۲۱, فروردین,۱۴۰۵ | ۱۰:۲۳ ب.ظ
7552
37
بدون دیدگاه
لطفا کمی منتظر بمانید ...
سر تیتر خبرها
۲۱, فروردین,۱۴۰۵ | ۱۰:۲۳ ب.ظ
7552
37
بدون دیدگاه

از مهمترین پیامدها و دستاوردهای جنگ اخیر تحمیلی آمریکایی- صهیونی به ایران بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی و تورمهای ناشی از آن در کشورهای جهان است. تنگهای راهبردی که باز و بسته بودنش اقتصاد جهانی را به چالش میکشد. آمریکا و قدرتهای جهان غرب در قالب پیمان های نظامی، سیاسی و اقتصادی و راه اندازی «کلنی قدرت جهانی» در راستای استعمار نوین و استثمار و بردگی کشورهای جهان، با جنگ افروزی، تحریم و دخالت در سرنوشت کشورها ضمن ویرانگری، خونریزی و نسل کشی به غارت منابع و ثروت آنان پرداخته و در این میدان گوی سبقت از هم میربودند.
سده معاصر مالامال از شواهد این سیاست پلید است تا اینکه جنگ آمریکایی- صهیونی در اسفندماه گذشته برای دومین بار در یک سال بر ایران تحمیل شد و این بار تعیین سرنوشت و چگونگی پایان جنگ با ایران بود نه بانیان جنگ و همراهان و حامیان به ظاهر ابرقدرتشان.
جنگ هرچه پیشتر میرفت، مواضع قدرت جهانی نرمتر و بیانشان آرامتر و رفتارشان مبتنی بر احترام به حقوق حقه ایران شد. سران این کشورها هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در آغاز جنگ ۴۰ روزه به شدت و آشکارا از جنگ علیه ایران حمایت و همراهی همه جانبه داشتند تا جایی که در حمایت و قدردانی از جنگ افروزان سنگ تمام گذاشتند و صدراعظم آلمان گفت: از اسراییل بابت انجام کاری که ما باید میکردیم قدردانی میکنیم و دیگران نیز به روال و زبان دیگر چنین کردند و حتی هند چند روز پیش از جنگ اخیر دو کشتی ایرانی را توقیف کرد.
اما ادامه جنگ با بسته شدن تنگه هرمز، وضعیت را به شکل دیگری رقم زد به طوری که همین هند که سالها نفت ایران را به بهانه تحریم با تخفیف و غیرنقدی مدت دار میخرید، اکنون پس از ۷ سال نفت را بصورت نقدی و با نرخ روز خریداری میکند و اخیراً معافیتهایی برای ورود دو محموله ایرانی در نفتکشهای تحریمی صادر کرده است. این تغییر هرچند گفتمان موقت باشد، اما بی گمان سبب دگرش رویکردی و الگوی برقراری رابطه با ایران خواهد شد.
جنگ تحمیلی رمضان هرچه پیشتر آمد، قدرت ایران و شکست ناپذیریاش را بیشتر آشکار ساخت و همین ایستادگی جانانه و پاسخگویی سرسختانه و تمام عیار سبب تغییر گفتمان و تجدید نظر در رویه آنان از تهاجمی به مدارا و احترام در برابر ایران شد و این تغییر دگرش از سر جبر ناشی از نمایش اقتدار ایران و بستن تنگه هرمز بود و نه انتخاب آگاهانه و حقیقی.
نباید فراموش کنیم که ناتو، اتحادیه اروپا و سایر کشورهای جهان، در این جنگ و حتی پسا آتش بس، با دگردیسی گفتاری و تناقض رفتاری علیرغم میل باطنی ناگزیر به عدم حمایت و همراهی با آمریکا و اسراییل شدند تا برای برون رفت از شرایط سخت اقتصادی و رفع تنگنای تأمین انرژی بتوانند سهمی از عبور از تنگه هرمز دریافت کنند و میتوان گفت از این پس تنگه هرمز کارکردی ریگولاتوری و تنظیم گرانه در روابط بین قدرتهای جهانی و ایران و همچنین مهمترین عامل در خنثی و بی اثر ساختن تحریمهای تحمیلی به ایران خواهد داشت؛ چون کنترل هوشمند و نظام حقوقی جدید تنگه هرمز کشورها را ناگزیر به تجدید نظر در همراهی با تحریمها علیه ایران خواهد کرد. کما اینکه در همین دو روز آتش بس موقت، هند برای تأمین انرژی ناگزیر به معافیت برای نفتکشهای با محمولههای نفتی ایرانی شدند و بزودی چنین رفتاری به رویه برای سایرین تبدیل خواهد شد.
ایران با برقراری کنترل هوشمند و شرایط جدید حاکم بر تنگه هرمز و دریافت عوارض از کشتیها بر تجارت جهانی تأثیر مستقیم دارد و از این رو چنین فشار بی سابقهای بر اقتصاد جهانی وارد آمده است و این در حالی است که فروش نفت ایران از روزی ۱ میلیون بشکه در روز با بهای ۴۰ تا ۴۵ دلار به روزانه ۱٫۷ میلیون بشکه با بهای بیش از ۱۰۰ دلار و اخذ عوارض ۲ میلیون دلاری برای عبور هر کشتی است و به همین سبب باز شدن تنگه هرمز و بازگشت به شرایط پیش از جنگ، مهمترین خواسته جامعه جهانی است و ایران با پایفشاری بر حق خود بر تنگه هرمز و برقراری نظام حقوقی جدید بر این آبراه حیاتی از یک سوی و از دیگر سوی واکنش ترامپ نسبت به بازگشایی تنگه هرمز که آمریکا برای تأمین انرژی به تنگه هرمز وابستگی ندارد و هر کسی به انرژی نیاز دارد خودش برود تنگه را باز کند، نشان داد آمریکا فقط در پی منافع خودش می باشد و به هیچ اصول و عهدی پایبند نیست و سبب تجدیدنظر کشورها در روابطشان با ایران و برقراری توافق برای امتیاز و مجوز عبور و مرور از تنگه جهت تأمین ایمن و پایدار انرژی شده است. این برتری موازنه قدرت برای ایران است که کلانتری و سالاری تنگه هرمز از بزرگترین دستاوردهای جنگ تحمیلی سوم و دست برتر و تحریم شکن و تنظیم گر روابط قدرت های جهان با ایران خواهد بود.