۶, اردیبهشت,۱۴۰۵ | ۶:۱۷ ب.ظ
7574
70
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۶, اردیبهشت,۱۴۰۵ | ۶:۱۷ ب.ظ
7574
70
بدون دیدگاه

این نوشتار، با فاصلهگیری از این شایعات بیاساس، یک فرضیه علمی را مطرح میکند که ریشه در قوانین بنیادین فیزیک ابر و شیمی اتمسفر دارد: آیا توقف یا کاهش ناگهانی فعالیت صنایع سنگین (پتروشیمی، فولاد، آلومینیوم، سیمان و نیروگاهها) در منطقه خلیج فارس میتواند موازنه انرژی و ماده را در لایه مرزی اتمسفر برهم زده و الگوی بارشها را تغییر دهد؟
برای پاسخ به این پرسش، باید به نقش دوگانه و متناقض ذرات معلق (Aerosols) در جو توجه کرد. این ذرات که عمدتاً از دودکش صنایع سنگین و نیروگاهها متصاعد میشوند، از یک سو به عنوان هستههای میعان (Cloud Condensation Nuclei – CCN) عمل میکنند، یا به تعریفی بذرهایی که بخار آب برای تبدیل شدن به قطرات باران به آنها نیاز دارد، و از سوی دیگر، با جذب و پراکندن تابش خورشید، دمای سطح زمین را کاهش میدهند.
مطالعات متعدد در سطح جهانی نشان دادهاند که تغییر در غلظت این ذرات، تأثیر مستقیمی بر الگوی بارش دارد:
الف) اثر مستقیم (میکروفیزیک ابر): افزایش ذرات معلق باعث میشود بخار آب محدود موجود در ابر، بین تعداد بسیار زیادی هسته میعان تقسیم شود. در نتیجه قطرات ریزتر تشکیل شده و احتمال بارش کاهش مییابد. برعکس، کاهش ناگهانی ذرات معلق میتواند به تشکیل قطرات درشتتر و مستعد بارشهای رگباری منجر شود. این پدیده دقیقاً در یک مطالعه مدلسازی سیستم زمین (Earth System Model) در دوران قرنطینه کووید-۱۹ در چین مشاهده شد: کاهش ۶۵ درصدی انتشار آئروسلهای انسانی در فوریه ۲۰۲۰ منجر به افزایش قابل توجه اندازه قطرات ابر و افزایش پوشش ابری کمارتفاع در شرق چین گردید.
ب) اثر غیرمستقیم (جزایر حرارتی و همرفت): صنایع عظیم، علاوه بر ذرات، مقادیر عظیمی گرمای تلف شده (Waste Heat) وارد جو میکنند. این گرما باعث تقویت جریانهای همرفت (Convection) در مقیاس محلی میشود و مسیر حرکت تودههای هوای مرطوب را تغییر میدهد. با خاموش شدن یا کاهش فعالیت این «جزایر حرارتی»، جریان باد در لایه مرزی اتمسفر تغییر مسیر داده و هوای مرطوب خلیج فارس میتواند به سمت مناطق داخلیتر نفوذ کند.
فرضیه مذکور صرفاً یک انتزاع نظری نیست و سابقه مشاهداتی قابل توجهی دارد:
· آزمایشگاه طبیعی پکن (۲۰۰۸): در جریان بازیهای المپیک تابستانی پکن، دولت چین اقدام به تعطیلی موقت صنایع و محدودیت تردد خودروها نمود. مطالعهای که نتایج آن در مجله معتبر Science of the Total Environment منتشر شد، نشان داد که این اقدامات کنترلی منجر به کاهش چشمگیر غلظت ذرات معلق (بهویژه ذرات با منشأ انسانی مانند سولفور، مس، آرسنیک و کربن سیاه) در هوای پکن گردید.
· آتشسوزی چاههای نفت کویت (۱۹۹۱): مطالعهای بر روی تصاویر ماهوارهای خلیج فارس در جریان آتشسوزی چاههای نفت کویت نشان داد که دود غلیظ حاصل از سوختن نفت، بهدلیل تشکیل هستههای میعان غولپیکر (Giant CCN) ، باعث تغییر در ارتفاع تشکیل ابر و الگوی بارش در منطقه شد.
این موارد بهوضوح نشان میدهند که اتمسفر یک سیستم دینامیک است که به تغییرات ناگهانی در «منابع انتشار آلایندهها» واکنش نشان میدهد.
حال این پرسش مطرح میشود: اگر فعالیت کلانصنایع نوار ساحلی خلیج فارس (بهویژه در استانهای بوشهر و خوزستان) و شرایطی مشابه آنچه که در اثر تحولات و اتفاقات منطقهای (اسفندماه ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵) باعث نیمه فعال شدن و یا عدم فعالیت صنایع بزرگ داخلی و کشورهای حاشیهی خلیجفارس در جریان جنگ تحمیلی سوم ایران ایجاد شده است، به هر دلیلی دچار نوسان شدید، توقف یا کاهش تولید شود، چه رخ میدهد؟
با کاهش انتشار ذرات معلق صنعتی، رقابت برای جذب بخار آب در جو کاهش مییابد. بخار آبی که از سطح خلیج فارس برمیخیزد، بهجای آنکه بین میلیاردها ذره ریز تقسیم شود، بر روی تعداد کمتری هسته متراکم شده و قطرات باران درشتتر و ابرهای مستعد بارشهای رگباری ایجاد میکند. این پدیده مشابه همان چیزی است که در مدلسازی قرنطینه کووید-۱۹ در چین مشاهده شد.
خاموشی یا کاهش بار حرارتی کورههای صنعتی عظیم، باعث تضعیف جریانهای صعودی هوای گرم در مناطق ساحلی میشود. این تغییر در الگوی همرفت میتواند مسیر حرکت تودههای هوای مرطوب خلیج فارس را تغییر داده و آنها را به سمت مناطق داخلی و ارتفاعات زاگرس هدایت کند، مناطقی که سابقاً از دریافت رطوبت کافی محروم بودند.
ذرات معلق صنعتی (بهویژه سولفاتها) به دو شکل بنیادین بر چرخه بارش اثر میگذارند. نخست، از طریق «اثر تابشی» با انعکاس نور خورشید و خنکسازی سطح زمین، از میزان تبخیر آب و در نتیجه «سوخت» سامانههای بارشی میکاهند. دوم، از طریق «اثر میکروفیزیکی»، به عنوان هستههای میعان متعدد، قطرات باران را آنچنان ریز میکنند که در جو معلق مانده و فرآیند بارش را سرکوب مینمایند. تحقیقات منتشر شده در Nature Communications 2024)) نشان میدهد که اگرچه انتشار گازهای گلخانهای بهتنهایی محرکی قوی برای افزایش میانگین و شدت بارشهاست، اما حضور و اثرات همزمان ذرات معلق (آئروسلها) این اثر و پتانسیل افزایشی را از طریق مکانیسمهای فوقالذکر خنثی (Offset) نموده و موجب پنهان ماندن آن (Mask) در دادههای تاریخی بارش میشوند و در مجموع روند بارش را مهار نموده است. بنابراین، کاهش ناگهانی انتشار آئروسلهای صنعتی میتواند این «اثر ترمزی» را حذف کرده و منجر به «آشکار شدن» سریع اثر بارشزایی گازهای گلخانهای، بهویژه به شکل بارشهای رگباری و سنگین به دفعات، گردد.
تئوری «اختلال در تعادل انرژی و ماده اتمسفر ناشی از شوک فعالیتهای صنعتی» یک فرضیه علمی قابل بررسی است که بر پایه قوانین شناختهشده فیزیک ابر و شیمی اتمسفر بنا شده است. برخلاف شایعات بیپایه در مورد «ابردزدی» یا «جنگ راداری»، که از اساس با اصول ترمودینامیک و دینامیک سیالات در تضاد هستند، این فرضیه مسیری شفاف برای پژوهش و راستیآزمایی پیش روی ما میگذارد.
برای سنجش اعتبار این فرضیه، پیشنهاد میشود نهادهای پژوهشی و سازمان هواشناسی کشور، دادههای زیر را در بازههای زمانی «توقف یا کاهش فعالیت صنایع بزرگ جنوب کشور» مورد بررسی تطبیقی قرار دهند:
· غلظت ذرات معلق (PM2.5 و PM10) با استفاده از دادههای ایستگاههای پایش و تصاویر ماهوارهای
· نقشههای دمای سطح زمین (LST) و تغییرات آن
· ارتفاع پایه ابر و اندازه قطرات ابر با استفاده از دادههای رادار هواشناسی
· الگوهای بارش و شدت رگبارها
تنها از این طریق است که میتوانیم با «سواد اقلیمی» از دام شایعات رها شویم و بفهمیم شاید خاموشی موقت دودکشهای صنعتی، کلید قفل بارانها را چرخانده باشد.
افزونهی پایانی: ملاحظات اقلیمی در بازسازی صنایع استراتژیک
در همین راستا و با عنایت به سیاستهای جدید بازسازی صنایع کشور مبتنی بر آمایش سرزمین و ملاحظات منابع آب، که بهموجب آن احتمال دارد صنایع پرآببر نظیر فولاد از فلات مرکزی به سواحل جنوبی منتقل گردد، ذکر یک نکتهی علمی ضروری مینماید. بیتردید این تصمیم راهبردی، از منظر هیدرولوژیک و نجات سفرههای آب زیرزمینی بحرانی فلات مرکزی، اقدامی شجاعانه و کاملاً منطبق بر اصول توسعهی پایدار است. با این وجود، شایسته است در فرآیند بازسازی و استقرار مجدد این صنایع در نوار ساحلی خلیج فارس، ارزیابی اثرات تجمعی اقلیمی (Cumulative Climate Impact Assessment) بهعنوان یک پیوست ضروری در کنار مطالعات اقتصادی و فنی مد نظر قرار گیرد. نگرانی اصلی نه از نفس انتقال، بلکه از «تمرکز مضاعف بار حرارتی و ذرات معلق» در یک منطقهی جغرافیایی محدود با رطوبت نسبی دائمی بالاست که طبق یافتههای دینامیک اتمسفری، میتواند ظرفیت خودپالایی جو محلی را کاهش داده و در بلندمدت الگوهای بارش و کیفیت هوا را دستخوش تغییر سازد. از این رو، پیشنهاد میشود در طراحی واحدهای جدید، بهرهگیری از فناوریهای نوین کاهش بار حرارتی نظیر برجهای خنککنندهیخشک (Air Cooled Condensers) و فیلترهای الکترواستاتیک پیشرفته برای کنترل انتشار آئروسلها، بهعنوان یک الزام زیستمحیطی و نه صرفاً یک گزینهٔ اقتصادی، در دستور کار قرار گیرد. این رویکرد پیشگیرانه، ضمن پاسداشت دستاورد بزرگِ احیای آبهای زیرزمینی کشور، تابآوری اقلیمی منطقهی استراتژیک جنوب را در برابر شوکهای آتی تضمین خواهد نمود.
Schleicher, N. et al. (2012). Efficiency of mitigation measures to reduce particulate air pollution—A case study during the Olympic Summer Games 2008 in Beijing, China. Science of the Total Environment, 427-428, 146-158. DOI: 10.1016/j.scitotenv.2012.04.004.
COVID-19-related drop in anthropogenic aerosol emissions in China and corresponding cloud and climate effects. (2020). EarthArXiv Preprint. DOI: 10.31223/osf.io/z5dm8.
Risser, M. D. et al. (2024). Anthropogenic aerosols mask increases in US rainfall by greenhouse gases. Nature Communications, 15, 1318. DOI: 10.1038/s41467-024-45504-8.
Ackerman, A. S. et al. (2003). Influence of the Kuwait oil fires plume (1991) on the microphysical development of clouds. Journal of Geophysical Research.
Tehran Times. (2026, January 7). Rainfall rises since mid-Sept. compared to long-term average.