۲۰, فروردین,۱۴۰۵ | ۱۱:۲۳ ب.ظ
7543
55
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۲۰, فروردین,۱۴۰۵ | ۱۱:۲۳ ب.ظ
7543
55
بدون دیدگاه

جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی رمضان که با برنامه ریزی، همکاری و هماهنگی کامل در هنگامه مذاکره، علیه ایران آغاز شد پس از ۴۰ روز با تن دادن آمریکا به شروط ۱۰ گانه ایران به آتش بس برای مدت دو هفته رسید. این جنگ تمام عیار که دنیا را تحت تأثیر قرار داد، هرچند به آتش بس رسید و آرامشی ظاهری بر منطقه حاکم گشت، اما آتش زیر خاکستر و مهیای برافروختن و شعله وری است.
جنگ رمضان دومین جنگ و تهاجم آمریکا و اسراییل با همدستی و همراهی کشورهای متحدشان علیه ایران در سال ۱۴۰۴ است که هر دو جنگ در گرماگرم مذاکرات و آنگاه که رسیدن به توافق دور از انتظار نبود رخ داد و همین نشانهای بر بی اعتمادی به آمریکا و اسراییل و تقویت گزاره سناریوی فریبِ دوباره در آتش بس کنونی است.
اهداف راهبردی آمریکا و اسراییل در جنگ رمضان ترور شخصیتهای کشوری و فرماندهان لشکری، تغییر حاکمیت ایران، نابودی صنایع و دانش هستهای، نظامی و موشکی ایران، خارج کردن اورانیوم غنی شده ایران، هرج و مرج، بی نظمی و آشوبهای داخلی، فعال ساختن ورود گروههای تجزیه طلب و معاند از کشورهای همسایه به ایران در راستای جنگ داخلی و تجزیه ایران، استقرار حاکمیتی سرسپرده، وابسته و فرمانبردار در ایران از مهمترین این اهداف بود که جز در ترور و شهادت رهبری و تعدادی از شخصیت های سیاسی و فرماندهان لشکری به هیچ کدام از اهداف خود نرسیدند. وانگهی ایران و جبهه مقاومت با شدیدترین و گسترده ترین حملات، اسراییل و پایگاههای نظامی آمریکایی را در منطقه در هم کوبیده و ویران ساختند و آنها را در باتلاقی گرفتار نمودند که برای نجات، دست به دامن کشورهای جهان شدند و کسی همراه شان نشد و در این آوردگاه تنها ماندند و با نیت فرصت خریدن برای احیای توان نظامی، تغییر تاکتیک و سناریوی جدید تن به پذیرش شروط ۱۰ گانه ایران برای آتش بس دادند. این پذیرش بیشتر به یک سناریوی فریب میماند تا آتش بس واقعی که در این راستا ذکر چند نکته ضروری است.
۱⃣ مذاکره برای آمریکا ابزار فریب است نه راهبرد رسیدن به توافق و اصولاً آمریکا خواستار شکست و فروپاشی حاکمیت در ایران و غارت نفت و تاراج منابع آن است و نه خواهان توافق و رسیدن به صلح پایدار و روابط دوستانه که تاریخ معاصر ایران گواه این ادعاست.
۲⃣ آمریکا با فرسایشی شدن جنگ و صرف هزینههای هنگفت و شکستهای سنگین از ایران و همچنین شکست اهداف و سناریوها و نهایتاً شکست مفتضحانه در منطقه اصفهان و حمله به تأسیسات هستهای، برای سناریوهای جدید و بازیابی و تقویت توان آفندی و پدافندی خود ناگزیر به پذیرش شروط ۱۰ گانه ایران شده و در نمایش صوری آتش بس در پی باز آرایش نقشهها و تاکتیکها برای جنگ دوباره است.
۳⃣ از مهمترین اهداف آمریکا و اسراییل سناریوی ترور شخصیتهای سیاسی و فرماندهان ارشد نظامی است که سرآغاز ۲ جنگ تحمیلی گذشته نیز با همین ترورها بوده و بعد هم ادامه داشته است و یقیناً آتش بس بهانهای برای اصل غافلگیری، ترورها، حمله برق آسا و گسترده است و آتش بس برای آنها غنیمتی گرانبها و فرصتی برای احیاست؛ کما اینکه اسراییل بلافاصله پس از آتش بس با بمباران گسترده لبنان به دنبال ترور رییس مجلس لبنان و دبیرکل حزبالله لبنان بود که ناکام ماند.
۴⃣ آمریکا شروط ۱۵ گانهای برای آتش بس به میانجیگران صلح همچون پاکستان اعلام و پذیرش کامل این شروط و تسلیم بی قید و شرط ایران را خواستار شدند و ضرب الاجل برای پذیرش و تسلیم تعیین کردند و با بدترین و سخیف ترین ادبیات همچون نابودی تمدنی و برگشت به عصر حجر و… به تهدید ایران پرداختند و ناگاه ساعتی پیش از پایان مهلت تعیین شده با پذیرش شروط ۱۰ گانه ایران موافقت و آتش بس را پذیرا شدند که این میتواند نشانهای از توطئهای خبیثانه و طرحی ددمنشانه برای فتنهای بس بزرگتر و گسترده تر از دو جنگ تحمیلی گذشته باشد.
۵⃣ در همین ساعات نخستین پس از پذیرش آتش بس چندین بار پیمان شکنی و نقض مفاد آتش بس(شروط ۱۰ گانه) توسط آمریکا و اسراییل روی داده که درستی ادعای سناریوی فریبِ آتش بس را تقویت و اثبات میکند و به خاطر داریم که آمریکا و اسراییل در نقض آتش بس و پیمان شکنی پیشینهای ننگین و کارنامهای سیاه دارند و در واقع آتش بس را ترفند و دستاویزی برای غافلگیری و بازیابی توان خود میدانند.
۶⃣ مذاکره ایران و آمریکا پیشینهای چند دههای و البته ناموفق دارد و همواره رویکرد آمریکا مبتنی بر شکست ایران بوده و هیچ گاه رویکرد برد برد نداشته است و هرگاه همچون مذاکرات دور گذشته در وین که با نرمشی فریبکارانه و چراغ سبز به پیشنهادات ایران همراه بود، به گونهای که سابقه نداشته اما در فردای آن جنگ رمضان را بر ایران تحمیل کردند و چنان تو دهنی خوردند که ناگزیر به گستردن دام تزویر دیگری و پذیرش غیرمنتظره شروط ۱۰ گانه ایران شدند که این بسیار خطرناک و شیادانه مینماید.
۷⃣ با بسته شدن تنگه هرمز و شوک سنگین به بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی که با ایجاد تورم، نارضایتی مردم و فشار بر حاکمان کشورهای مختلف را سبب شد، هجمهای سنگین علیه ترامپ و آمریکا شکل گرفت و چون بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت به شرایط پیش از جنگ برای ترامپ مهیا نشد، بنابراین برای فرار از این فشارهای جهانی بهترین گزینه را در پذیرش آتش بس موقت دید.
۸⃣ جنگ با ایران محبوبیت ترامپ در آمریکا را به پایین ترین سطح محبوبیت بین روسای جمهور تاریخ آمریکا رسانده است و با توجه به پیش رو داشتن دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در آمریکا و خطر شکست سنگین جمهوری خواهان در این دو کارزار، برای رهایی از این فشار و یافتن روزنه نجات، پذیرش موقت آتش بس گریز ناپذیر می نمود.
میتوان گفت که ترامپ و نتانیاهو برای رهایی از شکست ذلت بار و بازیابی توان آفندی و پدافندی و بسیج نیروها و تجهیزات و تسلیحات برای بازآرایش سناریوی جنگ جدید بر اساس غافلگیری و حمله برق آسا و ترورهای گسترده و ایجاد هرج و مرج و آشوب و جنگ داخلی در ایران تن به این شروط ۱۰ گانه داده و در پی فرصتی برای جنگ دوباره است و این آتش بس نیست بلکه مهیای آتش افروزی و از سرگیری جنگ است کما اینکه گفتار و رفتار ضد و نقیض آمریکا و اسراییل در همین زمان اندک پسا آتش بس گواهی آشکار بر سناریوی فریبکارانه است و نه پذیرش حقیقی و تلاش راستین برای صلح پایدار.