افت تنوع زیستی آبزیان منجر شود (Alongi, 2014; Mazda et al., 2006).
۲-۳. عملکرد کمتر از انتظار در جذب کربن
متاآنالیزها نشان میدهند که مانگروهای کاشتهشده، بهویژه در مکانهای نامناسب، ذخیره و جذب کربن بهمراتب کمتری نسبت به مانگروهای طبیعی دارند و در برخی موارد حتی تراز کربنی منفی گزارش شده است (Kauffman et al., 2020; Adame et al., 2018).
۳. بُعد اقتصادی–اجتماعی و خطر Greenwashing
مانگروها به بخشی از اقتصاد نمادین محیطزیست تبدیل شدهاند؛ پروژههایی که میتوانند در قالب جذب Green Finance، پروژههای Offset کربن، یا نمایش تعهد سیاسی و نهادی به پایداری تعریف شوند. در غیاب تحلیل هزینه–فایده جامع، این پروژهها در معرض تبدیلشدن به مصداقی از Greenwashing قرار میگیرند (Mangrove Action Project, 2017).
۴. شواهد تجربی منطقهای: تجربه خوریات قطر
تجربه کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان میدهد که تفاوت معناداری میان پروژههای احیایی و کاشتهای جدید وجود دارد. برای نمونه، پروژههای احیای مانگرو در خوریات قطر که مبتنی بر شواهد تاریخی، مطالعات هیدرولوژیک و طراحی اکولوژیک بودهاند، عموماً از نرخ بقا و کارکرد اکوسیستمی بالاتری برخوردار بودهاند. در مقابل، برخی کاشتهای نمایشی در سواحل فاقد سابقه تاریخی، با نرخ بقا پایین، کارکرد محدود و اثرات جانبی ناخواسته گزارش شدهاند (FAO, 2022; UNEP-WCMC, 2021).
۵. اثرات بالقوه بر اقلیم خرد
تغییر پوشش زمین در سواحل بایر یا نیمهخشک میتواند بر الگوهای تبخیر–تعرق، رطوبت نسبی، گردش نسیمهای ساحلی و دمای محلی اثر بگذارد. این اثرات خرداقلیمی هنوز بهطور کامل مطالعه نشدهاند و میتوانند پیامدهایی غیرخطی ایجاد کنند (Friess et al., 2019).
۶. تحلیل موضوع در چارچوب ISO 31000 (مدیریت ریسک)
مطابق ISO 31000، برای هر پروژه کاشت حرا باید:
شناسایی ریسک: اکولوژیک، هیدرولوژیک، اجتماعی–اقتصادی و اعتباری
تحلیل ریسک: احتمال وقوع × شدت پیامد در افقهای زمانی مختلف
ارزیابی ریسک: مقایسه منافع ادعاشده با ریسکها و بررسی گزینههای کمریسکتر
درمان ریسک: انتخاب عدم مداخله، اجرای پایلوت محدود، یا اصلاح طراحی پروژه
نادیده گرفتن این چرخه، پروژه را از اقدام محیطزیستی به ریسک راهبردی تبدیل میکند (Mangrove Action Project, 2017).
۷. همراستاسازی با منطق تعالی EFQM
پرسشهای کلیدی:
آیا هدف پروژه خلق ارزش پایدار است یا صرفاً تولید تصویر مثبت؟
آیا ذینفعان واقعی، از جمله اکوسیستمهای بومی و جوامع محلی، لحاظ شدهاند؟
آیا داده، پایش و یادگیری برای بهبود مستمر وجود دارد؟
پروژهای که فاقد پایش، یادگیری و اصلاح است، حتی با نیت خیرخواهانه، با منطق تعالی و حکمرانی پایدار سازگار نیست.
۸. راهنمای حداقلی عملیاتی برای NGOها و گروههای مردمی
بررسی اسناد تاریخی و تصاویر ماهوارهای قدیمی
مشاوره اجباری با اکولوژیستهای دریایی و هیدرولوژیستها
اجرای پایلوت در مقیاس کوچک و پایش ۳–۵ ساله
اولویت مطلق به احیای زیستگاههای تاریخی
این رویکرد با منطق PDCA و کاهش عدمقطعیت در تصمیمگیری همراستا است.
درختکاری حرا ذاتاً خوب یا بد نیست؛ خوب یا بد بودن آن به «کجا»، «چگونه» و «بر چه مبنایی» بستگی دارد.
احیای مانگرو در زیستگاههای تاریخی، عموماً قابل دفاع و مطلوب است.
کاشت مانگرو در سواحل فاقد سابقه تاریخی، بدون مطالعه و مدیریت ریسک، میتواند به آسیبهای خاموش و انباشته منجر شود.
حکمرانی هوشمند محیطزیست ایجاب میکند که نیت خیرخواهانه با شواهد علمی، مدیریت ریسک و یادگیری مستمر همراه شود.
۱٫ مسئله مفهومی بنیادین: خلط Restoration و Afforestation
مهمترین چالش علمی گزارش، عدم تمایز صریح و عملیاتی میان «احیای مانگرو» و «کاشت مانگرو در زیستگاه فاقد سابقه تاریخی» است.
در ادبیات علمی، این تمایز نهتنها مفهومی، بلکه تعیینکننده جهتگیری سیاستی و ارزیابی ریسک است.
مطالعات کلیدی نشان میدهند که:
Restoration در زیستگاههای دارای شواهد تاریخی، عموماً منجر به بازیابی خدمات اکوسیستمی میشود؛
در مقابل، Afforestation در مناطق non-native با عدمقطعیت بالا و ریسکهای ساختاری همراه است (Lee et al., 2019; Worthington & Spalding, 2019).
در گزارش مورد نقد، گزارههایی مانند «بوشهر از مستعدترین مناطق کشور برای توسعه جنگلهای مانگرویی است» بدون استناد به دادههای تاریخی–ژئومورفولوژیک (paleo-ecology، sediment cores، historical shoreline maps) مطرح شدهاند. این رویکرد با توصیههای صریح ادبیات علمی مبنی بر اولویت شواهد تاریخی بر جذابیت اکولوژیک ظاهری در تعارض است (Mangrove Action Project, 2017).
۲٫ غیبت تحلیل ریسک اکولوژیک سیستمیک
گزارش، اگرچه به SWOT پرداخته، اما ریسکهای اکولوژیک کلیدی را از قلم انداخته است؛ در حالی که این ریسکها در متاآنالیزهای معتبر بهروشنی مستند شدهاند، از جمله:
تغییر رژیم هیدرولوژیک و افزایش رسوبگذاری غیرطبیعی؛
تهدید زیستگاههای جایگزین نظیر mudflats و salt marshes؛
کاهش تنوع زیستی وابسته به زیستگاههای باز ساحلی؛
ایجاد شرایط بیهوازی و افت کیفیت آب (Alongi, 2014; Mazda et al., 2006).
این حذف، باعث میشود تحلیل ارائهشده بیشتر به SWOT توسعه پروژه شباهت داشته باشد تا SWOT مداخله اکوسیستمی.
۳٫ عملکرد واقعی کربن: شکاف میان ادعا و شواهد
گزارش، نقش مانگروها در جذب کربن را بهدرستی برجسته میکند، اما میان مانگروهای طبیعی و مانگروهای کاشتهشده تمایز قائل نمیشود.
این در حالی است که شواهد نشان میدهند:
مانگروهای کاشتهشده، بهویژه در مکانهای نامناسب، ذخیره کربن بهمراتب کمتری دارند؛
در برخی موارد، تراز کربنی پروژههای afforestation حتی منفی گزارش شده است (Adame et al., 2018; Kauffman et al., 2020).
بنابراین، پیوند زدن مستقیم پروژه حراکاری با بازار اعتبار کربن، بدون ارزیابی چرخه عمر کربن (LCA)، از منظر علمی زودهنگام و بالقوه گمراهکننده است.
۴٫ مشارکت اجتماعی؛ شرط لازم، نه کافی
گزارش بهدرستی بر اهمیت مشارکت جوامع محلی تأکید دارد، اما ادبیات علمی هشدار میدهد که:
مشارکت اجتماعی، مشروعیت اجتماعی ایجاد میکند، نه لزوماً مشروعیت اکولوژیک.
بدون تطابق زیستگاه–گونه، حتی مشارکت حداکثری جوامع محلی نیز نمیتواند پیامدهای ناخواسته اکولوژیک را خنثی کند (Friess et al., 2019).
۵٫ فناوری بهعنوان ابزار پایش، نه توجیه مداخله
در گزارش، ابزارهایی مانند GIS و پهپاد بهعنوان راهکار کلیدی معرفی شدهاند. با این حال، از منظر علمی:
این ابزارها ابزار پایش و یادگیری هستند، نه ابزار مشروعیتبخش مداخله؛
اگر انتخاب مکان از ابتدا نادرست باشد، فناوری صرفاً به پایش خطای ساختاری کمک میکند (Lee et al., 2019).
۶٫ فقدان اصل احتیاط (Precautionary Principle)
اصل احتیاط، یکی از ارکان حکمرانی اکوسیستمهای حساس است. گزارش مورد بررسی، عملاً بر مبنای «فرض مفید بودن مداخله» پیش میرود و سناریوی عدم مداخله یا مداخله حداقلی را بررسی نمیکند؛ در حالی که این گزینه در چارچوب ISO 31000 و ادبیات restoration ecology کاملاً معتبر است (Mangrove Action Project, 2017).
۷٫ جمعبندی انتقادی
این گزارش، نمونهای شاخص از گفتمان توسعه سبز خوشبینانه است که:
مزایای بالقوه اقتصادی–اجتماعی را برجسته میکند؛
اما ریسکهای اکولوژیک خاموش و انباشته را کمرنگ میبیند.
از منظر علمی، چنین رویکردی اگر اصلاح نشود، میتواند منجر به انتقال تخریب آشکار به آسیبهای نامرئی اما پایدار شود.
Adame MF, Kauffman JB, Medina I, Gamboa JN, Torres O, Caamal JP, et al. Carbon stocks of tropical coastal wetlands within the karstic landscape of the Yucatán Peninsula. Wetlands. 2018;38(3):1–۱۴٫
Alongi DM. Carbon cycling and storage in mangrove forests. Annu Rev Mar Sci. 2014;6:195–۲۱۹٫
FAO. Mangrove restoration and conservation in arid environments: Lessons learned from Qatar’s coastal khors. Rome: Food and Agriculture Organization of the United Nations; 2022.
Friess DA, Rogers K, Lovelock CE, Krauss KW, Hamilton SE, Lee SY, et al. The state of the world’s mangrove forests: Past, present, and future. Annu Rev Environ Resour. 2019;44:89–۱۱۵٫
Howard J, Sutton-Grier A, Herr D, Kleypas J, Landis E, McLeod E, et al. Clarifying the role of coastal and marine systems in climate mitigation. Front Ecol Environ. 2017;15(5):257–۲۶۵٫
Kauffman JB, Bernardino AF, Ferreira TO, Bolton NW, Gomes LE, Nobrega GN. Total ecosystem carbon stocks of mangroves across broad global gradients. Glob Change Biol. 2020;26:3455–۳۴۷۰٫
Lee SY, Hamilton S, Barbier EB, Primavera J, Lewis RR. Better restoration policies are needed to conserve mangrove ecosystems. Nat Ecol Evol. 2019;3:870–۸۷۶٫
Lovelock CE, Cahoon DR, Friess DA, Guntenspergen GR, Krauss KW, Reef R, et al. The vulnerability of Indo-Pacific mangrove forests to sea-level rise. Nature. 2015;526:559–۵۶۳٫
Mangrove Action Project. To plant or not to plant? Mangrove restoration guidelines. Seattle: Mangrove Action Project; 2017.
Mazda Y, Magi M, Kogo M, Hong PN. Mangroves as a coastal protection from waves in the Tong King delta, Vietnam. Wetlands Ecol Manage. 2006;14:345–۳۵۶٫
UNEP-WCMC. Mangroves of the Arabian Peninsula: Status, threats and management opportunities. Cambridge: United Nations Environment Programme World Conservation Monitoring Centre; 2021.
Worthington TA, Spalding M. Mangrove restoration potential: A global map highlighting a critical opportunity. Nat Ecol Evol. 2019;3:1341–۱۳۴۷٫